المپیاد نجوم


بزرگترین پل چاپ سه بعدی جهان,اخبار علمی,خبرهای علمی,اختراعات و پژوهش
درباره : نجومی


همراهان همیشگی و علاقه مندان به سمینار ماهانه ی انجمن لمپیاد نجوم ایران می توانند این ماه نیز به ما بپیوندند
منتظر حضور شما عزیزان هستیم
انجمن لمپیاد نجوم ایران

درباره : نجومی

چه‌‌ موردی می‌‌تواند شما را متقاعد کند که موجودات فضایی وجود دارند؟ این پرسشی بوده است که اخیراً در کنفرانس ‌‌اخترزیست‌‌شناسی دانشگاه استنفورد کالیفرنیا مطرح شده است.

در پاسخ، چندین ایده مطرح شد؛ از وجود گازهای غیرمعمول در اتمسفر سیاره گرفته تا تغییرات نامتعارف دما در سطح آن؛ اما هیچ‌‌کدام از این پاسخ‌‌ها به نظر قانع‌کننده نمی‌‌رسیدند. درنهایت، یکی از دانشمندان راه‌حلی را پیشنهاد کرد: یک عکس.

صدای خنده به‌همراه نجوایی حاکی از تأیید و تحسین حضار در سالن پیچید: بله، یک عکس از موجود بیگانه مسلماً مدرکی قانع‌کننده خواهد بود؛ تنها مدرک خلل‌‌ناپذیر در اثبات اینکه ما تنها نیستیم.

اما چرا یک عکس می‌تواند تا این‌ اندازه قانع‌کننده باشد؟ اصلا چطور از روی یک عکس می‌‌توان مطمئن شد که آنچه می‌‌بینیم، یک گونه‌ از حیات است و مثلا یک توده‌ی سنگ نیست؟

یک موجود بیگانه در سیاره‌ای دور که در حال گردش به دور یک ستاره‌ی دیگر است، احتمالاً باید ظاهری بسیار عجیب و حتی شاید غیرقابل‌تصور داشته باشد. پس واقعا چطور باید چنین اشکالی از حیات را تشخیص دهیم؟

پاسخ این پرسش در ارتباط با نحوه‌‌ی جست‌وجوی ما برای فضایی‌‌ها و آن‌‌ چیزی است که انتظار یافتن آن را داریم.

بیگانه فضایی / space alien

نمونه‌ای از ارگانیسم‌های موجود در حفره‌های متان در بستر اقیانوس

باید به‌‌دنبال چه باشیم؟

اخترزیست‌‌شناسی، علم مطالعه‌‌ی زندگی روی سیارات دیگر است. این علم به‌‌مرور از یک زیرشاخه‌‌ی فرعی از زیست‌شناسی، شیمی و ستاره‌شناسی به رشته‌ای پیشتاز تبدیل شده است که پژوهشگران بسیاری را از مؤسسات برتر در سراسر جهان به‌‌همراه مبالغ هنگفتی سرمایه از سوی ناسا و سرمایه‌‌گذاران خصوصی به‌سوی خود جذب کرده است.

اما این اخترزیست‌‌شناسان به‌‌دنبال چه هستند؟ ما با یافتن کدام نشانه باید احساس امیدواری کنیم؟

وجه تمایز دنیای جاندار از دنیای غیرجاندار، طراحی ظاهری آن‌‌ها است. موجودات زنده از ساده‌ترین باکتری‌ها تا بلندقامت‌‌ترین درختان سرو از تعداد زیادی قطعات پیچیده تشکیل شده‌‌اند که با کار درکنار یکدیگر، حیات ارگانیسم را امکان‌‌پذیر می‌‌کنند.

مقاله‌های مرتبط:

به دستان، قلب، طحال، میتوکندری، مژه‌‌ها، نورون‌ها و ناخن‌های پای خود توجه کنید؛ همه این اعضا در هماهنگی با یکدیگر عمل می‌کنند تا به شما در حرکت، خوردن، فکر‌‌کردن و بقا کمک کنند. حتی زیباترین و عظیم‌‌ترین صخره‌های طبیعی نیز ذره‌‌ای از مکانیزم تقسیم و تولیدمثل یک سلول باکتریایی کوچک بهره‌‌‌مند نیستند. موجودات زنده، برخلاف گرد‌‌و‌‌غبار و باد، به نظر می‌رسد که سعی در انجام کارهایی مانند خوردن، رشد، زنده ماندن و تولیدمثل دارند. اگر تابه‌حال سعی کرده‌ باشید که یک حشره‌‌ی کوچک را له کنید، قطعاً دریافته‌‌اید تلاش برای بقا در موجودات زنده نیاز به مغز چندان پیچیده‌‌ای ندارد.

درحالی‌که حیات برای یک سنجاب در گرو آن است که بتواند از شاخه‌‌ای به شاخه‌‌ی دیگر بپرد؛ برای یک گیاه، در گرو تلاش برای رسیدن به نور آفتاب و جذب مواد مغذی از دل خاک خواهد بود. یک موجود زنده نه‌‌تنها از بخش‌های پیچیده‌‌ی فراوانی تشکیل شده‌‌ است؛ بلکه همه‌‌ی آن بخش‌ها نیز دارای یک هدف مشترک هستند: بقا و تولیدمثل.

 این ترکیب از طراحی پیچیده و هدف یکسان که گاهی با نام «سازگاری» نیز شناخته می‌شود، مفهوم زندگی را تعریف می‌کند.

بیگانه فضایی / space alien

این مفهوم چه معنایی دارد؟

وقتی به عکس یک موجود بیگانه می‌‌نگریم، باید همین سازگاری را در آن ببینیم. ما قادر هستیم به‌‌وضوح تفاوت میان یک توده‌‌ی بی‌‌جان از سنگ و یک طراحی شگفت‌‌انگیز از حیاتی بیگانه را تشخیص دهیم. خبر خوب این است که تنها یک راه برای دستیابی به چنین طراحی منحصربه‌‌فردی وجود دارد و آن «انتخاب طبیعی» است. انتخاب طبیعی زمانی بُروز می‌‌یابد که دسته‌‌ای از موجودات زنده دارای سه ویژگی کلیدی باشند: تنوع، وراثت و برتری نسبی.

به‌‌عنوان مثال گونه‌‌ای فرضی با نام «گلیپگلوپس» را با ظاهری شبیه حلزون در نظر بگیرید که در انواعی از آن‌‌ها ساقه‌‌ی چشم درازتر از گونه‌‌ی دیگر باشد (عامل تنوع). گلیپگلوپس با ساقه‌‌ی چشم درازتر، دارای فرزندانی با ساقه‌‌ی چشم دراز خواهند شد (وراثت از تنوع). گلیپگلوپس‌های با چنین ویژگی‌‌ای قادر خواهند بود فضای بیشتری را در خارج از حفره‌‌های متانی که در آن زندگی می‌‌کنند ببینند و شانس زندگی و تولیدمثل بالاتری خواهند داشت (موفقیت نسبی مربوط‌به تنوع).

نتیجه این است که در طول زمان، گلیپگلوپس‌هایی با ساقه‌‌ی چشمانی دراز تکامل خواهند یافت.

این همان فرایندی است که طی آن، یک طراحی مشخص در طبیعت تولید می‌شود: در هر نسل و در هر گونه، موجوداتی با ویژگی‌‌های تولیدمثل بهتر انتخاب می‌شوند. در نتیجه، در طول زمان جمعیت‌ غالب متشکل از موجوداتی خواهد بود که تنها باهدف تولیدمثل طراحی شده‌اند.

دقیقاً به همین دلیل است که معیار انتخاب طبیعی همیشه همان طراحی خواهد بود که بهتر بتواند توسعه یابد. تصور کنید در هر مرحله از روند ساخت یک خودرو، از نقشه‌ای متفاوت استفاده شود؛ با چنین رویکردی به احتمال زیاد، نمی‌‌توانستید موفق به ساخت یک خودرو شوید. تنها به‌‌واسطه‌‌ی انتخاب طبیعی می‌‌توان بدون وجود یک خالق، طرحی جدید خلق کرد.

هلیو پی 90

درواقع این معیار انتخاب به‌‌حدی سختگیرانه است که یک موجود زنده نمی‌تواند با هدفی غیر از انتقال ژن‌‌ها به نسل‌ آینده طراحی شود؛ به همین دلیل است که به‌ندرت می‌توان ارگانیسم‌‌هایی را یافت که دارای ویژگی‌هایی نظیر فداکاری برای هم‌‌نوعان خود باشند. به‌طور کلی، موجودات زنده خودخواه هستند؛ آن‌‌ها تولیدمثل می‌‌کنند چراکه این روش بهترین سازوکار برای انتقال ژن‌‌های آن‌‌ها به نسل بعد است.

تنها روش ایجاد یک طرح بدون وجود طراح، انتخاب طبیعی است؛ پس موجودات فضایی نیز باید محصول انتخاب طبیعی باشند

البته ما گاهی شاهد رفتارهایی مبنی بر فداکاری و همکاری در طبیعت نیز هستیم؛ اما این رفتار تنها زمانی دیده می‌‌شود که منافع این همکاری به همان موجود بر‌گردد یا اینکه فداکاری به‌نفع بستگان او تمام شود. بستگان هم در ژن‌‌های ما سهیم هستند؛ بنابراین یک زنبور می‌تواند برای ملکه (یا به‌‌عبارتی مادر خود) قربانی شود؛ به‌‌شرطی که این فداکاری به‌‌قیمت تولید هم‌‌نوعان بیشتری یرای آن زنبور تمام شود که البته هر کدامشان نیمی از ژن‌های او را به ارث می‌‌برند.

محاسبات مربوط‌به اینکه کدام ویژگی‌ به تولید ژن‌های بیشتری منجر می‌شود و دقیقاً چه زمانی و چه میزان فداکاری نیاز است، دقیق و انعطاف‌‌ناپذیر است. به همین دلیل است که زیست‌‌شناسان فرگشت می‌توانند مدل‌های ریاضی تهیه کنند که با دقت زیادی بتواند پیش‌بینی کند که به چه تعداد پرنده برای ساخت یک آشیانه نیاز است یا اینکه در چه مواردی زنبورها باید اقدام به هم‌‌نوع‌‌خواری کنند.

اما این انعطاف‌‌ناپذیری الگوریتم انتخاب طبیعی برای اخترزیست‌‌شناسان چندان بی‌فایده هم نخواهد بود. زندگی به‌‌خاطر داشتن طراحی آشکار خود منحصربه‌‌فرد است. تنها راه برای ایجاد یک طراحی بدون وجود طراح، انتخاب طبیعی است؛ بنابراین موجودات فضایی نیز باید محصول انتخاب طبیعی باشند. انتخاب طبیعی نیز از قوانین خاصی تبعیت می‌کند و تنها می‌تواند انواع خاصی از موجودات زنده را خلق کند.

بنابراین اخترزیست‌‌شناسان می‌‌توانند از نظریه‌‌ی انتخاب طبیعی و ریاضیات فرگشت برای پیش‌بینی ویژگی‌‌های موجودات بیگانه استفاده کنند.

آیا استثنایی هم وجود دارد؟

ما نمی‌توانیم بدون وجود انتخاب طبیعی، انواع پیچیده‌‌ای از زندگی را انتظار داشته باشیم؛ این قضیه حتی برای ساده‌‌ترین اشکال حیات نظیر باکتری‌‌ها نیز صدق می‌‌کند. حتی یک بیگانه‌‌ی غیرارگانیک و رایانه‌ای نیز درنهایت باید محصولی از یک انتخاب طبیعی باشد.

اما حالا اجازه دهید یک مورد خاص را بررسی کنیم. مجموعه‌ای از مولکول‌‌های تکثیرشونده را در نظر بگیرید (مانند توده‌‌ای از ژن‌های مجرد کوچک) که در یک سیاره‌ی بیگانه زندگی می‌‌کنند. اگر این توده‌‌ی تکثیرشونده، کپی‌هایی از خودشان را می‌ساختند (عامل وراثت)؛ اما هر دفعه به‌‌صورت بی‌نقص کپی‌‌سازی صورت می‌گرفت (بدون وجود هرگونه تغییر یا برتری نسبی)، در این صورت نمی‌‌توان انتخاب طبیعی را به این توده نسبت داد.

اما آیا می‌‌توان این را هم شکلی از زندگی دانست؟ شاید این‌طور باشد؛ اما این شکل از حیات چندان جالب‌توجه نخواهد بود. مولکول‌ها بدون عامل برتری نسبی هرگز نمی‌توانند تغییر کنند، خود را با شرایط تطبیق دهند یا به موجودیت جالب‌تر یا پیچیده‌تری تبدیل شوند. پیدا کردن باکتری‌ها یا خرس‌ها در یک سیاره‌‌ی دور می‌‌تواند نشان‌‌دهنده‌‌ی آن باشد که جهان ممکن است سرشار از گونه‌‌های حیات با شکل‌ها و اندازه‌های گوناگون باشد. اما چند مولکول  تکثیرشونده‌­ی ساده، چیزی برای عرضه‌‌کردن به ما نخواهند داشت. بدتر از همه آنکه وجود چنین گونه‌‌هایی ممکن است پدیده‌‌ای زودگذر باشد؛ چراکه بدون انتخاب طبیعی، آن‌ها قادر به مقابله با تغییرات رخ‌‌داده در سیاره‌‌ی خود نخواهند بود و بنابراین پیش از آنکه بتوانیم آن‌ها را پیدا کنیم، احتمالاً منقرض خواهند شد.

استدلال مبنی بر انتخاب طبیعی حتی در سیارات دیگر نیز بسیار منطقی جلوه می‌‌کند. این استدلال به ما اجازه می‌‌دهد تا از همان ابزارهای فرگشتی موجود در زمین برای پیش‌بینی زندگی در نقاط دیگر جهان نیز استفاده کنیم.

تصویر صحیح از حیات بیگانه موجودی با حداکثر سازگاری با محیط اطراف خود است؛ نه موجودی با دست، پا یا حتی چشم

پژوهش‌‌های قبلی اخترزیست‌‌شناسی بر مبنای استقرا از شیوه‌‌ی ایجاد حیات روی زمین شکل گرفته بودند که در نتیجه‌‌ی آن، چشم‌انداز ما محدود به برخی از ویژگی‌های خاص نظیر DNA یا زندگی مبتنی‌بر‌ کربن شده بود. چنین ویژگی‌‌هایی در سیارات دیگر وجود ندارد و این امر باعث می‌‌شد که ما نتایج غلطی استنتاج کنیم. این در حالی است که مفهوم انتخاب طبیعی قلمروی بسیار  وسیع‌‌تری را پیش روی ما می‌گذارد.

انتخاب طبیعی محدود به DNA، کربن یا وجود آب نمی‌‌شود (حتی چارلز داروین هم چیزی از ژنتیک نمی‌‌دانست). این مفهوم به‌‌طرز باورنکردنی‌ ساده است؛ تنها به سه جزء نیاز دارد و تنها راه برای تولید حیات همین است. تصویر صحیح از یک حیات بیگانه، گونه‌‌ای است که تنها برای سازگاری یافتن با محیط اطراف خود تکامل یافته باشد و نمی‌‌توان لزوماً گفت این‌گونه دست، پا یا حتی چشم دارد. یک پیش‌‌بینی درست مطابق نظریه‌‌ی فرگشت چنین انتظاری را از حیات ندارد. انتخاب طبیعی به ما می‌گوید که اشکال، اهداف و مسیرهای تکاملی این نوع پیش‌‌بینی‌‌ نباید آن‌گونه که تصور می‌کنیم محدود باشند.
هلیو پی 90

این تیم پژوهشی مثالی از این طرز تفکر را در قالب تصویر بالا مطرح کرده که و برای آن نام فرضی «اوکتومیت» را در نظر گرفته‌‌اند؛ مجموعه‌ای از موجودیت‌های مستقل که اکنون برای زنده‌‌ماندن، تکثیر و تکامل با یکدیگر در حال همکاری هستند.

حال ما باید چگونه یک موجود بیگانه‌‌ را تشخیص بدهیم؟ این موجود می‌‌تواند شامل یک مجموعه از موجودیت‌‌های مستقل باشد که منافع آن‌‌ها در سطوح مختلف در یک راستا قرار گرفته است. تصویری که ما پیش‌بینی می‌کنیم شامل تقسیم وظایف در بخش‌های مختلف و البته وابسته به یکدیگر است.

استفاده از نظریه‌‌ی فرگشت در پژوهش‌‌های اختر‌‌زیست‌‌شناسی، تازه در ابتدای راه است. احتمالاً نظریه‌‌ی داروین هنوز می‌‌تواند موارد زیادی را درمورد حیات‌‌های بیگانه به ما بگوید.

حتی اگر عکسی هم از چنین حیاتی به دست ما برسد، احتمالاً از دیدگاه ما چیزی کاملاً غیرمعمول خواهد بود؛ اما شاید چنین عکسی برای پژوهشگران زیست‌شناسی فرگشت به طرز شگفت‌انگیزی آشنا به نظر برسد.

درباره : نجومی

ارسال کاوشگر به فضای بین ستاره‌ای,اخبار علمی,خبرهای علمی,طبیعت و محیط زیست
درباره : نجومی

نورانی‌‌ترین اختروش شناخته‌‌شده در جهان با نوری معادل با ۶۰۰ تریلیون برابر خورشید رصد شد؛ این اختروش یادگار روزهای آغازین خلقت جهان است.

دانشمندان هسته‌‌ی پرانرژی متعلق به یک کهکشان دوردست را کشف کرده‌اند که با نوری معادل ۶۰۰ تریلیون خورشید، رکورددار نورانی‌ترین شی کشف‌‌شده در جهان اولیه است.

این شی که در حقیقت نوعی اَختروش نیروگرفته از یک سیاه‌‌چاله محسوب می‌‌شود، وقتی کشف شد که یک کهکشان کم‌‌نورتر در راستای مسیر دید آن از زمین قرار گرفت و این موضوع باعث شد که نور دریافتی از اختروش با شدت بیشتری دیده شود.

این اختروش ۱۲.۸ میلیارد سال نوری با ما فاصله دارد و در قلب یک کهکشان درحال‌تولد قرار گرفته که متعلق به دورانی از تاریخ جهان است که با نام «عصر بازیونیده‌‌‌‌شدن» شناخته می‌‌شود. عصر بازیونیده‌‌شدن دورانی است که اولین ستاره‌ها و کهکشان‌ها، سوزاندن ابری از هیدروژن خنثی را در کیهان آغاز کردند. پژوهشگران این کشف را در تاریخ ۹ ژانویه سال جاری در نشست زمستانی انجمن ستاره‌‌شناسی آمریکا در سیاتل به‌طور رسمی اعلام کردند.

درخشان ترین اختروش / The Brightest Quasar

اختروش تازه کشف‌شده در قلب کهکشان در حال تولد که به‌‌منزله‌‌ی درخشان‌ترین شی شناخته‌‌شده در جهان اولیه است. این اختروش همزمان با مکش گاز به‌‌ درون سیاه‌‌چاله‌‌‌‌ای کلان‌‌جرم، انرژی آزاد می‌‌کند

ژیاهوی فان، پژوهشگر دانشگاه آریزونا و از نویسندگان مقاله‌‌ی کشف اخیر، در بیانیه‌ای از سوی تیم تلسکوپ فضایی هابل اعلام کرد:

ما مدت‌‌هاست که به‌‌دنبال کشف این [اختروش] بوده‌‌ایم. انتظار نمی‌رود بتوان تعداد قابل‌‌توجهی از اختروش‌‌هایی با این میزان درخشندگی را در سرتاسر جهان رصد کرد.

مقاله‌های مرتبط:

برای جمع‌‌آوری اطلاعات درمورد این شی که اکنون با نام J043947.08+163415.7 خوانده می‌شود، از مشاهدات چندین تلسکوپ زمینی به‌‌همراه تلسکوپ فضایی هابل استفاده شد. براساس این بیانیه، روشنایی این اختروش ناشی از یک سیاهچاله‌‌ی کلان‌‌جرم است؛ مواد از یک حلقه از گاز پیرامون سیاه‌‌چاله به‌‌ درون آن فرو می‌افتند و منجر به آزادشدن یک انرژی عظیم در طیف گسترده‌‌ای از طول‌ موج‌های مختلف می‌شود. این اختروش احتمالاً زمانی شروع به شعله‌‌کشیدن کرده که کمتر از یک میلیارد سال از عمر جهان می‌‌گذشته و هم‌‌اینک بخشی از نور آن درحال‎رسیدن به زمین است. با توجه به مشاهدات تازه، سیاهچاله‌ای که این اختروش را تغذیه می‌‌کند، جرمی معادل با چند صد میلیون برابر جرم خورشید ما را دارد.

با وجود روشنایی خیره‌‌کننده‌‌ی این اختروش، فاصله‌‌ی آن تا تا زمین به‌‌حدی زیاد است که چنانچه هم‌راستایی تصادفی اخیر رخ نمی‌‌داد، هنوز شانسی برای مشاهده‌‌ی آن وجود نداشت. پژوهشگران در این بیانیه می‌‌گویند که پدیده‌‌ی یادشده درواقع نوعی «همگرایی گرانشی» بوده است؛ بدین معنی که در اثر قرار گرفتن یک کهکشان در مسیر بین اختروش تا زمین، نور واصل از این اختروش خمیده شده و دچار بزرگنمایی شده است. درنتیجه، این اختروش سه‌‌برابر بزرگ‌تر و ۵۰ برابر درخشنده‌‌تر از حالت واقعی خود به‌‌نظر می‌‌رسد. به‌‌دلیل آنکه کهکشان حائل (که در لمپیاد نجوم با نام عدسی گرانشی شناخته می‌‌شود)، به‌‌اندازه‌‌ی کافی تاریک بوده است، نور حاصل از اختروش درون این کهکشان گم نشده و ما به‌خوبی قادر به رصد این پدیده شده‌‌ایم.

درخشان ترین اختروش / The Brightest Quasar

منظره‌‌ی دیده‌‌شده از اختروش J043947.08+163415.7 از دید تلسکوپ فضایی هابل

به نظر می‌رسد این اختروش قادر به خلق بیش از ۱۰ هزار ستاره در سال بوده است. مطالعه‌‌ی چنین پدیده‌‌ای می‌تواند به پژوهشگران کمک کند تا دانش خود را درمورد این برهه‌‌ی مهم از تاریخ جهان افزایش دهند؛ برهه‌‌ای که در آن، ستاره‌ها و کهکشان‌ها در حال تولد و شکل‌‌دادن به جهانی بودند که ما اکنون آن را این‌‌گونه می‌‌شناسیم. هم‌‌اکنون تلسکوپ‌های بیشتری در حال پیوستن به این پژوهش‌‌ برای شناخت بهتر این رویداد هستند.

فابیو پاسکوچی، پژوهشگر از دانشگاه یل و از نویسندگان ارشد مقاله‌‌ی فعلی در بیانیه‌ای از سوی رصدخانه کِک می‌‌گوید:

این کشف بسیار شگفت‌‌انگیز و مهم قلمداد می‌‌شود؛ برای مدت‌‌های مدید ما گمان می‌‌کردیم تعداد زیادی از این اختروش‌‌های بزرگنمایی‌‌شده را می‌‌توان رصد کرد؛ درحالی‌که این اختروش تازه‌‌کشف‌‌شده، اولین نمونه در نوع خود محسوب می‌‌شود. مطالعات نظری ما پیش‌بینی می‌کنند که ما احتمالاً فرصت رصد تعداد قابل‌‌توجهی از این اختروش‌‌ها را از دست داده‌‌ایم. اگر تعداد این [اختروش‌‌ها] به‌‌اندازه‌‌ی کافی زیاد باشد، بینش ما درمورد آنچه که درست پس از مهبانگ رخ داده، دگرگون خواهد شد و چه‌‌بسا حتی دیدگاه ما درزمینه‌‌ی نحوه‌‌ی رشد این غول‌‌های کیهانی نیز به‌‌کلی متحول شود.

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: نظریه جدید پیشنهاد می کند که کیهان مثل به یک ناقوس غول‌پیکر پرطنین است. نه تنها ممکن است کیهان گسترش یابد، بلکه ممکن است در همان حال پرطنین نیز باشد. که این امر می تواند چگونگی درک ما از جهانمان را عمیقا تغییر دهد.

skybells.jpg.x q crop smartبه گزارش لمپیاد نجوم، دانشمندان دریافتند که از زمان لمپیاد نجوم، کیهان به صدا در آمده است. این ایده توسط لاورنس مید و هَری رینگرماچر، دو فیزیکدان دانشگاه می سی سی پی جنوبی ارائه شده است. طبق محاسبات آنها، کیهان مشابه به یک ناقوس غول‌پیکر عمل می کند که با لمپیاد نجوم به صدا در آمده و هنوز هم در نوسان است و بافت فضا-زمان را مواج می کند.

این دو پژوهشگر، در حالی به این کشف نائل شدند که سعی داشتند نموداری رسم کنند که مقیاس جهانمان را در برابر سنش توصیف کند. اندازه‌گیری‌های آنها وقتی دارای بیشترین معنی است که با در نظر گرفتن ترم‌های نوسانی یا طنین کیهان بررسی شود. آنگاه می بینیم که آهنگ نوسانات به تدریج با زمان کاهش می یابد. بسیار شبیه به محو شدن طنین ناقوسی که به صدا در آمده باشد.

رینگر ماچر توضیح داد: «ما یافتیم که در طول عمر کیهان، بیش از یک چنین زمانی وجود دارد. در واقع در طول عمر جهان، چندین نوسان با فرکانسی در حدود ۷ چرخه داریم. خود فضا انبساطش را به دنبال کاهش ۷ مرحله‌ای از زمان پیدایشش، تسریع کرده است.» مید می گوید: «طنین کاهش یافته و اکنون خیلی کوچک است. خیلی شبیه به صدای بمی است که از به هم خوردن کریستال‌های شیشه شنیده می شود.»

bigbang expansion wave Figاین تئوری چالشی به حساب نمی آید برای ایده‌ای که می گوید کیهان در همه جا در حال گسترش است، آنطور که دانشمندان می گویند. اما نحوۀ این گسترش بسته به اینکه ما در کجای این چرخه نوسانی هستیم، سرعت گرفته یا کُند می شود. همچنین این نوسانات در مقیاس‌های زمانی بسیار بزرگ رخ داده به طوری که هر مقیاس بیش از یک میلیارد سال به طول می انجامد. لذا این نوسانات در هیچ یک از تجارب حسی ما ملموس نیستند.

بنابراین، انتظار می رود که هیچ موج جزر و مدی در فضا-زمان به طور ناگهانی شروع به ضربه زدن به ساختمان‌ها نکرده و هیچ سیاره‌ای را از مدار چرخشش خارج نکند. اما درک ما از اینکه چگونه کیهان از زمان آغازش در لمپیاد نجوم شکل گرفته، با این کشف مطمئنا می تواند به لرزه در آید. رینگر ماچر و مید تصدیق می کنند که ابتدا باید یافته‌هایشان قبل از اینکه بتوان آنها را تایید کرد، توسط تحلیل‌های مستقل بررسی شوند. اما این یافته‌ها دست کم نشان می دهند که ما هنوز چیزهای زیادی جهت آموختن دربارۀ رفتار و سرچشمه کیهان خودمان در پیش رو داریم. و این یعنی کیهان ممکن است پس از لمپیاد نجوم، هنوز شبیه به یک ناقوس پرطنین باشد. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Astronomical منتشر شده است.

ترجمه: سیدامین مهناپور/ سایت علمی لمپیاد نجوم

منبع: mnn.com

درباره : نجومی

شرکت فضایی Space X,اخبار علمی,خبرهای علمی,لمپیاد نجوم و فضا
درباره : نجومی

سازمان فضایی چین به‌تازگی ویدئویی دیدنی و جذاب را از لحظه‌ی فرود کاوشگر Chang’e 4 در نیمه‌ی اسرارآمیز ماه منتشر کرده است.

کاوشگر چینی چانگ ای ۴ در صبح پنجشنبه سوم ژانویه (۱۳ دی) برای نخستین بار در تاریخ اکتشافات فضایی در دهانه‌ی ۱۸۵ کیلومتری فون کارمان در سمت پنهان ماه فرود آمد. اکنون ویدئویی شگفت‌انگیز منتشر شده است که این لحظه‌ی تاریخی را به مدت تقریبا سه دقیقه از نگاه دوربین نصب‌شده روی سطح‌نشین به تصویر می‌کشد.

این فیلم سیاه‌وسفید با نگاهی دیدنی به چشم‌انداز آسیب‌دیده‌ی قمری دربرابر سیاهی فضا آغاز می‌شود و سپس تقریبا در دقیقه‌ی نخست، دوربین به سمت پایین می‌چرخد. همان‌طور که فضاپیما به سمت پایین می‌رود، امکان مشاهده‌ی گروهی از دهانه‌های کوچک در بستر فون کارمان به‌صورت واضح‌تر فراهم می‌شود.

سپس، چانگ‌ای ۴ احتمالا به‌دلیل تعیین ایمن‌ترین مکان برای فرود، در هنگام نزول به‌صورت مختصر مکث می‌کند. حرکت فضاپیما به سمت پایین دوباره آغاز می‌شود. درنهایت، موتورهای نزول چانگ‌ای ۴ با لمس سطح ماه، گردوغباری جزئی به پا می‌کنند و فرود تاریخی در سمت پنهان ماه رقم می‌خورد.

چانگ‌ای ۴ دربردارنده‌ی سطح‌نشینی ثابت و ماه‌نوردی ۶ چرخه است که تیم مأموریت آن را Yutu 2 می‌نامد. نخستین یوتو، ماه‌نورد حاضر در مأموریت چانگ‌ای ۳ است که در دسامبر ۲۰۱۳ در سمت پیدای ماه فرود آمد.

سطح‌نشین و ماه‌نورد چانگ‌ای ۴، تعداد هشت ابزار علمی را به‌همراه خود حمل می‌کنند که فضاپیما با استفاده از آن‌ها، خصوصیات سطح و زیرسطح نزدیک دهانه‌ی فون کارمان را تعیین می‌کند. به‌گفته‌ی مقامات فضایی چین، مشاهدات این مأموریت اطلاعات ارزشمندی را درباره‌ی ساختار و تاریخچه‌ی تکامل ماه فاش خواهد کرد.

چنین داده‌هایی می‌توانند می‌توانند به دانشمندان کمک کند تا دریابند چرا سمت پنهان ماه که همیشه از زمین روی‌گردان است، تا حد زیادی با سمت پیدا تفاوت دارد. به‌عنوان مثال، رسوبات تاریک آتشفشانی به‌نام ماریا بخش زیادی از سطح سمت پیدای ماه را پوشانده‌اند؛ اما در سمت پنهان ماه چندان به چشم نمی‌خورند.

Far side of moon / سمت پنهان ماهسمت پنهان ماه از نگاه فضاپیمای چینی چانگ‌ای ۴، اندکی پیش از فرود تاریخی روی آن

از آنجایی که برقراری ارتباط مستقیم با فضاپیمای نشسته در سطح سمت پنهان ماه غیرممکن است، چین در می ۲۰۱۸ یک ماهواره‌ی بازپخش را به‌نام Queqiao به نقطه‌ی پایدار گرانشی فراتر از ماه پرتاب کرد تا دانشمندان به کمک آن بتوانند به داده‌های مأموریت چانگ‌ای ۴ دست پیدا کنند.

چین در سال‌های گذشته مجموعه‌ای از مأموریت‌های بلندپروازانه را تحت برنامه‌ی اکتشافات قمری روباتیک چانگ‌ای (در افسانه‌های چینی به‌معنای ایزدبانوی ماه) پرتاب کرده است. مدارگردهای چانگ‌ای ۱ و چانگ‌ای ۲ به‌ترتیب در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۰ پرتاب شدند و چانگ‌ای ۳ نیز در دسامبر ۲۰۱۳ موفق به فرود روی سطح ماه شد.

درباره : نجومی

TychoSNR Chandraلمپیاد نجوم: چه ستاره‌ای این توپ پف کردۀ غول‌پیکر را ساخته است؟ در این تصویر سحابی در حال انبساط و داغ ِ متعلق به بقایای ابرنواختر تیکو را مشاهده می کنید، این ظاهر عجیب...

نوشته بقایای ابرنواختر تیکو اولین بار در وب سایت علمی لمپیاد نجوم. پدیدار شد.

درباره : نجومی

تولید کاتالیست‌ توسط محققان ایرانی,اخبار علمی,خبرهای علمی,پژوهش
درباره : نجومی
صفحات سایت