المپیاد نجوم


موشک سایوز که در ماه مهر در رساندن فضانوردان به فضا ناکام ماند، روز جمعه با موفقیت یک کپسول حاوی محموله را به ایستگاه بین‌المللی فضایی ارسال کرد.

روسکاسموس، سازمان فضایی فدرال روسیه، روز جمعه با استفاده از همان نوع موشکی که بیش از یک ماه پیش به همراه دو سرنشین دچار سانحه شد، یک کپسول بار را با موفقیت برای ایستگاه فضایی بین‌المللی ارسال کرد. این پرتاب، نشانه‌ی آن است که روسکاسموس به‌صورت بالقوه نقص موجود در سایوز را برطرف کرده و این موشک می‌تواند برای حمل مجدد انسان آماده باشد. همچنین از آنجایی که پرتاب سرنشین‌دار بعدی موشک سایوز در سوم دسامبر (۱۲ آذر) انجام خواهد شد، پرتاب موفقیت‌آمیز اخیر خبر خوبی محسوب می‌شود.

موشک پرتاب‌شده در روز جمعه، از نوع سایوز اف‌جی بود که یک کپسول پروگرسِ حاوی غذا و لوازم را برای سه عضو خدمه‌ی ایستگاه فضایی بین‌المللی ارسال کرد. با این حال از نظر فنی، این نخستین پرتاب سایوز از زمان حادثه‌ی مزبور محسوب نمی‌شود. روسکاسموس از زمان سانحه‌ی ماه اکتبر، سه مرتبه مدل‌هایی از موشک سایوز را پرتاب کرده است؛ اما این پرتابگرها در همان پیکربندی مشابه مدل حادثه‌دیده قرار نداشتند. در واقع، روسکاسموس در پروازهای دیگر خود از موشک نوع سایوز ۲ استفاده کرد؛ مدلی ارتقایافته از موشک کارکشته‌ی روسیه با موتورهای اصلاح‌شده و سیستم‌های هدایت که پیش از این برای حمل ماهواره‌ها به مدار به‌کار گرفته شده است. در حالی که سایوز اف‌جی مدلی قدیمی‌تر از موشک سایوز محسوب می‌شود که روسکاسموس برای حمل انسان و محموله به ایستگاه فضایی بین‌المللی از آن استفاده می‌کند.

سایوز اف‌جی با ۶۴ پرتاب موفقیت‌آمیز  نرخ موفقیت صد در صد را داشت

پیش از حادثه‌ی ناگوار ماه گذشته، سایوز اف‌جی با ۶۴ پرتاب موفقیت‌آمیز از زمان آغاز به کار در سال ۲۰۰۱، نرخ موفقیت صد در صد را داشت. اما این موشک در یازدهم اکتبر (۱۹ مهر) تنها چند دقیقه پس از پرتاب از پایگاه فضایی بایکونور در قزاقستان و در حالی که حامل نیک هیگ، فضانورد ناسا و الکسی اوشینین، فضانورد روس بود، دچار نقص فنی شد. پس از بروز حادثه، فضانوردان، سوار بر کپسول سرنشین از موشک جدا شدند و با فرود اضطراری توانستند جان سالم به‌درببرند. آن‌ها در حالی که فشار گرانش ۶.۷ برابری را احساس می‌کردند، موفق به انجام فرود بالستیک شدند و نیم ساعت پس از سانحه به سلامت در خاک قزاقستان فرود آمدند.

ویدئوی سانحه نشان داد که مشکل در حین مرحله‌ی جداسازی به وقوع پیوسته است؛ یعنی هنگامی که چهار بوستر (تقویت‌کننده‌ی) اطراف پایه‌ی موشک قرار بود در حین پرواز جدا شوند. بوسترها معمولا به‌صورت مساوی در الگویی صلیبی‌شکل جدا می‌شوند؛ اما در عوض یکی از بوسترها به میانه‌ی موشک اصابت کرد و منجر به بروز حادثه شد. روسکاسموس در نهایت در تحقیق و بررسی خود به این نتیجه رسید که علت حادثه، نقص موجود در یکی از حسگرهای موشک بود که مسئولیت سینگال‌دهی جداسازی را برعهده داشت.

Nick Hague shaking hands with Jim Bridenstineنیک هیگ، فضانورد ناسا پس از پرتاب ناموفق با جیم برایدنستاین، رئیس ناسا دست می‌دهد

به گفته‌ی روسکاسموس، حسگر یادشده در حین فرآیند مونتاژ موشک آسیب دیده بود و این احتمال وجود داشت که دو پرتابگر اضافی نیز دچار همین نقص بوده باشند. با این حال، با پرواز روز جمعه، به‌نظر می‌رسد که روسکاسموس موفق به حل مشکل شده است.

آزمایش بزرگ بعدی، پرواز سرنشین‌دار پیش‌رو در ماه دسامبر خواهد بود. این ماموریت در اصل قرار بود در بیستم دسامبر (۲۹ آذر) پرتاب شود؛ اما از آنجایی که خرابی سایوز موجب شد تا تعداد خدمه‌ی حاضر در ایستگاه فضایی بین‌المللی به کمتر از حد پیش‌بینی‌شده برسد، زمان آن به سوم ماه منتقل شد. این پرواز قرار است ان مک‌کلین، فضانورد ناسا، دیوید سنت ژاک، فضانورد کانادایی و اولگ کوننکو، فضانورد روس را به ایستگاه فضایی ببرد. مک‌کلین اعلام کرده از آنجایی که سیستم فرود اضطراری در نهایت جان فضانوردان پرواز قبلی را نجات داده است، به توانایی سایوز اطمینان دارد.

آزمایش بزرگ بعدی، پرواز سرنشین‌دار پیش‌رو در ماه دسامبر خواهد بود

اگر پرتاب ماه آینده با موفقیت همراه نباشد، در آن صورت ناسا ناگزیر خواهد شد که با احتمال خالی شدن ایستگاه فضایی بین‌المللی مواجه شود. سه عضو خدمه که در حال حاضر در ایستگاه حضور دارند، ۵ ماه گذشته را در فضا به‌سر برده‌اند و تنها نزدیک به یک ماه دیگر قادر به باقی ماندن در مدار خواهند بود. این موضوع بدین خاطر است که کپسول سایوز آن‌ها – که به کمک آن به ایستگاه رفته‌اند و با همان به خانه برمی‌گردند – عمر محدودی در مدار دارد و باید ظرف مدت ۶ ماه و نیم به زمین بازگردد.

هر سه فضانورد هم‌اکنون قرار است که در پایان دسامبر ایستگاه فضایی را ترک کنند. اگر خدمه‌ی بعدی پیش از آن تاریخ قادر به آغاز ماموریتش نباشد، در آن صورت ناسا یا باید ایستگاه را به‌کلی از خدمه خالی کند یا دست به ارسال یک کپسول سایوز خالی دیگر بزند تا زمان حضور خدمه‌ی فعلی را تمدید کند. با این حال، با پرتاب روز جمعه، به‌نظر می‌رسد که احتمال وقوع این دو سناریو پایین است و می‌توان به موفقیت پرتاب ۱۲ آذر اطمینان داشت.

درباره : نجومی

آن ماری سلامه,بیوگرافی آن ماری سلامه,عکس آن ماری سلامه
بیوگرافی آن ماری سلامه +تصاویر

نام اصلی: آن ماری سلامه

تاریخ تولد: ۱۹۹۰ 

محل تولد: روستای فاریا، کشور لبنان

مدرک تحصیلی: فوق لیسانس هنرهای نمایشی

ملیت: لبنانی

زمینه فعالیت: بازیگر

درباره : نجومی

ناسا اعلام کرد، اطلاعات جدیدی به‌دست آورده که نشان می‌دهد کاوشگر وویجر ۲ به لبه‌ی منظومه شمسی نزدیک‌تر شده است.

ناسا در بیانیه روز ۱۴ نوامبر (۲۳ آبان) خود اطلاعات جدیدی در خصوص موقعیت کاوشگر خود منتشر کرد. کاوشگر وویجر ۲ که سال ۱۹۷۷ به فضا پرتاب شد، تاکنون از برخی از غول‌های گازی منظومه شمسی عبور کرده تا به نخستین کاوشگری در تاریخ اکتشافات فضایی بدل شود که اطلاعاتی از اورانوس و نپتون (دورترین سیارات منظومه ما) جمع‌آوری کرده است. وقتی که ماموریت وویجر ۲ تکمیل شد، این کاوشگر به سوی لبه منظومه شمسی هدایت شد.

اطلاعات جدید از ابزاری به نام تلسکوپ انرژی کم به دست آمدند که خصوصیات ذرات کم انرژی منظومه شمسی را بررسی می‌کند. آژانس فضایی قبلا اواسط مهر ماه هم گفته بود که کاوشگر وویجر ۲، در حال نزدیک شدن به لبه‌ی منظومه شمسی است. ناسا در اعلام مهر ماه خود، از اطلاعات دو ابزار مختلف روی کاوشگر بهره برد که از اوایل شهریور علائمی از برخورد تعداد کمی ذرات انرژی بالا را با کاوشگر نشان می‌دادند.

نمودار میزان برخورد ذرات هلیوسفر به کاوشگر وویجر ۲ نموداری که میزان برخورد ذرات هلیوسفر به کاوشگر وویجر ۲ را نشان می‌دهد. هنگامی که کاوشگر منظومه شمسی را ترک کند، مقادیر این ذارت به صفر خواهد رسید

تیم پروژه وویجر عقیده دارد که کم شدن ذرات کم انرژی در مسیر وویجر ۲، نشان می‌دهد که این کاوشگر در حال خروج از منظومه شمسی است. اکنون تیم پروژه وویجر متوجه کاهش چشمگیر ذرات کم‌انرژی شده است، البته هنوز مقادیری که شناسایی شدند به صفر نرسیدند. به همین جهت، دانشمندان هنوز کاملا مطمئن نیستند که وویجر ۲ به‌طور کامل از منظومه شمسی خارج شده باشد.

با این حال، اطلاعات جدید، گمانه‌زنی‌های پیشین را تقویت کردند که نشان می‌دادند وویجر ۲ در راه خروج از منظومه شمسی است. این اطلاعات از یکی دیگر از ابزارهای کاوشگر به نام تلسکوپ انرژی بالا گرفته شدند. تلسکوپ انرژی بالا، ذراتی با انرژی بالا را می‌سنجد و با پیشروی بیشتر وویجر ۲ و خروج از منظومه شمسی، این ذرات بیشتر با کاوشگر برخورد خواهند داشت. برخورد زیاد با ذرات پر انرژی نیز نشانگر این است که کاوشگر محافظت حباب منظومه شمسی که هلیوسفر نامیده می‌شود را از دست داده است. هلیوسفر یا منطقه توقف خورشیدی، حبابی به دور منظومه شمسی است که به‌وسیله بادهای خورشیدی شکل گرفته است. بادهای خورشیدی نیز جریان‌هایی از ذرات باردار (پلاسما) هستند که از خورشید آزاد می‌شوند.

ناسا اوایل شهریور متوجه علائمی از خروج احتمالی وویجر ۲ از منظومه شمسی شد

از آنجایی که سرعت بادهای خورشیدی همواره در نوسان است، محل دقیق حباب هلیوسفر نیز ثابت نیست، به همین دلیل، تعیین خروج نهایی وویجر ۲ از منظومه شمسی تا حد زیادی برای دانشمندان چالش‌برانگیز است. در واقع، تیم پروژه وویجر، می‌داند که این کاوشگر در حال حاضر نزدیک به ۱۷٫۷ میلیارد کیلومتر از زمین دور شده است. اما پیش‌بینی زمانی که واقعا کاوشگر با عبور از هلیوسفر از منظومه شمسی خارج می‌شود هنوز دشوار است.

با وجودی که ممکن است وویجر ۲ با خروج از لبه‌ی منظومه شمسی شروع به کاوش ناحیه‌ی بیرونی خورشید کند که تاج خورشیدی (کرونا) نامیده می‌شود؛ اما ناسا قبلا کاوشگر دیگری را به همین منظور به نزدیکی خورشید فرستاده است؛ کاوشگر خورشیدی پارکر که قرار است ۲۴ مانور گذر نزدیک (در فاصله‌ی ۶ میلیون کیلومتری سطحِ خورشید) را در مجاورت خورشید انجام دهد.

مقاله‌های مرتبط:

کاوشگرهای دوقلوی، وویجر ۱ و ۲، به فاصله چند ماه در سال ۱۹۷۷ به فضا فرستاده شدند. این دو کاوشگر، رکورد دورترین ساخته‌های دست بشر و طولانی‌ترین ماموریت فضایی را یدک می‌کشند. وویجر ۱، در سپتامبر سال ۲۰۱۲، از منظومه شمسی خارج شد تا به اولین ساخته دست انسان بدل شود که از منظومه شمسی خارج می‌شود و به فضای میان‌ستاره‌ای می‌رود. دانشمندان تخمین می‌زنند که آخرین ابزارهای علمی وویجرها تا سال ۲۰۳۰ از کار بیافتد. اما با این حال، هر دو کاوشگر بازهم با سرعتی حدود ۴۸ هزار کیلومتر در ساعت، به سفر خود ادامه می‌دهند.

اما از آنجایی که وویجر ۲، دقیقا مراحل کاوشگر دوقلوی خود، وویجر ۱ را دنبال نکرده، دانشمندان هنوز هم از خروج قطعی کاوشگر از منظومه شمسی مطمئن نیستند. به‌هر حال، هرگاه که وویجر ۲ از منظومه شمسی خارج شود، به دومین ساخته دست انسان تبدیل می‌شود که چنین مسافت طولانی را طی می‌کند.

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: یک تیم بین‌المللی از باستان‌شناسان و دیرینه انسان‌شناسان موفق به کشف بقایای فسیلی و ابزارهای سنگیِ متعلق به دوره پلیستوسن میانی شدند. این ابزارها در منطقۀ طی الغده صحرای نفود عربستان سعودی کشف شد و انتظار می رود متعلق به ۳۰۰ هزار سال تا ۵۰۰ هزار سال قبل باشند.

image e Homininsبه گزارش لمپیاد نجوم، این اکتشاف که در مجله «Nature Ecology & Evolution» منتشر شد، نشان می دهد که انسانیان(Hominins) دستکم ۱۰۰ هزار سال زودتر از آنچه تصور می شد، در شبه جزیره عربستان حضور داشته‌اند. منطقه طی الغده یکی از مهمترین مناطق باستان‌شناسی در شبه جزیره عربستان می باشد که مجموعه‌ای از حیوانات فسیلِ مربوط به دوره پلیستوسن میانی را در بر دارد. از جملۀ این حیوانات میتوان به فیل، جگوار و پرنده‌های آبی اشاره کرد. با این حال، تاکنون نبود ابزارهای سنگی باعث نامعلوم ماندن رابطه میان این حیوانات و وجود انسانیان ِ اولیه شده است.

دکتر «مایکل پتراگلیا» نویسنده ارشد و محقق در موسسه تاریخ انسان در موسسه مکس پلانک گفت: «اکتشافات ما منطقۀ طی الغده را به اولین مجموعه فسیل‌های انسانیان ِ اولیه در دنیا تبدیل می کند. این کشف نشان می دهد که اجداد ما به هنگام پرسه زدن در داخل مناطق سبز و پُر درخت از طیف وسیعی از حیوانات به عنوان ابزار استفاده می کرده‌اند.»

«متیو استوارت» نویسنده ارشد و دانشجوی مقطع دکتری در دانشگاه نیو ساوت ولز خاطر نشان کرد: «علی‌رغم موقعیت جغرافیایی حیاتی در گذرگاه میان آفریقا و اروپا، شبه جزیره عربستان به طرز شگفت‌آوری در بحث‌های مربوط گسترش انسانیان اولیه جایگاهی نداشته است. لذا کشف‌های جدید می تواند حقایق بیشتری را دربارۀ این گونه از انسانها برملا کند. با این حال، تجزیه و تحلیل‌های مدل‌های آب و هوایی، آثار غاری، داده‌های مربوط به دریاچه‌ها و فسیل ِ حیوانات نشان می دهد که زمانی در گذشته، صحراهای نامساعد و بی آب و علف که قسمت‌های زیادی از عربستان کنونی را تشکیل می دهد، از شرایط سرسبزی برخوردار بودند. این شرایط موجب شده بود تا جمعیت‌های گوناگونی از انسانیان این منطقۀ جذاب را بعنوان محل سکونت خود انتخاب کنند.»

تجزیه و تحلیل ایزوتوپ پایدار بقایای حیوانات فسیل شده نشان می دهد که شبه جزیره عربستان زمانی در گذشته از پوشش گیاهی سرسبزی برخوردار بوده است و سطح خشکی آن مشابه با مناطقی بوده که در شرق آفریقای کنونی یافت می شود. این نشان می دهد که پراکندگی اولیۀ اجداد باستانی ما نتیجه انطباق با محیط زیستِ بیرون از آفریقا نبوده است.

دکتر «پاتریک رابرتس» نویسنده و دانشمند در موسسه تاریخ انسان در مکس پلانک اظهار کرد: «اگرچه این جمعیت های هومونین اولیه از ظرفیت‌های فرهنگی قابل توجهی برخوردار بودند، اما حرکتشان به این بخش از جهان نیازی به مطابقت با صحراهای بی‌آب و علف و نامساعد نداشت. در واقع، شواهد ایزوتوپی نشان می دهد که گسترش انسانیان ِ اولیه به شیوۀ حرکت سایر پستانداران به آفریقا، شام و اوراسیا شباهت داشته است. مطالعه جامع محیط‌های گذشته، به ویژه شبه جزیره عربستان و جاهای دیگر که انواع مختلفی از گونه‌های انسانیان در آنها سکنی گزیده بودند، می تواند نشان دهد که گونه‌های ما آیا انعطاف‌پذیری منحصربفردی در مطابقت با محیط‎های مختلف داشته‌اند یا خیر.»

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی لمپیاد نجوم

منبع: sci-news.com

درباره : نجومی

آن ماری سلامه,بیوگرافی آن ماری سلامه,عکس آن ماری سلامه
بیوگرافی آن ماری سلامه +تصاویر

نام اصلی: آن ماری سلامه

تاریخ تولد: ۱۹۹۰ 

محل تولد: روستای فاریا، کشور لبنان

مدرک تحصیلی: فوق لیسانس هنرهای نمایشی

ملیت: لبنانی

زمینه فعالیت: بازیگر

درباره : نجومی

برنامه نویسی کامپیوتر عبارت است از فرآیند طراحی و ساخت یک برنامه کامپیوتری قابل اجرا برای انجام یک وظیفه رایانشی مشخص.

برنامه نویسی شامل کارهایی از قبیل تحلیل، تولید الگوریتم ها، زیرنظر گرفتن دقت الگوریتم ها و مصرف منابع سیستم توسط آن ها و پیاده سازی الگوریتم ها به یک زبان برنامه نویسی انتخابی( که اغلب به آن کد نویسی گفته می شود). کد منبع یک برنامه به یک یا چند زبان برنامه نویسی نوشته می شود. هدف برنامه نویسی، یافتن مجموعه ای از دستور ها است که فرآیند انجام یک کار یا حل یک مسئله را به صورت خودکار در می آورد. بنابراین، فرآیند برنامه نویسی اغلب به تخصص و مهارت در چند زمینه دیگر، شامل دانش در زمینه دامنه کاربرد، الگوریتم های مخصوص و منطق رسمی نیاز دارد.

کار های لازم برای برنامه نویسی شامل تست نرم افزار، اشکال زدایی(دیباگ کردن) آن، نگهداری از کد منبع برنامه، پیاده سازی سیستم Buildها و مدیریت مصنوعات مشتق شده مانند کد ماشین برنامه های کامپیوتری است. این کار ها را می توان به عنوان بخشی از فرآیند برنامه نویسی نیز در نظر گرفت اما اغلب از عبارت توسعه نرم افزار برای توصیف این فرآیند بزرگ تر استفاده می شود و  واژه هایی مانند برنامه نویسی، پیاده سازی یا کد نویسی اغلب برای خود فرآیند نوشتن کد منبع نرم افزار مورد استفاده قرار می گیرند. مهندسی نرم افزار تکنیک های مهندسی را با روش های توسعه نرم افزار ترکیب می کند.

 

 

لمپیاد نجوم - برنامه نویسی بازی شطرنج

اگر فیل سفید «در خانه b3» به خانه a2 حرکت کند و اسب سیاه را بزند، سرباز سیاه در خانه b1 به گونه ای برنامه ریزی شده که او هم فیل سفید در خانه a2 را بزند. این برنامه ریزی با رنگ بنفش نمایش داده شده است. سیاه آخرین حرکت را انجام داده؛ آخرین حرکت با رنگ زرد مشخص شده؛ “مثالی از یک بازی شطرنج”


دستگاه های قابل برنامه نویسی حداقل از سال ۱۲۰۶ قبل از میلاد وجود داشتند. در آن زمان ماشین خودکار  الجَزَری از طریق گیره ها و دندانه هایش قابلیت برنامه ریزی شدن داشت و می توانست الگو ها و ریتم های مختلفی از طبل ها را بنوازد. در سال ۱۸۰۱ میلادی، دستگاه پارچه بافی ژاکارد می توانست با تغییر “برنامه”(مجموعه ای از کارت های مقوایی که سوراخ هایی بر روی آن ها پانچ شده بود)، بافت های مختلفی را تولید کند.

با این وجود، اولین برنامه کامپیوتری به سال ۱۸۴۳ میلادی بر می گردد. در این سال، ایدا لاولیس، ریاضی دان انگلیسی، الگوریتمی را منتشر کرد که می توانست دنباله ای از اعداد برنولی را محاسبه کند و برای ماشین تحلیلی چارلز بابیج نوشته شده بود.

در دهه ۱۸۸۰ میلادی، هرمن هولریت مفهوم ذخیره سازی داده ها به شکل قابل بازخوانی برای ماشین ها را ابداع کرد. در ادامه، اضافه شدن یک پنل کنترلی به ماشین حسابداری نوع یک او(مربوط به سال ۱۹۰۶) امکان برنامه ریزی آن برای انجام کار های مختلف را فراهم کرد و تا اواخر دهه ۴۰ میلادی، ماشین های حسابداری ثبت واحد مانند IBM 602 و IBM 604 و همچنین اولین کامپیوتر های الکترونیکی نیز به وسیله پنل های کنترلی به طور مشابه برنامه ریزی شدند. با این حال، با ابداع مفهوم کامپیوتر های ذخیره دستوری در سال ۱۹۴۹، هم برنامه ها و هم داده ها به یک طریق در حافظه کامپیوتر ذخیره و دست کاری می شدند.

زبان ماشین، زبان برنامه های اولیه به شمار می رفت که اغلب به شکل مجموعه دستورالعمل های یک ماشین خاص و به صورت دودویی نوشته می شدند. خیلی زود، زبان های اسمبلی توسعه یافتند. این زبان ها به برنامه نویس اجازه می دادند دستورالعمل ها را به صورت متن مشخص کرده(مانند  ADD X و TOTAL)، برای هر کد عملیاتی علائم اختصاری تعریف کند و از اسامی معنا دار برای مشخص کردن ادرس استفاده کند. با این حال، به دلیل این که زبان اسمبلی چیزی بیشتر از علائم متفاوت برای یک زبان ماشین است، هر دو ماشین با مجموعه دستورالعمل های مختلف نیز دارای زبان های اسمبلی متفاوتی هستند.

زبان های سطح بالا به برنامه نویس اجازه می دهند که برنامه را به گونه ای بنویسند که از نظر قواعد نحوی غنی بوده و توانایی بیشتری برای انتزاع کد داشته باشد. به این ترتیب کد مورد نظر می تواند از طریق اعلان های گردآوری و الگوریتم جستجوی کاشف، توسط مجموعه دستورالعمل های مختلف ماشین مورد هدف قرار بگیرد. اولین کامپایلر برای یک زبان برنامه نویسی توسط گریس هاپر توسعه یافت. وقتی هاپر در سال ۱۹۴۹ برای کار بر روی UNIVAC عازم شد، ایده استفاده از کامپایلر ها را نیز با خود به همراه آورد. کامپایلر ها قدرت کامپیوتر ها را مهار کرده و با فراهم آوردن امکان تعریف محاسبات با استفاده از نوشتن یک فرمول از طریق نشانه گذاری میانوندی (برای مثال Y = X*2 + 5*X + 9)، برنامه نویسی را به کاری ساده تر تبدیل می کنند. Fortran، اولین زبان سطح بالا که به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت، اجرای آن کاربردی بود و امکان انتزاع بلوک های قابل استفاده مجددی از کد ها را فراهم می کرد، در سال ۱۹۵۷ بیرون آمد و زبان های بسیار زیاد دیگری هم خیلی زود بعد از آن توسعه یافتند که به طور خاص می توان به COBOL که با هدف پردازش داده های تجاری توسعه یافته بود و Lisp که هدفش تحقیق در زمینه کامپیوتر بود، اشاره کرد. در سال ۱۹۵۱، بتی هولبرتون اولین تولیدکننده مرتب سازی ادغامی را که بر روی UNIVAC I اجرا می شد، توسعه داد. یک زن دیگر، به نام اَدل میلی‌کاس، که در UNIVAC کار می کرد، برنامه ای را توسعه داد که اولین نمونه از تولیدکننده های خودکار گزارش بود. ایده ساخت COBOL در سال ۱۹۵۹شکل گرفت. در این سال، ماری هاوِس که برای شرکت Burroughs کار می کرد، جلسه ای را تشکیل داد تا در مورد ساخت یک زبان مشترک کسب و کار بحث و گفتگو شود. او شش نفر، از قبیل گریس هاپر را به این جلسه دعوت کرد. هاپر در توسعه COBOL به عنوان یک زبان کسب و کار دخالت داشت و توانست برنامه ای “خود مستند ساز” تولید کند. نقش هاپر در توسعه COBOL به وسیله زبان برنامه نویسی خودش که FLOW-MATIC نام داشت، ایفا شد. در سال ۱۹۶۱، ژان سامت، FORMAC را توسعه داد و همچنین کتاب “زبان های برنامه نویسی: تاریخچه و مبانی” را منتشر کرد که تبدیل به مرجعی استاندارد در مورد زبان های برنامه نویسی شد.

در آن زمان، بیشتر برنامه ها هنوز هم با استفاده از کارت های پانچ شده مقوایی یا نوار های کاغذی پانچ شده وارد می شدند. در اواخر دهه ۶۰ میلادی، دستگاه های ذخیره داده و ترمینال های کامپیوتری به اندازه کافی ارزان شدند به طوری که امکان ساخت برنامه ها از طریق تایپ مستقیم در آن ها فراهم شد. زمانی که بتی هولبرتون در UNIVAC کار می کرد، کدی را تهیه کرد که امکان گرفتن ورودی های کیبورد را فراهم می کرد. در ادامه ویرایشگر های متنی توسعه یافتند که تغییر و تصحیح کد ها را به فرآیندی بسیار ساده تر از کارت های پانچی تبدیل کردند. در دهه ۶۰ میلادی، ماری کنت کِلِر دانشجوی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه Dartmouth بود و بر روی توسعه زبان برنامه نویسی BASIC کار می کرد. در دهه ۷۰ میلادی، یکی از اولین زبان های برنامه نویسی شی گرا به نام Smalltalk توسط هفت برنامه نویس، شامل اَدل گلدبرگ، توسعه یافت. در سال ۱۹۸۵، رادیا پرلمن پروتکل درخت پوشا را توسعه داد تا بسته های اطلاعات شبکه، با بازده بالا مسیردهی شوند.

 

لمپیاد نجوم - اولین برنامه نویس تاریخ یاد می شود

ایدا لاولیس که یادداشت هایش در انتهای مقاله لوییجی منابریا حاوی اولین الگوریتم طراحی شده برای پردازش توسط یک موتور تحلیلی بود. از او اغلب به عنوان اولین برنامه نویس تاریخ یاد می شود.

 

 

لمپیاد نجوم - داده های کامپیوتری

زمانی داده ها و دستورالعمل ها بر روی کارت های پانچ شده مقوایی ذخیره می شدند. همه این کارت ها به صورت منظم در دسته های مختلف نگهداری می شدند.

 

لمپیاد نجوم - پنل کنترلی سیمی ماشین حساب IBM

پنل کنترلی سیمی برای ماشین حسابداری IBM 402


فارغ از رویکرد مورد استفاده در برنامه نویسی، برنامه نهایی باید دارای یک سری خواص بنیادی باشد. در ادامه به چند مورد از مهم ترین این خواص اشاره می شود:

  • قابلیت اطمینان: نتایج یک برنامه هر چند بار در میان درست هستند. این موضوع به درستی الگوریتم ها از نظر مفهومی و کمینه سازی خطا های برنامه نویسی، مثلا خطا در مدیریت منابع(سر ریز شدن بافر یا وضعیت رقابتی) و خطا های منطقی( مثل تقسیم به صفر یا خطای off by one) بستگی دارد.
  • پایایی: یک برنامه چقدر خوب می تواند انتظار مشکلات ناشی از خطا( نه باگ ها) را داشته باشد. این مورد شامل وضعیت هایی مانند داده های غلط، نامناسب یا خراب، در دسترس نبودن منابع مورد نیاز مانند حافظه، خدمات سیستم عامل و اتصال به شبکه، خطای کاربر و قطع ناگهانی برق است.
  • کاربرد پذیری: ارگونومی یک برنامه؛ یعنی میزان راحتی استفاده از برنامه توسط کاربر برای تحقق هدف مورد نظر برنامه و یا در برخی موارد تحقق هدفی متفاوت و غیر منتظره توسط برنامه. فارغ از سایر مشکلات، چنین مسائلی می تواند باعث موفقیت یا شکست برنامه شود. کاربردپذیری شامل بازه گسترده ای از المان های متنی، گرافیکی و گاهی اوقات سخت افزاری است که شفافیت، شهودی بودن، یکپارچگی و کامل بودن رابط کاربری یک برنامه را بهبود می بخشند.
  • قابلیت انتقال: مجموعه سخت افزار ها و سیستم عامل هایی که کد منبع برنامه می تواند بر روی آن ها کامپایل یا تفسیر شده و اجرا شود. این موضوع به تفاوت امکانات برنامه نویسی که توسط پلتفرم های مختلف ارائه می شوند، بستگی دارد. از جمله این تفاوت ها می توان به منابع سخت افزاری و سیستم عامل، رفتار مورد انتظار سخت افزار و سیستم عامل، در دسترس بودن کامپایلر و گاهی اوقات کتابخانه های مخصوص به هر پلتفرم برای زبان برنامه نویسی کد منبع اشاره کرد.
  • نگهداشت پذیری: میزان آسانی اصلاح یک برنامه کامپیوتری توسط توسعه دهندگان فعلی یا آتی آن به منظور بهبود عملکرد، شخصی سازی، بر طرف کردن باگ ها و حفره های امنیتی یا تطبیق با محیط های جدید. در این راستا، عملکرد مناسب در جریان مراحل اولیه توسعه نرم افزار می تواند بسیار حیاتی باشد. این خاصیت ممکن است به طور مستقیم برای کاربر نهایی ملموس نباشد اما می تواند به طرز چشمگیری سرنوشت یک برنامه را در بلند مدت تعیین کند.
  • کارایی(عملکرد): معیاری از میزان منابعی از سیستم که توسط برنامه مصرف می شود(زمان پردازش، فضای حافظه، دستگاه های کند مانند دیسک ها، پهنای باند شبکه و تا حدی تعامل کاربر). هر چقدر این مصرف منابع کمتر باشد، بهتر خواهد بود. این مورد همچنین شامل مدیریت دقیق منابع، مثلا پاک کردن فایل های موقت و از بین بردن نشتی های حافظه است.

خوانایی کد منبع

در برنامه نویسی کامپیوتر، منظور از خوانایی، میزان آسانی درک هدف، جریان برنامه و عملکرد کد منبع توسط خواننده است. این موضوع بر جنبه هایی از کیفیت برنامه که در قسمت قبل ذکر شدند، از قبیل قابلیت انتقال، کاربرد پذیری و مهم تر از همه نگهداشت پذیری است.

خوانایی موضوعی مهم است زیرا برنامه نویسان به جای نوشتن کد منبع جدید، بیشتر وقت خود را صرف خواندن و تلاش برای درک و اصلاح کد منبع موجود می کنند. کد های ناخوانا اغلب منجر به وجود باگ در برنامه، پایین آمدن بازده و کد های تکراری می شود. تحقیقی در این زمینه به این نکته پی برد که چند تبدیل ساده برای افزایش خوانایی کد را کوتاه تر کرده و زمان لازم برای درک آن را به شدت کاهش می دهد.

تبعیت کردن از یک سبک برنامه نویسی منسجم اغلب باعث بهبود خوانایی می شود. با این حال، خوانایی تنها به سبک برنامه نویسی وابسته نیست. عوامل متعددی هستند که تاثیر چشمگیری بر توانایی کامپیوتر در کامپایل کردن کد و اجرای موثر آن ندارند،  اما در زمینه خوانایی کد اهمیت پیدا می کنند. برخی از این عوامل عبارتند از:

  •  بلوک بندی متفاوت(فضای سفید و خالی)
  • کامنت ها
  • تبدیل قسمت های طولانی به قسمت های کوتاه تر
  • قواعد نامگذاری برای اشیا( مانند متغیر ها، کلاس ها، فرآیند ها و…)

جنبه های ظاهری این کار(مانند تو رفتگی ها، رفتن به خط بعدی، هایلایت رنگی و موارد دیگر)  اغلب به وسیله ویرایشگر کد منبع انجام می شوند اما از جنبه های محتوایی آن نمایانگر استعداد و مهارت های برنامه نویس هستند.

با هدف حل مشکلات مربوط به خوانایی، زبان های برنامه نویسی تصویری مختلفی نیز توسعه یافته اند که نگرش جدیدی را نسبت به ساختار کد و نمایش آن در پیش گرفته اند. محیط های یکپارچه توسعه نرم افزار(IDE) می خواهند تمامی این کمک ها را به صورت یکپارچه در بیاورند. تکنیک هایی مانند بازسازی کد می تواند خوانایی را افزایش دهد.

پیچیدگی الگوریتمی

برنامه نویسی کامپیوتر، چه در حیطه دانشگاهی و چه در کاربرد مهندسی عمدتا درگیر یافتن و پیاده سازی پر بازده ترین الگوریتم ها برای دسته خاصی از مسائل است. برای این منظور، الگوریتم ها اغلب با استفاده نماد O بزرگ، به مرتبه های مختلف تقسیم بندی می شوند. این نماد اغلب میزان مصرف منابع، مثلا زمان اجرا یا مصرف حافظه را نسبت به اندازه یک ورودی نشان می دهد. برنامه نویس های خبره اغلب با انواع مختلفی از الگوریتم های شناخته شده و پیچیدگی های هر کدام آشنا هستند و از این دانش برای انتخاب مناسب ترین الگوریتم ها برای شرایط مسئله، استفاده می کنند.

مثال: الگوریتم های شطرنج

“برنامه نویسی یک کامپیوتر برای شطرنج بازی کردن” نام یک مقاله علمی مربوط به سال ۱۹۵۰ است که الگوریتم بیشینه کمینه(minimax) که بخشی از تاریخچه پیچیدگی الگوریتمی محسوب می شود را ارزیابی می کرد. درسی در مورد کامپیوتر شطرنج باز دیپ بلو، مربوط به شرکت IBM نیز جز برنامه درسی دانشجویان دانشگاه استنفورد به شمار می رود.

روش ها

اولین قدم در بیشتر فرآیند های معمول توسعه نرم افزار، تحلیل نیازمندی ها است. مراحل بعدی شامل آزمایش به منظور تعیین مدل مقادیر، پیاده سازی و در نهایت حذف مشکلات(دیباگ کردن) است. برای هر کدام از کار های ذکر شده، رویکرد های مختلفی وجود دارد. یکی از رویکرد های محبوب برای تحلیل نیازمندی ها، تحلیل مورد استفاده(Use Case) است. بسیاری از برنامه نویسان از شکل های مختلفی از روش های توسعه نرم افزاری چابک استفاده می کنند که در آن مراحل مختلف توسعه نرم افزار به صورت یکپارچه در آمده و به شکل چرخه های کوتاهی در می آیند که به جای سال ها طول کشیدن، تنها چند هفته طول خواهند کشید. رویکرد های مختلفی برای فرآیند توسعه نرم افزار وجود دارد.

روش های مدل‌سازی محبوب شامل تحلیل و طراحی شی گرا(OOAD) و معماری مدل مبنا(MDA) است. زبان مدل‌سازی یکپارچه(UML)، زبانی است که برای OOAD و MDA به کار می رود.

روشی مشابه که برای طراحی بانک های اطلاعاتی مورد استفاده قرار می گیرد مدل موجودیت-رابطه(ER) است.

روش های پیاده سازی شامل زبان های ضروری(شی گرا یا رویه ای)، زبان های تابعی و زبان های منطقی است.

اندازه گیری کاربرد زبان ها

تعیین محبوب ترین زبان های برنامه نویسی مدرن کاری بسیار سخت است. روش های اندازه گیری میزان محبوبیت زبان های برنامه نویسی شامل این موارد است: ۱- شمردن تعداد آگهی های شغلی که به زبان مورد نظر اشاره می کنند ۲-تعداد کتاب های فروخته شده و کلاس های برگزار شده برای آموزش آن زبان( این روش باعث می شود تا محبوبیت زبان های جدید بیشتر از حد واقعی به نظر برسند) ۳- تخمین تعداد خط های کد موجود به زبان مورد نظر( این روش تعداد کاربران زبان های کسب و کار مانند COBOL را کمتر از حد واقعی تخمین می زند).

برخی از زبان ها برای کاربرد های خاص، بسیار محبوب هستند در حالی که برخی دیگر از زبان ها به صورت متداول برای نوشتن برنامه های با کاربرد های مختلف استفاده می شوند. برای مثال COBOL هنوز در مراکز داده شرکت ها و بر روی کامپیوتر های Main frame آن ها استفاده می شود. Fortran هنوز در کاربرد های مهندسی، زبان های اسکریپت نویسی در توسعه وب و C در نرم افزار سیستم های نهفته مورد استفاده قرار می گیرند. در ساخت و استفاده بسیاری از کاربرد ها از ترکیب چندین زبان استفاده می شود. زبان های جدید اغلب حول قواعد نحوی زبان های قبلی طراحی می شوند اما کاربرد های جدیدی را اضافه می کنند(مثلا C++ شی گرایی را به C اضافه می کند یا Java مدیریت حافظه و بایت‌کد را به C++ اضافه می کند. اما در نتیجه این کار، بازدهی خود و قابلیت دستکاری سطح پایین را از دست می دهد).

عیب زدایی(دیباگینگ)

عیب زدایی یکی از بخش های مهم در فرآیند توسعه نرم افزار است زیرا وجود نقص در برنامه می تواند پیامد های چشمگیری را برای کاربران برنامه در پی داشته باشد. برخی زبان ها بیشتر در معرض برخی خطا ها قرار می گیرند زیرا خصوصیات آن ها، کامپایلر ها را به اندازه سایر زبان ها ملزم به اجرای بررسی های متعدد نمی کند. استفاده از ابزار تحلیل ایستای کد می تواند در تشخیص برخی از مشکلات کمک کند. عموما اولین قدم در عیب زدایی، تلاش برای تولید اشکال است. این کار می تواند دشوار باشد( مثلا در مورد فرآیند های موازی یا باگ های نرم افزاری غیرعادی). همچنین، محیط کاربری مشخص و تاریخچه استفاده نیز می توانند باعث دشواری در بازتولید مشکل شوند.

پس از این که باگ مجددا تولید شد، ممکن است لازم باشد تا ورودی مسئله ساده سازی شود تا فرآیند عیب زدایی آسان تر انجام شود. برای مثال، وجود یک باگ در کامپایلر می تواند باعث متوقف شدن آن در جریان بررسی فایل های منبع بزرگ شود. با این وجود، پس از ساده سازی مورد آزمایش، تنها چند خط از فایل منبع اولیه می تواند برای تولید مجدد مشکل ذکر شده کافی باشد. چنین ساده سازی هایی را می توان به صورت دستی و با استفاده از رویکرد تقسیم و غلبه انجام داد. در این روش، برنامه نویس تلاش خواهد کرد تا بخش هایی از مورد آزمایش را حذف کرده و بررسی کند که آیا مشکل مورد نظر هنوز هم وجود دارد یا خیر. در هنگام عیب زدایی یک مشکل در رابط کاربری گرافیکی، برنامه نویس تلاش خواهد کرد تا برخی از تعاملات کاربری در مشکل اولیه را رد کرده و ببیند آیا عمل های باقی مانده برای ظاهر شدن باگ ها کافی هستند یا خیر.

عیب زدایی اغلب با کمک IDE هایی مانند  Eclipse، Visual Studio،  Xcode،  Kdevelop،  NetBeans و Code::Blocks انجام می گیرد. دیباگر های مجزا مانند GDB نیز گاهی اوقات مورد استفاده قرار می گیرند. این دیباگر ها اغلب محیطی کمتر تصویری و بیشتر به شکل خط فرمان دارند. برخی از ویرایشگر های متن مانند  Emacs به GDB اجازه می دهند تا از طریق آن ها وارد عمل شود و از این طریق محیطی تصویری را برای آن فراهم می کنند.

 

حشره «باگ» مشهور مربوط به سال ۱۹۴۷ که ریشه واژه محبوب «اما نادرست» باگ به شمار می رود و منظور آن عیب در نرم افزار است.


زبان های مختلف برنامه نویسی از سبک های مختلف برنامه نویسی(که به آن پارادایم های مختلف برنامه نویسی نیز گفته می شود) پشتیبانی می کنند. انتخاب زبان مورد استفاده به موارد مختلفی مانند سیاست های شرکت، مناسب بودن برای هدف برنامه، در دسترس بودن بسته های شخص ثالث و یا سلیقه شخصی بستگی دارد. در حالت ایده ال، مناسب ترین زبان برنامه نویسی برای کاربرد مورد نظر، انتخاب خواهد شد. مسائلی که باعث فاصله گرفتن از این حالت ایده آل می شوند شامل یافتن تعداد کافی از برنامه نویسانی که زبان مورد نظر را بدانند، در دسترس بودن کامپایلر های مناسب برای زبان مورد نظر و بازده اجرای برنامه در یک زبان مشخص هستند. زبان های برنامه نویسی در طیفی تقریبی قرار می گیرند که از سطح پایین شروع شده و تا سطح بالا ادامه دارد. زبان های سطح پایین  اغلب ماشین محور تر هستند و اجرای آن ها سریع تر است در حالی که زبان های سطح بالا خلاصه تر بوده و استفاده از آن ها آسان تر است اما اجرای آن ها کمی بیشتر طول می کشد. به طور کلی برنامه نویسی به زبان های سطح بالا آسان تر از زبان های سطح پایین است.

آلن داونی، در کتاب خود به نام “چگونه مانند یک دانشمند علوم کامپیوتر فکر کنیم” می نویسد:

جزئیات در زبان های مختلف، متفاوت به نظر می رسند اما چند دستورالعمل ساده در هر زبانی وجود دارند:

  • ورودی: جمع آوری اطلاعات از طریق کیبورد، یک فایل یا دستگاه ورودی دیگر
  • خروجی: نمایش اطلاعات بر روی صفحه یا ارسال آن ها به یک فایل یا دستگاه دیگر
  • محاسبات: انجام عملیات اصلی محاسباتی مانند جمع و ضرب
  • حالت های شرطی: بررسی شرایطی خاص و اجرای رشته مناسبی از گزاره ها
  •  تکرار: انجام یک کار به صورت تکراری و با تغییرات کوچک

بسیاری از زبان های برنامه نویسی، مکانیزم هایی را برای فراخوانی توابع از کتابخانه های مشترک فراهم می کنند. به شرطی که توابع موجود در یک کتابخانه از قرارداد های زمان اجرای مناسب تبعیت کنند( مانند روش انتقال آرگومان ها)، می توان این توابع را به هر زبان دیگری نیز نوشت.


برنامه نویسان کامپیوتر افرادی هستند که نرم افزار کامپیوتر را می نویسند. کار آن ها اغلب شامل موارد زیر است:

  • کدنویسی
  • یکپارچه سازی
  • معماری نرم افزار
  • عیب زدایی
  • نگهداری
  •  آزمایش نرم افزار
  • مستند سازی
  • تحلیل نیاز ها
  • مشخصات

درباره : نجومی

ناسا اخیرا جزئیات مربوط به انفجار ذرات باردار در مگنتوسفر زمین را منتشر کرده است.

گاهی اوقات رگه‌های مغناطیسی موجود در قفس حفاظتی مغناطیسی زمین دچار تغییر حالت می‌شوند و در نتیجه‌ی آن، ذرات باردار موجود در مگنتوسفر با یک انفجار به اتمسفر پرتاب می‌شوند.

ماهواره‌های چهارگانه‌ی ناسا با نام سنجش چندنقطه‌ای مگنتوسفر (به اختصار MMS) اخیرا موفق شدند یکی از این انفجارها را با وضوح بالا در قسمت سایه‌ی زمین، آن قسمتی که پشت به خورشید است، ثبت کنند. این کار می‌تواند اطلاعات حیاتی لازم در مورد پدیده‌ای را که باعث وزش بادهای فضایی در منظومه‌ی شمسی می‌شود، فراهم کند.

پژوهشگران پیش از این در اکتبر سال ۲۰۱۵ جزئیات مربوط به انفجار ذرات باردار در قسمتی از مگنتوسفر زمین را که پشت به خورشید بود، با موفقیت ثبت کرده بودند. اما اکنون پژوهشگران ناسا موفق شده‌اند این پدیده را در قسمت کشیده‌ی حباب مغناطیسی بزرگ هرمی‌شکلی که زمین ما را احاطه کرده است، مشاهده کنند. این دستاورد باعث آشکار شدن زوایای جدیدی از این پدیده‌ی شگفت‌انگیز شده است؛ برای مثال دانشمندان اکنون می‌دانند که در اثر انفجار ذرات باردار در مگنتوسفر زمین، آن قسمتی که پشت به خورشید است، فواره‌های منظمی از الکترون‌های پرانرژی با سرعت ۱۵ هزار کیلومتر در ثانیه به بیرون پرتاب می‌شوند.

با توجه به تهدیداتی که انفجارهای مغناطیسی متوجه زندگی موجودات روی سطح زمین می‌کنند، ما باید تا جایی که می‌توانیم اطلاعات خود را از این فوران‌های مغناطیسی شگفت‌انگیز بیشتر کنیم. روی توربرت، معاون سرپرستی ماموریت MMS می‌گوید: «این یک اتفاق قابل‌توجه بود».

خورشید همواره بارانی از الکترون‌ها و پروتون‌های پرسرعت را به فضا روانه می‌کند؛ اما زمین با یک چتر مغناطیسی از خود در برابر این تشعشعات محافظت می‌کند. این چتر مغناطیسی ذرات باردار پرسرعت رسیده به زمین را جذب کرده و به داخل کانال‌های جریانی که در داخل خود دارد هدایت می‌کند؛ ذرات باردار موجود در بادهای فضایی در این کانال‌ها دور زمین می‌چرخند و در نهایت دوباره به فضای بیرون پرتاب می‌شوند. در این حین، چتر مغناطیسی زمین در اثر دریافت انرژی دچار پیچ‌خوردگی شده و به‌نوعی موج‌دار می‌شود. اما تمام ذرات باردار در کانال‌های مغناطیسی خود باقی نمی‌مانند. ما می‌توانیم آثار برخورد این ذرات باردار سرگردان با اتمسفر زمین را به‌صورت شفق قطبی در نزدیکی قطب‌های زمین مشاهده کنیم.

مقاله‌های مرتبط:

وجود چتر حفاظتی مغناطیسی زمین برای ادمه‌ی حیات در زمین لازم است، چرا که این ذرات پرسرعت و پرانرژی برای زندگی موجود در سطح زمین مناسب نیستند؛ درواقع اگر میزان ذرات باردار پرانرژی که به زمین می‌رسند از یک حد مشخص فراتر روند، به سلامتی انسان‌ها آسیب می‌رساند و همین‌طور به سیستم‌های الکتریکی ظریف و شبکه‌های توزیع برق خسارت وارد می‌کنند.

گاهی اوقات کانال‌های پیچ‌خورده‌ی میدان مغناطیسی زمین طی پدیده‌ای که با نام بازاتصالی مغناطیسی شناخته می‌شود، پیکر‌بندی خود را تغییر می‌دهند و با این کار طی انفجارهای کوتاه‌مدت ذرات پرانرژی به بیرون پرتاب می‌کنند.

اطلاع داشتن از وجود چنین پدیده‌ای یک موضوع است، اما مسئله‌ی مهم‌تر مشاهده‌ی این پدیده‌ با وضوح بالا است که می‌تواند به ما در درک چگونگی وقوع این پدیده نه‌تنها در سیاره‌ی خودمان، بلکه در سیارات و ستاره‌های سراسر کیهان کمک شایانی کند.

این انفجارها درواقع مسئول فوران الکترون‌ها و پروتون‌ها در فضا هستند، فوران‌هایی که اگر از دور به آن‌ها نگاه کنیم مانند چشمک زدن ستاره‌ها در آسمان شب به نظر می‌رسند؛ اما درواقع باعث ایجاد بادهای پرانرژی از ذرات باردار در سراسر منظومه‌ی شمسی می‌شوند.

این موضوع نه‌تنها در مورد خورشید منظومه‌ی شمسی صادق است، بلکه در کهکشان‌ها راه‌شیری و دیگر کهکشان‌ها میز انواع مختلف انفجارهای مغناطیسی مشاهده شده است. توربرت در این مورد می‌گوید:

این موضوع بسیار مهم است چون هرچه دانش ما از این بازاتصالی مغناطیسی بیشتر شود، بهتر می‌توانیم خودمان را در مقابل پدیده‌های مخربی که ممکن است از این بازاتصالی‌ها نه تنها در زمین خودمان بلکه در اجرام فضایی دیگر نواحی کیهان ناشی می‌شود، آماده کنیم.

آرایش هرمی‌شکل ماهواره‌های MMS در یک حلقه‌ی بزرگ و عریض به دور زمین می‌چرخند؛ به‌گونه‌ای که ارتفاع آن‌ها از سطح زمین به‌طور میانگین در حدود ۱۵۳ هزار کیلومتر است. ارتفاع بالای ماهواره‌های MMS، بیشتر به‌دلیل شکل ناهمگون مگنتوسفر زمین است. درواقع مگنتوسفر زمین در ارتفاع بالا تحت تاثیر میدان مغناطیسی خورشید و جریان‌های پرانرژی رسیده از آن دچار اعواج شده است، به‌گونه‌ای که قسمت پشت به خورشید آن دارای حالتی کشیده است؛ درست مانند یک ستاره‌ی دنباله‌دار.

در سه سال ابتدایی شروع ماموریت، ماهواره‌های MMS مشغول پایش و جمع‌آوری اطلاعات در مورد مگنتوسفر زمین، آن قسمتی که رو به خورشید است، بودند. در این قسمت از مگنتوسفر زمین، وقتی ذرات به میدان مغناطیسی زمین برخورد می‌کنند، باعث ایجاد نواحی و رگه‌های مغناطیسی با چگالی مختلف می‌شوند؛ در نتیجه‌ خطوط بازاتصالی مگنتوسفر شکلی ناهموار به خود می‌گیرند.

انفجارهای ذرات باردار پرسرعت

اما قسمت دنباله‌مانند مگنتوسفر داستان متفاوتی دارد. جریان ذرات در این قسمت با تقارن بیشتری ایجاد می‌شوند. همین تفاوت پیکربندی می‌تواند به ما در درک بیشتر جوانب مختلف پدیده‌ی بازاتصالی مغناطیسی کمک کند. تابورت در این مورد می‌گوید:

ما پیش از این می‌دانستیم که این پدیده در دو تیپ روی می‌دهد: نامتقارن و متقارن، اما این اولین بار است که ما نوع متقارن این پدیده را مشاهده و ثبت کردیم.

به‌نظر می‌رسد تیپ متقارن این پدیده، یک نسخه‌ی آرام‌تر از پدیده‌ی پر از هرج‌و‌مرجی است که در مگنتوسفر رو به خورشید اتفاق می‌افتد. توربرت ادامه می‌دهد:

این‌طور به‌نظر می‌رسد که وقوع بازاتصالی در قسمت سایه‌ی زمین بسیار موثرتر است. آشفتگی‌های روی‌داده در این قسمت از مگنتوسفر، آن اندازه قوی نیستند که باعث برهم زدن ترکیب منحصر به‌فرد توزیع الکترون‌ها بر اساس سرعت آن‌ها در کانال‌های الکترومغناطیس ایجادشده و نواحی رهایش انرژی شوند.

اکنون که ما بیش از گذشته به تکنولوژی‌های الکترونیکی، چه در سطح زمین چه در فضای بالای آن وابسته هستیم، لازم است دانش خود را درمورد نحوه‌ی شناسایی ذرات پرانرژی ساطع‌شده از خورشید و چگونگی رفتار زمین در برخورد با این ذرات بیشتر کنیم. این پژوهش در ژورنال Science منتشر شده است.

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: سحابی رتیل که ۳۰ Doradus نیز نامیده می شود بیش از ۱۰۰۰ سال نوری قطر دارد و یک منطقه تشکیل ستارۀ غول‌پیکر درون ابر ماژلانی بزرگ(یک کهکشان کوتوله در اطراف راه شیری) است.

wardDoradusHaLRGBاین کهکشان که حدود ۱۸۰ هزار سال نوری با زمین فاصله دارد بزرگترین و خشن‌ترین منطقۀ تشکیل ستاره در کل گروه محلی کهکشان‌هاست. این بندپای کیهانی در این نمای حیرت‌آور متشکل از اتم‌های هیدروژن یونیزه شده است که در مرکز عکس دیده می شوند. درون سحابی رتیل(NGC 2070)، تابش شدید، بادهای ستاره‌ای و شوک‌های ابرنواختری از خوشۀ جوان مرکزی ِ ستاره‌های پرجرم بنام R136 انرژی درخشش را تامین کرده و رشته‌های عنکبوت مانند را شکل می دهند. در اطراف رتیل مناطق تشکیل ستارۀ دیگری وجود دارند که شامل خوشه‌های ستاره‌ای جوان، رشته‌ها و ابرهای حباب مانند ترکیده شده، هستند. همچنین این نما شامل محل نزدیکترین ابرنواختر مدرن(SN 1987A) نیز میباشد.

Tarantula HST ESO annotatedاین میدان دید غنی به اندازۀ ۱ درجه یا دو ماه کامل در آسمان وسعت دارد و در صورت فلکی جنوبی ماهی زرین واقع شده است. نکتۀ جالب این است که اگر سحابی رتیل مثلا ۱۵۰۰ سال نوری نزدیکتر بود، مثل سحابی تشکیل ستارۀ جبار، نیمی از آسمان زمین را اشغال می کرد.

سایت علمی لمپیاد نجوم / منبع: apod

درباره : نجومی

آن ماری سلامه,بیوگرافی آن ماری سلامه,عکس آن ماری سلامه
بیوگرافی آن ماری سلامه +تصاویر

نام اصلی: آن ماری سلامه

تاریخ تولد: ۱۹۹۰ 

محل تولد: روستای فاریا، کشور لبنان

مدرک تحصیلی: فوق لیسانس هنرهای نمایشی

ملیت: لبنانی

زمینه فعالیت: بازیگر

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: دانشمندان چینی در تلاش برای یافتن منبعی عمده برای انرژی پاک، یک خورشید مصنوعی باورنکردنی را ساختند که می‌تواند به دمایی تا ۱۰۰ میلیون درجه‌ سلسیوس برسد- گرمایی که خورشید واقعی با دمای حدود ۱۵ میلیون درجه در برابرش نیمگرم است.

becbbfcefbبنیاد فیزیک پلاسما، وابسته به آکادمی علوم چین می‌گوید یک “خورشید مصنوعی” به نام “توکاماک آزمایشگاهی ابررسانش پیشرفته‌” (EAST) را آزمایش کرده. این دستگاه که به دستگاهی در یک داستان‌ علمی-تخیلی می‌ماند، به گونه‌ای طراحی شده که همان روشی که ستارۀ مادریمان انرژی هنگفتش را تولید می‌کند را بازسازی می‌کند. دستگاه “ایست” یک ماشین چنبره-مانند است که درون محفظه‌ای دایره‌ای جاسازی شده. این پروژه در جزیره‌ دانش(Science Island) در استان آن‌هوئی در غرب چین اجرا شده و از همجوشی هسته‌ای برای پدید آوردن گرمایی عظیم بهره می‌گیرد. تنها به کار انداختن این ماشین روزی ۱۵ هزار دلار خرج بر می‌دارد.

هدف دستگاه “ایست” شناخت فرآیند همجوشی هسته‌ای، و برای بهره‌گیری از آن در آینده بعنوان منبعی جایگزین برای تولید انرژی در زمین است. این می‌تواند راه را برای تولید انرژی پاک هموار سازد- امروزه انرژی هسته‌ای از راه شکافت هسته به دست می‌آید که پسماندهای سمی با اثر درازمدت به جا می‌گذارد. چین برنامه‌ای برای راه‌اندازی یک رشته ماه‌ ساختگی نیز دارد. این ماه‌ها که برای روشن کردن خیابان‌های شهرها به هنگام شب به کار می‌روند، در حقیقت ماهواره‌هایی هستند که امید می‌رود روزی بتوانند جایگزین لامپ‌های معمولی شهری شده و باعث صرفه‌جویی در انرژی شوند.

درباره : نجومی
صفحات سایت