المپیاد نجوم


 نیل آرمسترانگ آن روز، نام خود را در تاریخ جاودانه کرد و به اولین انسانی بدل شد که روی ماه قدم می‌گذارد. و امروز، با گذشت ۵۰ سال از ماموریت تاریخی آپولو ۱۱، قدم گذاشتن روی ماه، افتخاری است که تنها نصیب ۱۱ فضانورد دیگر شده است. فیلم سینمایی نخستین انسان (First Man) که به تازگی اکران شد، آرمسترانگ جوان را در ابتدای سفر باورنکردنی‌اش به ماه نشان می‌دهد. این فیلم بر اساس کتاب غیر داستانی به همین نام ساخته شده که جیمز آر. هانسن، زندگی‌نامه‌نویس رسمی آرمسترانگ، ۱۳ سال قبل به رشته تحریر در آورد.

فیلم سینمایی که ما را تا اندازه‌ای با شجاعت‌ها و تلاش‌های، پرافتخارترین فضانورد تاریخ آشنا می‌کند. اما همواره بخشی از تاریخ در ذهن و خاطرات مردم عادی نقش می‌بندد که گاهی به‌سادگی به فراموشی سپرده می‌شود. خوشبختانه، بسیاری از نشریات معتبر به مناسبت‌های مختلف خاطرات مردم را از رویدادهای مهم مرور می‌کنند تا بخشی از تاریخ نانوشته را بازخوانی کنند.

در ادامه بخشی از روایت‌های مردم را از ماموریت تاریخی آپولو ۱۱ با هم بازخوانی می‌کنیم. روایت‌هایی که در ادامه خواهید خواند، مربوط به سالگردهای چهل و پنجاه سالگی فرود روی ماه و به ترتیب به انتخاب بی‌بی‌سی و نیویورک‌تایمز هستند، در ادامه با لمپیاد لمپیاد نجوم همراه باشید:

در آن زمان یوتیوبی وجود نداشت، اگر رویداد مهمی را در تلویزیون از دست می‌دادید، نمی‌توانستید، بعدا آن را گوگل کنید و دوباره تماشا کنید! فرود روی ماه، یکی از آن دست رویدادهای مهمی بود که هیچ‌کس نمی‌خواست از دستش بدهد. وقتی نیل آرمسترانگ از گردونه‌ ماه‌نشین ایگل فرود آمد و اولین قدم‌هایش را روی ماه گذاشت، چشم میلیون‌ها نفر در تمام دنیا به او دوخته شده بود.  

جایی یک تلویزیون پیدا کن!

وقتی از دریاچه به خانه می‌رفتیم، تقریبا از دست داده بودیمش. دیر وقت بود. ما در یک جاده خاکی متروک و تاریکی بودیم. کیلومترها رانندگی کرده بودیم، بدون اینکه خانه‌ای، چراغی یا ماشین دیگری ببینیم. به ایستگاه رادیویی گوش می‌دادیم که مرتب قطع و وصل می‌شد. در همین حین فهمیدیم که فضانوردان می‌خواهند از گردونه ماه‌نشین خارج شوند. فشار زیادی روی پدرم بود تا جایی با یک دستگاه تلویزیون پیدا کند. در این لحظه، فکر می‌کردم، باید جلوی هر خانه‌ای که دیدیم توقف کنیم و از صاحب خانه بخواهیم که در آنجا تلویزیون ببینیم.

تماشای فرود روی ماه از تلویزیونبرای بسیاری اولین باری بود که رویدادی را از تلویزیون تماشا می‌کردند

تنها چند دقیقه باقی مانده بود، در میوزری بودیم، چراغ‌هایی پمپ‌بنزینی را از دور دیدیم که گویی از ناکجا سر در آورده بود. ما در نزدیکی پمپ بنزین از اتومبیل پیاده شدیم. به اتاقک پمپ بنزین رفتیم و یک پیرمرد را دیدیم که در گوشه‌ای تاریک که تنها با نور تلویزیون تلویزیون سیاه و سفید کوچکش روشن بود نشسته است. اتاقک هوای خفه و پر گرد و غباری داشت و بوی لاستیک و روغن موتور می‌داد. او روی تنها صندلی که آنجا بود نشسته بود، پس همه ما؛ مادر، پدرم و برادرم و من، روی کف سردِ کثیف آنجا نشستیم و در جایی که در احاطه لوازم مکانیکی بودیم، مردی را تماشا کردیم که روی ماه فرود می‌آمد.

-راس ان اپرمان؛ اولیتا، کانزاس

تلویزیونی که ناگهان سر از صحنه نمایش درآورد

من ۵ سالم بود و همراه خانواده‌ در خانه تابستانی خودمان، کلبه روستایی در دهکده گرینوود لیک، نیویورک بودم. ما آن بعد از ظهر به یک نمایش محلی موزیکال به نام فانتاستیک رفته بودیم. آنجا بود که غافلگیر شدم، ناگهان نمایش قطع شد و چند نفر، یک دستگاه تلویزیون را به وسط صحنه آوردند. بازیگران که هنوز لباس‌های نمایش را عوض نکرده بودند، روی صحنه نشستند و به همراه تماشاچیان، فرود روی ماه را تماشا کردند. تصاویر تلویزیونی فرود روی ماه را چندان به خاطر ندارم. خاطره فراموش‌نشدنی که از آن روز به یاد دارم، لحظه‌ای است که یک دفعه نمایش قطع شد و بازیگران به ما پیوستند تا یک رویداد مهم و منحصر به فرد را تماشا کنند.

-تری لاتون؛ انکوریج، آلاسکا

بعضی از ماها ناامید شده بودیم

من در اردوی تابستانی در ایالت نیویورک بودم. در آنجا، ما در اتاقی بزرگ با نیمکت‌های مندرس، یک تلویزیون قدیمی سیاه و سفید داشتیم. بیش از ۱۰۰ نفر از بچه‌ها و مشاوران در اتاق جمع شده بودند. ما نیل آرمسترانگ را دیدیم که از نردبان (گردونه ماه نشین ایگل) پایین می‌آمد و شنیدیم که گفت: «این یک قدم کوچک برای انسان و یک جهش بزرگ برای بشریت است.» او کلمه «یک» را قبل از «انسان)» نگفته بود. بعضی از ماها ناامید شدیم که اولین گام ما روی سطح ماه با انگلیسی ضعیف شروع می‌شود.

کره زمین از نمای پنجره فضاپیمای آپولو منظره شگفت‌انگیز کره زمین از نمای پنجره فضاپیمای آپولو که رفته رفته با نزدیک شدن به خانه بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد

 [نشریه تایمز در سال ۲۰۱۲ در یادداشتی که به مناسبت درگذشت آرمسترانگ نوشت، اشاره کرد: گفته‌های او به یکی از مجادلات جزئی تاریخ بدل شدند، چرا که بسیاری تصور کردند که او، کلمه «یک» را قبل از «مرد (بدون یک به معنای انسان» نگفته است. در واقع، به دلیل لهجه نیل آرمسترانگ کلمه «یک» اصلا شنیده نشد. و معنای جمله را کلی‌تر و البته بی‌معنا می‌کرد. در نتیجه، چیزی که بینندگان از تلویزیون شنیدند، بیش‌تر شبیه به این بود:«گامی کوچک برای بشر و جهشی بزرگ برای بشریت!» آرمسترانگ حتی خودش در زندگی‌نامه‌اش «نخستین انسان» گفته بود که مطمئن نیست کلمه «یک» رو گفته یا خیر؛ اما مطمئن است که قبلا در جمله‌ای که به کمک همسرش نوشته تا در لحظه قدم گذاشتن روی ماه بخواند، کلمه یک بوده است. خوشبختانه، این جدل تاریخی، چهار دهه بعد از فرود تاریخی روی ماه با آنالیزهای کامپیوتری حل شد.]

-اس فینکلیستاین، لوز، دلاویر

تنها ماشین جاده

ما به دیدار خویشاوندانی در نیوجرسی می‌رفتیم. ما فرود را آنجا در تلویزیون تماشا کردیم. فکر می‌کنم، پدرم ناامید بود که والتر کرونکیت (گزارشگر مشهور تلویزیون) آنجا نیست تا شخصا فرود روی ماه را نشان دهد و با فضانوردان مصاحبه کند. ما به سوی خانه رفتیم تا آنجا فرود روی ماه را تماشا کنیم.

دیدن اولین انسان روی ماه، فراموش‌نشدنی بود

در اصل چند ساعتی تا فرود مانده بود، پس وقت زیادی داشتیم. ولی در راه بودیم که رادیو اعلام کرد، ناسا می‌خواهد، فرود روی ماه را جلو بیاندازد، پس کمی نگران شدیم. همان‌طور که ما به طرف سیراکیوس، نیویورک شهر خودمان می‌رفتیم، در بزرگراهی که معمولا شلوغ بود، متوجه شدیم که تنها ماشین جاده هستیم! همه مردم خانه مانده بودند تا لحظه فرود روی ماه را تماشا کنند. خوشبختانه، ما کمی زودتر به خانه رسیدم و توانستیم قدم زدن روی ماه را ببینیم.

-لی شکتر؛ بینگهمتون، نیویورک

همه کاملا ساکت بودیم!

 من تابستان را در جزیره مونگان می‌گذراندیم، جایی که خانه‌ای تابستانی داشتیم. جزیره برق نداشت، اما در خیابان کسی یک ژانراتور داشت. او تلویزیون خود را در حیاط جلویی گذاشته بود و عده‌ای هم برای تماشای این رویداد آنجا جمع شده بودند. تماشای تلویزیون در جزیره اتفاق تازه‌ای بود، اما دیدن اولین انسان روی ماه، فراموش‌نشدنی بود، همه کاملا ساکت بودیم!

-ویلیام واگان؛ چبیک آیلند، مین

تاثیر عمیق

فقط ۸ سالم بود و فرود روی ماه را در اتاق نشیمن والدینم در نشویل تماشا کردم. این رویداد تاثیر عمیقی بر زندگیم گذاشت. حالا من در ناسا کار می‌کنم، با نیل (آرمسترانگ) باز (آلدرین) و مایک (کالینز) دوست شدم و از ۳۵امین ساگرد فرود روی ماه به بعد را با همکارانم در آژانس فضایی جشن می‌گیرم.

-باب یاکوب؛ واشینگتن، دی.سی

نزدیک بود فرود را از دست بدهیم!

من این لحظه در تاریخ را به خوبی به یاد می‌آورم. ۱۰ ساله بودم، خانواده‌ام و من جلوی تنها تلویزیون سیاه و سفیدی که داشتیم جمع شده بودیم تا این لحظه تاریخی را تماشا کنیم. اما چند دقیقه قبل از فرود، تلویزیون ما خراب شد! پدرم سعی کرد درستش کند، اما موفق نشد و ما هم سراسیمه به خانه همسایه هجوم بردیم و وضعیت دشواری که برایمان پیش آمده بود را توضیح دادیم.

حالا من در ناسا کار می‌کنم و با نیل، باز و مایک دوست شدم

سرانجام این لحظه را با آنها در خانه‌شان تماشا کردیم. اگر آنها خانه نبودند، تمام خانواده‌ام و من به احتمال زیاد این رویداد تاریخی را از دست می‌دادیم. هرگز آن روز را فراموش نکردم و داستانش را بارها به فرزندانم گفتم. فرود روی ماه، نه تنها بخشی از آمریکا بود، بلکه بخشی از دنیا و تاریخ نیز بود و البته، بخشی از تاریخچه خانواده ما نیز بود.

 -کرین پول؛ اوماها، نبراسکا

فضانوردان اول روی ماه دراز می‌کشن یا بلافاصله می‌توانند راه بروند!

ما فرود روی ماه را با یک تلویزیون بوش مدل ۶۸ تماشا کردیم که به تازگی خریده بودیم، پس می‌توانستیم کانال BBC2 را داشته باشیم. من ۱۱ سالم بود، واقعا درک درستی از اینکه فرود روی ماه چقدر خطرناک بود و به لحاظ سیاسی چه اهمیت داشت نداشتم. مادرم به رختخواب رفت، اما پدرم فریاد زد: «۵۰۰ فوت مانده!» و مادرم هم آمد و فرود نهایی را با ما تماشا کرد. بین پدر و مادرم، بحث شده بود که آیا فضانوردان می‌توانند بلافاصله راه بروند یا اول باید روی سطح ماه دراز بکشند. بنابراین، همه تا بعد از نصف شب بیدار مانده بودیم و داشتیم بحث می‌کردیم، وقتی به رختخواب رفتیم که ساعت ۱ یا ۲ بود. صبح که بیدار شدم، متوجه شدم بحث هنوز ادامه دارد. مادربزرگم با ما زندگی می‌کرد و من به یاد دارم که با خودم فکر می‌کردم، از زمان تولد او در دهه ۱۸۹۰ تا حالا، چقدر تغییرات را به چشم خودش دیده است.  

تماشای فرود روی ماه در برلینبرلینی‌ها در مقابل یک فروشگاه تلویزیون ایستاده‌اند و از ویترین شروع عملیات فضایی آپولو ۱۱ را تماشا می‌کنند

چند روز بعد، معلم کلاس ما در یک جلسه در مورد فرود روی ماه صحبت کرد. هفته پایانی سال آخرم در دوره ابتدایی بود، پس آخرین موضوعی بود که در دوره ابتدایی که به ما درس داده شد. چند ماه بعد یک آهنگ پاپ به نام «شگفتی فضا» پخش شد که خواننده ناشناسی به نام دیوید بویی خوانده بود و از فضانوردان می‌گفت.

-جک کریک؛ دانکستر، انگلستان

[دیوید بویی چند سال بعد به یکی از محبوب‌ترین موسیقی‌دانان و خوانندگان بریتانیا بدل شد. او در ترانه مشهور خود، شگفتی فضا که تنها چند روز قبل از ماموریت آپولو ۱۱ خوانده بود، از فضانوردی به نام تام گفته بود. بویی در جایی از این ترانه می‌خواند: «دارم از در رد می‌شوم و در عجیب‌ترین وضعیت در فضا غوطه‌ورم؛ امروز ستاره‌ها خیلی متفاوتند. اینجا من در‌ یک قوطی کنسرو نشسته‌ام؛ دور از جهان، کره زمین (به رنگ) آبی است و من کاری از دستم ساخته نیست.]

پسرم، تو هم می‌توانی روزی به ماه بروی

من به وضوح به یاد دارم، زمانی که ۵ سالم بود در کویت بودم و فرود روی ماه را آنجا تماشا کردم. ما از عهده خرید یک تلویزیون برنمی‌آمدیم، پس به آپارتمان همسایه رفتیم و همراه ۶ خانواده دیگر این رویداد را تماشا کردیم. اولین باری بود که تلویزیون تماشا می‌کردم و تصاویر هم سیاه و سفید و برفکی بود. واقعا نمی‌توانستم بفهمم تماشای این آدم‌ها که مثل بادکنک‌های باد کرده راه می‌رفتند، چه لذت دارد. ولی متوجه شدم که این لحظه اهمیت زیادی دارد.

فرود روی ماه تصاویری که در آن زمان از فرود روی ماه در سرتاسر جهان پخش شدند، کیفیتی شبیه به این داشتند

همه، از جمله والدینم و همه همسایه‌ها، در سکوتی عمیق این رویداد را تماشا می‌کردند. هیچ‌وقت آنها را ندیده بودم که برای مدتی این قدر طولانی، برای پنج دقیقه یا بیش‌تر این طور ساکت باشند. این اتفاق روحیه نوآوری جالبی در ما شعله‌ور کرد، چون بعد از آن پدر و مادرم به من گفتند که اگر به سختی درس بخوانم، می‌توانم روزی به ماه بروم یا به هر چیزی که بخواهم برسم. این تاثیر دائمی بود و حالا یک مهندس مکانیک ممتاز هستم که از شغلم و زندگی‌ام لذت می‌برم.

-آنیل متیو؛ دبی، امارات متحده عربی

تنها فرود روی مریخ می‌تواند از این لحظه جلو بزند!

من ۹ ساله بودم و با پدر و مادرم در ایرلند فرود ماه را تماشا می‌کردم. ما در آن زمان در دوبلین زندگی می‌کردیم. برای من که ۹ سالم بود و پدرم که ۳۰ سال از من بزرگ‌تر بود، این رویداد به یک اندازه مهم بود. در طول فرود، از اینکه در این لحظه زنده‌‌ام و می‌توانم شاهد بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ بشر باشم حس وصف‌نشدنی داشتم. اما با توجه به سطح تکنولوژی که در آن زمان وجود داشت، فرود روی ماه، حتی معجزه‌آساتر نیز بود.

ریچارد نیکسون در حال بازدید از فضانوردان ماموریت آپولو ۱۱ رییس جمهور ریچارد نیکسون در حال بازدید از فضانوردان ماموریت آپولو ۱۱ که در قرنطینه به سر می‌بردند. از چپ به راست: نیل آرمسترانگ، مایکل کالینز و باز آلدرین 

چند سال بعد حتی آهنگی در مورد آن نوشتم و هنوز هم می‌توانم این احساس را برای افرادی که در آن دوران نبودند یا به اندازه کافی بزرگ نبودند، بازگو کنم. تنها اتفاقی که می‌تواند از آن جلو بزند، شاهد اولین فرود روی مریخ بودن است. اگر در زندگی‌ام شاهد هر دوی این رویدادهای برجسته باشم، خیلی خوش‌شانسم.

-کوین سولان؛ رن، فرانسه

مبهوت شده بودم!

زمانی که فرود ماه انجام شد، ۷ سالم بود و تازه وارد کلاس دوم ابتدایی شده بودم. آن روز به مدرسه رفتم و فکر می‌کردم که می‌توانم آنجا فرود را تماشا کنم، چون فرود روی ماه ساعت ۱۴ به وقت استرالیا انجام می‌شد. اما معلم به ما گفت می‌توانیم برویم خانه تلویزیون تماشا کنیم.

از اینکه زنده و شاهد بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ بشر بودم

پدر و مادرم سر کار بودند، پس من بعد از ظهر را در خانه دوستم گذراندم و به همراه دو دوستم، مادرش و خواهرش فرود را تماشا کردم. ما در لحظه‌ای که نیل آرمسترانگ و باز آلدرین تاریخ را رقم زدند، مبهوت شده بودیم. منظره شگفت‌انگیزی بود و حتی در ۷ سالگی هم می‌توانستم درک کنم که چقدر اتفاق بزرگی است.

– جیمی ماسون؛ آدلاید، استرالیا

اتفاقی که داشت می‌افتاد را باور نمی‌کردیم

آن زمان ۹ ساله بودم. من و خانواده‌ام به تلویزیون سیاه و سفیدمان چسبیده بودیم و هر لحظه از فضاپیما و گردونه ماه‌نشین را تماشا می‌کردیم. این تصاویر برای ما شگفت‌انگیز بود و از هر اتفاقی که می‌افتاد، هیجان‌ زده می‌شدیم. ما نمی‌توانستیم اتفاقی که داشت می‌افتاد را باور کنیم. مادرم برای اینکه هیچ لحظه‌ای را از دست ندهد، به جای پختن غذا، کلی ساندویچ -به نظرم میلیون‌ها- درست کرده بود تا در طول پخش زنده تلویزیونی بخوریم.

مقاله‌های مرتبط:

اخیرا برنامه فرود روی ماه را با دختر ۱۴ ساله‌ام تماشا کردم و او نیز همچون خودم، احساس شگفت‌انگیزی داشت. وقتی در سال ۱۹۶۹ فرود روی ماه را تماشا کردم، به خودم قول دادم که یک روز به مرکز فضایی کندی بروم و پرتاب یک موشک را تماشا کنم. سی و هفت سال بعد، به همراه خانواده‌ام، پرتاب یک شاتل فضایی را تماشا کردیم.

– جودی مورفیت؛ هال، انگلستان

درباره : نجومی

تلسکوپ فضایی کپلر پس از 9 سال بازنشسته شد

تلسکوپ فضایی کپلر (Kepler Space Telescope) سرانجام بازنشسته شد. ناسا اعلام کرده سوخت این فضاپیما تمام شده و به همین دلیل، کپلر پس از انجام چندین ماموریت موفقیت‌آمیز، برای همیشه خاموش شده است.

سازمان فضایی ناسا رسما اعلام کرد سوخت تلسکوپ فضایی کپلر (Kepler) به اتمام رسیده و این فضاپیمای معروف پس از ۹ سال ماموریت‌های خود را با موفقیت به پایان رسانده است. تلسکوپ کپلر در طول این ۹ سال، بیش از ۲۶۰۰ سیاره‌ی تایید شده و ۲۷۰۰ سیاره‌ی در انتظار تایید را پیدا کرده که ۳۰ سیاره از این تعداد در کمربند حیات به دور ستاره‌ی خود می‌چرخند.

ماموریت تلسکوپ فضایی کپلر

تلسکوپ فضایی کپلر توانست اطلاعات جدید و بسیار مفیدی از فضا را در اختیار ما قرار دهد و دیدمان نسبت به سیارات فراخورشیدی و مکان خودمان در کهکشان راه شیری را عوض کند. طبق اطلاعات به دست آمده از کپلر، ۲۰ تا ۵۰ درصد ستاره‌های در آسمان شب می‌توانند سیاره‌های کوچک و سنگی باشند که تقریبا هم‌اندازه زمین هستند و در منطقه‌ی سکونت‌پذیر ستارگان مادری خود قرار گرفته‌اند. در واقع فاصله‌ی آن‌ها از ستارگان خود به اندازه‌ای است که شاید بتوان آب مایع را در سطحشان پیدا کرد.

این تلسکوپ فضایی به یاد یوهانس کپلر، منجم آلمانی نام‌گذاری شد و NASA آن را در روز ۷ مارس ۲۰۰۹ با بودجه ۶۰۰ میلیارد دلاری به فضا پرتاب کرد. در ابتدا، ماموریت اصلی این فضاپیما برای ۳.۵ سال برنامه‌ریزی شد، اما کپلر بسیار بیشتر از آنچه انتظار می‌رفت کار کرد و ماموریت آن بیش از ۹ سال طول کشید. در سال ۲۰۱۳، چرخ واکنش که برای ثابت نگه داشتن فضاپیما استفاده می‌شد خراب شد، اما ناسا تدبیری اندیشید تا کپلر با استفاده از باد خورشیدی، تعادل خود را حفظ کند و در مسیرش باقی بماند. به این ترتیب، Kepler توانست برای ۱۷ عملیات سه ماهه‌ی دیگر هم در فضا به ماموریتش ادامه دهد.

در ابتدا تلسکوپ فضایی کپلر به گونه‌ای طراحی شد که با توجه به مخزن سوخت آن، حداکثر تا ۶ سال می‌توانست کار کند، اما وقتی مهندسان ناسا وزن این فضاپیما را قبل از پرتاب به فضا اندازه گرفتند، فهمیدند وزن کپلر از آن چیزی که انتظار می‌رفت کمتر است. بنابراین، ناسا کپلر را با یک مخزن سوخت کامل به فضا فرستاد و همین امر موجب شد این تلسکوپ فضایی تا ۹ سال به ماموریت خود ادامه دهد.

با توجه به این که ماموریت اصلی تلسکوپ فضایی کپلر ، شکار و کشف سیاره‌ها بود، این فضاپیما در مدار خورشید قرار گرفت و امکان جایگزینی و پر کردن سوخت آن وجود نداشت. کپلر به صفحه‌های خورشیدی نیز مجهز شده، اما با این روش فقط می‌توان نیروی مورد نیاز برای قطعات الکترونیکی را تامین کرد. Kepler با استفاده از امواج الکترومغناطیسی، ارتباط خود با ایستگاه زمینی را برقرار می‌کرد و حالا که سوخت آن به اتمام رسیده، دیگر ناسا هیچ ارتباطی با این فضاپیما ندارد. با این حساب، اکنون تلسکوپ فضایی کپلر به یک زباله فضایی تبدیل شده است.

ماهواره TESS؛ جایگزین کپلر

ماهواره بررسی سیاره های فراخورشیدی عبوری (TESS) در اوایل سال جاری به فضا پرتاب شد و ماموریت خود را از جولای ۲۰۱۸ آغاز کرد. به این ترتیب، این ماهواره به عنوان جانشین کپلر، سیارات فراخورشیدی را کشف می‌کند. این در حالی است که فضاپیمای کپلر فقط سیاره‌های موجود در فاصله ۳۰۰ تا ۳۰۰۰ سال نوری را رصد می‌کرد. ماهواره تس ماموریت دارد ۲۰۰ هزار ستاره درخشان در کهکشان ما که بین ۳۰ تا ۳۰۰ سال نوری از زمین فاصله دارند را بررسی کند. این منطقه، ۴۰۰ برابر بزرگ‌تر از محدوده دید کپلر است. همچنین TESS به ۴ دوربین فوق‌العاده پیشرفته مجهز شده است. در حالی که تاکنون حدود ۳۸۰۰ سیاره فراخورشیدی پیدا شده، گفته می‌شود تلسکوپ تس می‌تواند بیش از ۲۰ هزار سیاره‌ی دیگر را نیز کشف کند.

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: چرا هیچ ذره‌ای در میدان گرانشی زمین به سمت بالا نمی‌افتد؟ قانون گرانش نیوتن و قانون کلن برای نیروی الکتریکی بین دو بار همین فرم ریاضیاتی را دارد. اگر ثابت کلمب را با یک ثابت گرانشی و بارها را با جرم تعویض می‌کردید، آنها کاملأ مشابه یکدیگر می‌بودند. بنابراین، چطور است که ما بارهای الکتریکی مثبت و منفی دارید اما جرم‌های گرانشیِ هم مثبت و هم منفی نداریم؟

image of Antihydrogenبه گزارش لمپیاد نجوم، خب پاسخ سریع به این سئوال این است که ما هرگز ندیدم چیزی به سمت بالا حرکت کند. اما اگر یک مادۀ پادگرانشی داشتیم، توسط سیاره‌ ما دفع می‌شد. اگر مادۀ پادگرانشی وجود داشت، به سمت فضا پرتاب می‌شد، و از سوی خورشید و حتی کهکشان ما دفع می‌شد. بنابراین، خیلی تعجب‌آور نیست که هیچ ماده پادگرانشی در اینجا نمی‌بینیم. آیا ممکن است ماده‌ پادگرانشی در مکان‌های دیگر وجود داشته باشد؟

این یک سئوال دشوار است، حتی دشوارتر از آن چیزی که بیشتر فیزیکدانان بتوانند به آن پاسخ دهند. اختلاف بین گرانش و فعل‌وانفعال الکترومغناطیسی – که قانون کولن را تشکیل می‌دهد – نوع میدان پیام‌رسان است. فعل‌وانفعالات بین ذرات توسط میدان‌ها تعدیل می‌شوند. برای الکترومغناطیس، تعدیل‌گر یک میدان برداری است. برای گرانش، تعدیل‌گر یک میدان بسیار پیچیده‌تر است: یک میدان کششی مرتبه دوم که خود فضا-زمان را توصیف می‌کند.

Laws of Natureاگر یک فعل‌وانفعال را از لحاظ کوانتومی اندازه‌گیری کنید، میدان این فعل‌وانفعال با یک ذره همراه خواهد بود. برای الکترومغنایس، این همراه یک فوتون است و برای گرانش یک گراویتون (فرضی) است. ذرات دارای خواص مشابهی در این میدان هستند اما برای پاسخ به این سئوال که آیا پادگرانش وجود دارد یا خیر باید بگوییم که کوانتیزاسیون این میدان هیچ نقشی در این زمینه ایفا نمی‌کند.

تفاوت اصلی بین دو مورد به یک نشانه برمی‌گردد. برای یک میدان برداری، همانند نمونۀ الکترومغناطیس، بارهای موافق یکدیگر را دفع و بارهای مخالف یکدیگر را جذب می‌کنند. در مقابل، در یک میدان کششی مرتبه دوم، بارهای موافق یکدیگر را جذب و بارهای مخالف یکدیگر را دفع می‌کنند. این مسئله به ما می‌گوید که یک ذرۀ پادگرانشی با هر چیزی دفع نمی‌شود، بلکه با یک جرم گرانشی نرمال – که به اتفاق آن را «مثبت» در نظر می‌گیریم – دفع می‌شود اما با جرم‌های گرانشی نوع خودش جذب می‌شود – که آنها را «منفی» می‌نامیم.

ligoe xسپس، این سئوال مطرح می‌شود: ذرات با جرم گرانشی منفی کجا هستند؟

برای درک بهتر این پس‌زمینۀ نظری، باید بین جرم اینرسی و جرم گرانشی تمایز قائل شویم. جرم اینرسی چیزی است که منجر به اینرسی (سکون) یک شی می‌شود، یعنی مقاومت آن در برابر تسریع. جرم اینرسی همیشه مثبت است. از طرف دیگر، جرم گرانشی چیزی است که میدان گرانشی شی را به وجود می‌آورد. در نسبیت عام، دو جرم به طور فرضی با یکدیگر برابرند: این اصل هم‌ارزی اینشتین است. با جزئیات بیشتر می‌توان گفت که فقط دربارۀ هم‌ارزی تمام انواع جرم‌ها صحبت نمی‌کنیم، بلکه در مورد تمام انواع انرژی‌ها که بصورت تنش-انرژی-کشش قرار دارند حرف می‌زنیم. مجددأ، جزئیات خیلی سریع ریاضیاتی می‌شوند اما چندان ارتباطی به درک ساختار کلی ندارند.

qwiwzriUXGoNWjتمام ذراتی که اکنون می‌شناسیم در یک مدل استاندارد از فیزیک ذره‌ای گردآوری می‌شوند که با دقت بالایی مطابق با داده‌ها است. این مدل استاندارد همچنین شامل تمام پادذرات است که مشابه با ذرات‌ همتایشان هستند، به استثناء اینکه بار الکتریکی مخالف دارند. آیا این امکان وجود دارد که پادذرات دارای پادگرانش نیز باشند؟

نظریه با یک استدلال به طور شفاف به این سئوال پاسخ «خیر» می‌دهد. از مدل استاندارد متوجه می‌شویم که گرانشِ یک پادماده چگونه است – پادماده دقیقأ همانند یک ذره‌ نرمال گرانش دارد. و شواهد مشاهده‌ای این نتیجه‌گیری را به روش زیر تأیید می‌کنند. ما معمولأ پادذرات را در اطرافمان نمی‌بینیم زیرا در هنگام برخورد با یک ماده‌ معمولی نابود می‌شوند و فقط یک جرقّۀ نور از آنها باقی می‌ماند. هیچکس واقعأ نمی‌داند که چرا مقادیر یکسانی از ماده و پادماده در جهان وجود ندارد – این اسرار بزرگی است که «عدم‌تقارن باریون» نامیده می‌شود– اما شواهد حاکی از آن است که جهان با ماده احاطه شده است. اگر پاذرات را – در پرتوهای کیهانی یا در برخورددهنده‌های ذره‌ای – ببینیم، به طور غیرمعمول ذراتی تکی هستند که هم خیلی روشنند و هم طول عمرشان به حدی کوتاه است که به طور معتبر نمی‌توان جرم گرانشی آنها را اندازه‌گیری کرد.

heicb xهرچند، این بدان معنا نیست که نمی‌دانیم پادماده تحت تأثیر گرانش چگونه رفتار می‌کند. هم ذرات ماده و پادماده کوارک‌هایی که نوترون‌ها و پروتون‌ها را تشکیل می‌دهند در کنار هم نگه می‌دارند. در واقع، انرژی پادذرات سهم نسبتأ بزرگی در مجموع جرم نوترون‌ها و پروتون‌ها و در نتیجه مجموع جرم هر چیزی در اطراف ما دارد. این یعنی اگر پادماده دارای جرم گرانشی منفی بود، اصل هم‌ارزی به شدت نقض می‌شد. اما اینگونه نیست و در نتیجه از قبل می‌دانستیم که پادماده فاقد پادگرانش است.

ممکن است کسانی که اعتقاد چندانی به استدلالات نظری ندارند بخواهند استدلال کنند که می‌توان یک روش برای ایجاد پادگرانش در پادماده پیدا کرد. من هیچ قضیه‌ای را نمی‌شناسم که بتواند ثابت کند این امر غیرممکن است، اما آیا – تا جاییکه می‌دانیم – هیچ مثالی از یک نظریۀ ثابت وجود دارد که این کار عملی شده باشد؟

Ps and Ns xاگر این توضیحات هنوز شما را قانع نکرده، آزمایش ALPHA در CERN تنها پادهیدروژن خنثی را از آنتی‌پروتون و پوزیترون (آنتی‌الکترون) نساخته، بلکه به شدت تلاش کرده تا چگونگی رفتار پادهیدروژن در میدان گرانشی زمین را دقیقأ اندازه‌گیری کند. حدس بزنید چه اتفاقی افتاد؟ تاکنون، هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان پادهیدروژن به سمت بالا حرکت می‌کند – گرچه دقت اندازه‌گیری کنونی رد می‌کند که جرم گرانشی پادهیدروژن (منفی!) ۶۵ برابر جرم اینرسی آن نیست. بنابراین، حداقل ما نظریه‌پردازان کاملأ مطمئنیم که هیچکدام از ذراتی که می‌شناسیم پادگرانش ندارند. اما آیا ذرات دیگر می‌توانند چنین خاصیتی داشته باشند که هنوز آنها را کشف نکرده‌ایم.

max xدر اصل، بله، اما هیچگونه شواهد مشاهده‌ای برای اثبات آن وجود ندارد. برخلاف چیزی که اغلب گفته می‌شود، انرژی تاریک پادگرانش ندارد. خاصیت متمایز انرژی تاریک این است که نسبت تراکم انرژی آن به فشار نه تنها منفی است، بلکه در مقدار درستی قرار دارد تا بتواند کهکشان‌های دوردست را از یکدیگر دور کند. هرچند، برای ماده‌ای با خاصیت ضدگرانش، هم تراکم انرژی و هم فشار علامت خود را از دست می‌دهند، به گونه‌ای که این نسبت مثبت خواهد بود. یعنی ماده‌ای با خاصیت پادگرانش اگر وجود داشته باشد درست شبیه یک مادۀ معمولی عمل می‌کند، به استثناء اینکه این دو نوع ماده یکدیگر را دفع می‌کنند. چیزی شبیه ماده‌ تاریک به وجود نمی‌آید زیرا جرم گرانشی منفی دقیقأ همان تأثیر مخالفی را خواهد داشت که برای توضیح ماده‌ تاریک نیاز دارد.

اگر منصف باشم باید بگویم هیچ آزمایشی را نمی‌شناسم که به وضوح به دنبال اثرات مادۀ پادگرانشی بوده باشد، مثلأ مثل همگرایی گرانشی یا لنز گرانشی مقعر. بنابراین، این امر رد نشده، بلکه یک فرضیه است که چندان مورد توجه قرار نگرفته و هیچ مشاهده‌گری هیچگونه اثری از آن را پیدا نکرده است. بسیاری از فیزیکدانان نظری که با آنها صحبت کردم معتقدند که جرم‌های گرانشی منفی واپاشی خلاء را ایجاد می‌کنند زیرا جفت ذرات می‌توانند از هیچ تولید شوند. هرچند، این استدلال در نظر نمی‌گیرد که جرم‌های اینرسی مثبت باقی‌ می‌مانند که مانع از تولید جفت می‌شود. (به طور فنی‌تر، این حقیقت که چندان مورد توجه قرار نگرفته نشان می‌دهد که تنسور تنش-انرژی استاندارد همانند تنسور تنش-انرژی گرانشی نیست.)

EC darkmatter mainحتی در این صورت، فرض کنید یک مادۀ پادگرانشی که از لحاظ نظری امکانپذیر است در یک جای دنیا وجود دارد. چه سودی خواهد داشت؟ به نظر هیچ. این ماده با ماده‌ معمولی ما فعل‌وانفعال برقرار خواهد کرد که حتی ضعیف‌تر از نوترینوهای ما خواهد بود. اگر این ماده فعل‌وانفعالاتی از طریق یکی از نیروهای بنیادی دیگر برقرار نکند، هیچ آزمایش واقعی وجود نخواهد داشت که بتواند آن را تشخیص دهد. یعنی حتی اگر بتوانیم مقداری از آن را در مجاورتمان پیدا کنیم – که امکانپذیر نیست – نخواهیم نتوانست آن را بگیریم و از آن استفاده کنیم زیرا به سادگی از کنارمان عبور می‌کند. متأسفانه وزن پادگرانشی که دوست دارم بر روی مبل اعمال کنم همچنین به صورت یک تخیل باقی خواهد ماند.

ترجمه: سحر  الله‌وردی/ سایت علمی لمپیاد نجوم

منبع: forbes.com

درباره : نجومی

دونالد ترامپ,اخبار علمی,خبرهای علمی,لمپیاد نجوم و فضا
درباره : نجومی

ستاره شناسی برجسته مدارک وجود فرازمینی ها و یوفوها را مشکوک می‌داند

پس از برملا شدن تلاش‌های وزارت دفاع آمریکا برای بررسی موضوع یوفوها، ستاره شناسی معروف به نام ست شوستک (Seth Shostak) صحبت‌های بسیار جالبی در مورد مدارک وجود فرازمینی ها مطرح کرده است.

مدتی پیش نشریه‌های نیویورک تایمز و پولیتیکو به صورت جداگانه و همزمان پرده از بودجه‌های اختصاص داده شده توسط وزارت دفاع آمریکا برای بررسی صحت موارد مشاهده یوفو (UFO) یا همان اشیا ناشناس پرنده برداشتند؛ در ‌پروژه مخصوص این موضوع که با نام AATIP شناخته می‌شود و از سال ۲۰۰۷ شروع شده بود،‌ مسئولان فایل‌های ویدیویی و صوتی مربوط به دیده شدن یوفوها را جمع‌آوری کرده و در مورد این موضوع به صورت رسمی تحقیق می‌کردند.

پروژه AATIP تا سال ۲۰۱۲ و قبل از خاتمه یافتن، چیزی در حدود ۲۲ میلیون دلار از بودجه وزارت دفاع را به خود اختصاص داده بود. مقامات پنتاگون به نشریه‌ها اعلام کرده بودند که از شش سال پیش این جستجوها متوقف شد، اما سرپرست پروژه، لویس الیزوندو (Luis Elizondo) اعلام کرد که بعد از تاریخ اعلام‌شده هم تلاش‌هایی برای بررسی مدارک وجود فرازمینی ها انجام می‌شد.

الیزوندو که به دلیل پنهان‌کاری‌های موجود در این خصوص، مدتی پیش از سمتش استعفا داد، اکنون یک استارتاپ به نام “Stars Academy of Arts and Science” که در خصوص پیدا کردن شواهد یوفوها فعالیت می‌کند را تاسیس کرده است. او در یکی از مصاحبه‌های اخیر خود می‌گوید که اشیا ناشناس پرنده مشاهده‌شده در بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ شبیه به هیچ یکی از تکنولوژی‌های حال حاضر آمریکا و یا ابرقدرت‌های دیگر نبودند و به نظر می‌رسد که بشر در جهان هستی تنها نیست!

در همین رابطه، ستاره شناس معروفی به نام ست شوستک (Seth Shostak) مدارک وجود فرازمینی ها و ویدیوهای نسبت داده شده به موجودات فضایی را به اندازه کافی قانع‌کننده نمی‌داند؛ او با وجود باورش به کشف حیات فرازمینی در سال‌های آینده، می‌گوید که هنوز شواهد محکمی در این رابطه ارائه نشده‌اند.

شوستک در کنار زیر سوال بردن شواهد موجود، استدلال‌های بسیار جالبی را برای ادعاهایش مطرح کرده است که در ادامه به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت:

طی کردن مسافتی باورنکردنی برای کاری بی‌هدف

به صورت کلی باید توجه داشته باشیم که مقیاس فاصله‌های بین سیاره‌ها و سیستم‌های ستاره‌ای در کیهان به صورت غیرقابل تصوری گسترده است؛‌ به عنوان مثال، فضاپیمای وویجر ۱ (Voyager 1) آژانس فضایی آمریکا هم‌اکنون با سرعت ۶۱ هزار کیلومتر بر ساعت از منظومه خورشیدی ما دور می‌شود. با این حال اگر قرار بود که این کاوشگر به سمت پروکسیما قنطورس (Proxima Centauri)، نزدیک‌ترین ستاره به سیاره زمین پس از خورشید، برود، باید چیزی بیش از ۷۵ هزار سال در حرکت می‌بود تا به این منظومه برسد! این ستاره تقریبا ۴.۲۴ سال نوری از ما دور است.

از طرف دیگر، شوستک می‌گوید که موجودات فضایی در صورتی از وجود ما در کیهان باخبر می‌شوند که در شعاع ۳۵ سال نوری زمین قرار گرفته باشند؛ تنها راه برای پی بردن به وجود حیات بر روی کره زمین دریافت سیگنال‌های رادیویی مخابره شده از دستگاه‌های مختلف بر روی سیاره است که تنها از سال‌های پس از جنگ جهانی دوم شروع به مخابره شدن در فضا کردند.

بنابراین اگر آدم فضایی‌ها در فاصله‌ای بیشتر از این مقدار قرار گرفته‌اند، هنوز زمان کافی برای رسیدن سیگنال‌های ما به آن‌ها سپری نشده است.

همچنین، قبول این فرض که موجودات فضایی به صورت مرتب از زمین دیدن می‌کنند جنبه‌های دیگر منطق را هم نقض می‌کند؛ تقریبا در تمامی مدارک وجود فرازمینی ها و مشاهده یوفوها هیچ تماس مستقیمی بین انسان و یوفو ثبت نشده است و تنها شواهد موجود، ادعاهای دیدن آدم فضایی‌ها و یا ربوده شدن توسط این بیگانگان است که بر اساس تحقیقات گسترده پزشکی و روانشناسی، می‌تواند به عواملی چون بی‌خوابی و یا توهم مربوط باشد.

رورشاک می‌گوید که در صورت درست بودن مدارک وجود فرازمینی ها، این موجودات بهترین میهمان‌های ناخوانده بر روی سیاره هستند چون به غیر از سر زدن و انجام کارهای جزئی و کم‌اهمیت، کار دیگری نمی‌کنند. این موضوع با در نظر گرفتن مسافت صدها سال نوری طی شده توسط آن‌ها برای رسیدن به کره خاکی،‌ کمی غیرمعقول به نظر می‌رسد.

این دانشمند موضوع را با کشف قاره آمریکا توسط اروپایی‌ها مقایسه می‌کند و می‌گوید که انجام ندادن هیچ کاری توسط فرازمینی‌ها بر روی زمین مانند این است که کاشفان اروپایی به جای جنگیدن با سرخپوست‌ها و تلاش برای تسخیر زمین‌ها، تنها به قدم زدن در قاره تازه پیدا شده می‌پرداختند.

ریشه مدارک وجود فرازمینی ها و موارد مشاهده یوفو

شوستک معتقد است که شواهد تهیه‌شده در پروژه AATIP را نمی‌توان به عنوان مدرک قابل‌قبول برای وجود بیگانگان در نظر گرفت؛‌او می‌گوید که ۹۰ درصد وقایع مشاهده یوفو را می‌توان توجیه کرد و ۱۰ درصد باقی مانده هم الزاما به موجودات فضایی مربوط نمی‌شوند.

یکی از دانشمندان سیاره شناسی از دانشگاه ام آی تی به نام سارا سیگر (Sara Seager) هم صحبت‌های شوستک در مورد پدیده‌های غیرقابل‌توجیه را تایید می‌کند؛‌ او در مصاحبه اخیرش گفته است که به عنوان یک پژوهشگر که دائما در جستجوی نشانه‌های حیات فرازمینی در بخش‌های مختلف کیهان است، بسیار برایش پیش می‌آید که با پدیده‌های توجیه‌ناپذیر رو به رو شود و این موارد در حوزه علوم مختلف دائما رخ می‌دهند.

موضوع جالب دیگر در این رابطه، بستن اکثر قراردادهای پروژه AATIP پنتاگون با کمپانی هوافضای بیگلو (Bigelow) است که مدیر عامل آن به عنوان یکی از افرادی که قویا به وجود فرازمینی‌ها معتقد است، شناخته می‌شود. شوستک با این فرد ملاقات داشته و او را شخصی خوش‌برخورد توصیف می‌کند؛‌ با این حال اگر قرار باشد که نهادی دولتی هزینه بالایی را صرف بررسی مدارک وجود فرازمینی ها و ویدیو یوفوها بکند، بهتر است که قراردادهای مربوطه با شرکتی بی‌طرف بسته شود، نه با شخصی که خود قلبا به بحث موجودات فضایی باور دارد.

از طرف دیگر، موارد گزارش مشاهده یوفو در ماه‌های خاصی از سال بیشتر از بقیه هستند و توضیح علت آن‌ها بسیار ساده‌تر از نسبت داده اشیا ناشناس به فرازمینی‌ها است.

چارت مشاهده یوفو در سال‌های ۲۰۰۵، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۵؛ این موارد در ماه‌های تابستان بیشتر از بقیه هستند.

شوستک مواردی مانند مشکلات فنی دوربین‌ها، پدیده‌های جوی،‌ نور ناشی از ستاره‌ها و سیاره‌ها،‌ حضور وسایل پرنده بدون سرنشین و اتفاقات مشابه را به عنوان عوامل احتمالی وجود حجم زیادی از شواهد منتشرشده در مورد یوفوها می‌داند و از طرف دیگر، دولت آمریکا اعلام کرده است که با وجود جستجوهای وزارت دفاع و هزینه‌های صرف شده، مدرک قاطعی از حضور موجودات فضایی در زمین یافت نشده است.

همچنین، یکی از مقامات امنیتی ایالات متحده به صورت ناشناس در مصاحبه‌ای اعلام کرد که دلیل اصلی شروع پروژه AATIP تحقیق در مورد تکنولوژی‌های مخفی کشورهایی مانند چین و روسیه بود، اما پس از صرف هزینه و انرژی برای سال‌های متمادی و پیدا نکردن شواهد قانع‌کننده، این پروژه تعطیل شد.

البته بخش قابل‌توجهی از جامعه جهانی به وجود فرازمینی‌ها و دیدارهای مرتب آن‌ها از زمین اعتقاد دارند و در جواب صحبت‌های مطرح‌شده و شواهد موجود، استدلال‌های خود در دفاع از باورهایشان را ارائه می‌دهند؛ با این حال همانطور که شوستک و بسیاری از صاحب‌نظران گفته‌اند،‌ هنوز مدرک محکم از تنها بودن و یا نبودن نوع بشر در جهان هستی، پیدا نشده است.

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: مهندسان و تکنسین‌های ناسا با پشتکاری مثال زدنی مشکل ژیروسکوپ تلسکوپ فضایی هابل را حل کردند، و این فرصت مناسبی است تا در خصوص برخی از بزرگترین دستاوردهای علمی این تلسکوپ بنویسیم.

hubble in orbitبه گزارش لمپیاد نجوم، نگران نباشید، این رصدخانه بزرگ در آسمان به این زودی به کارش پایان نخواهد بخشید. پس میتوان امیدوار بود که این تلسکوپ بتواند برای چندین و چند سال در خدمت علم اخترشناسی باشد. اما بخاطر داشته باشید که هابل تقریبا برای سه دهه فعالیت کرده است؛ این تلسکوپ به چه میزان دانش بشر را ارتقا داده است؟

پاسخ: خیلی زیاد. امروز می خواهیم چند نمونه از دستاوردهای مهم هابل را بررسی کنیم. اندازه‌گیری فاصله چیزهایی که در بخش‌های دورافتاده کیهان قرار گرفته‌اند، به هیچ وجه کار ساده‌ای نیست. اندازه‌گیری‌های اخترشناسی مدرن بر پایه روش‌های در هم تنیده‌ای است که می توانند فواصل خیلی دور را تحت پوشش قرار دهند؛ مثلا از ماه گرفته تا لبه جهان قابل مشاهده.

BHUGGeIMAALrnB.jpg large

این ماکت شکل و شمایل تلسکوپ هابل را نشان می دهد.

یکی از ابزارهای کلیدی در این «نردبان فاصله کیهانی»، جرم اخترشناسی عجیبی به نام «متغیرهای قیفاووسی» می باشد. این ستاره‌ها ویژگی عجیب اما بسیار مفیدی دارند: آنها پالس دارند و تپش می کنند. آنها در طول چند روز، به طور پیوسته پرنورتر شده و سپس از نور و فروغ‌شان کاسته می شود. این ستاره‌ها در الگویی منظم، قابل اطمینان و تکراری عمل چرخش را انجام می دهند. در اوایل دهه ۱۹۰۰ میلادی، اخترشناس برجسته‌ای به نام «هنریتا سوان لیویت» کشف کرد که این متغیرهای قیفاووسی صرفا به صورت خسته کننده‌ای متغیر نیستند؛ بلکه الگوی تغییر آنها از ویژگی‌های جالبی حکایت دارد. رابطه عجیبی میان سرعت تغییر چرخه این ستارگان از پرنور به کم نور و ماهیت ذاتی آنها در انتشار نور وجود دارد. لازم بذکر است که درخشش ستاره متغیر قیفاووسی به صورت منظم تغییر می کند. این درخشش در مدت زمانی از حدود چند روز تا چند هفته تغییر می کند. تغییرات درخشش ستاره متغیر قیفاووسی به این علت است که به شکل منظم دچار انبساط و انقباض می شود. این نوع ستاره‌ها ابرغول‌های زرد و نارنجی هستند که درخشندگی بیشتری در مقایسه با خورشید ما دارند.

اگر از میزان روشنایی و درخشندگی چیزی باخبر باشید، می توانید فاصله آن را محاسبه کنید. خب برای چند لحظه همراه با من به این موضوع فکر کنید تا بفهمید چقدر فوق‌العاده است. امشب بیرون بروید و به ستاره‌ای خیره شوید. فاصله آن ستاره با زمین چقدر است؟ حدس بزنید. دنبال ستاره پرنورتری بگردید. آیا این ستاره به این دلیل پرنورتر از ستاره‌های دیگر است که فاصله کمتری با زمین دارد؟ یا روشنایی آن ذاتی است؟ این معما از قرن‌ها پیش افراد سرشناسی مثل نیوتن را به چالش کشیده است. اگر از روشنایی واقعی آن ستاره‌ها آگاهی داشته باشید، به طور قطعی خواهید دانست که کدام یک دور و کدام یک نزدیکتر است. در مورد هر ستاره می توانید روشنایی واقعی آن را با آنچه در آسمان اندازه می گیرید، مقایسه کنید. می توانید قدری هم از مبحث مثلثات دوره دبیرستان کمک بگیرید. با این کار می توانید به میزان فاصله آنها پی ببرید.

Heica e

ستارۀ “آر اس کشتی‌دم” یک نوع ستارۀ متغیر قیفاووسی است که ده برابر پرجرم‌تر از خورشید و به طور میانگین ۱۵۰۰۰ برابر درخشان‌تر است.

البته پیاده کردن این ایده در مورد هر ستاره قدیمی پیچیدگی‌های خاص خود را دارد زیرا پی‌بردن به روشنایی واقعی آنها کار بسیار دشواری است. اما خوشبختانه متغیرهای قیفاووسی با دیگر ستاره‌ها فرق دارند. چون می توانید تغییر نوری آنها را اندازه بگیرید؛ این تغییر با روشنایی و درخشندگی آنها ارتباط مستقیم دارد. پس امکان اندازه‌گیری فاصله آنها به راحتی فراهم می شود.

تنها با بهره‌گیری از متغیرهای قیفاووسی بود که ادوین هابل برای نخستین‌بار کشف کرد که کهکشان آندرومدا یک کهکشان مجزا در فاصله‌ای بسیار زیاد نسبت به ماست. با این اکتشاف، اولین پس زمینه‌ها برای رسیدن به بینشی بزرگتر درباره کیهان‌شناسی مهیا گردید. حالا می دانید که چرا تلسکوپ هابل به این نام نامگذاری شده است. البته برای ثبت میزان تغییر یک ستاره در طول زمان، همچنان باید آن را مشاهده کرد و از تلسکوپ‌های قوی و بسیار حساسی برای این کار استفاده نمود. این کار با سختی‌های فراوانی همراه است. و وقتی قرار باشد فواصل دورتری را پوشش دهید، کارتان سخت‌تر هم می شود. برای رسیدن به فواصل کیهانی وسیع که اطمینان داریم اجرام فوق‌العاده‌ای در آن دوردست‌ها وجود دارد، باید روش‌های دیگری را هم در این راستا اتخاذ کنیم. اما این ‌ها برای فواصل نزدیک کارایی ندارند، پس متغیرهای قیفاووسی نقطه‌ای حیاتی برای رسیدن به ستاره‌های مد نظر فراهم می کنند.

pia full x

ستاره‌های متغیر قیفاووسی ویژگی مفید و منحصربفردی دارند: آهنگ تغییرشان به طور مستقیم با روشنایی واقعی‌شان در ارتباط است. روشنایی واقعی را میتوان با روشنایی ظاهری آنها در آسمان مورد مقایسه قرار داد و در این صورت امکان تخمین فاصله آنها فراهم می آید.

هابل تلسکوپ بزرگی است و می تواند آن دسته از ستاره‌های متغیر قیفاووسی را که در فواصل دورتری قرار دارند، مشاهده کند. افزون بر این، هابل اکنون در فضاست و اتمسفر زمین نمی تواند تاثیر منفی در اندازه‌گیری‌های آن داشته باشد. اخترشناسان با این مزایا و پیشرفت ها می توانند اجرامی را که تا ۶۵ میلیون سال نوری با زمین فاصله دارند، رصد نمایند. باید امیدوار به اکتشاقات خارق‌العاده دیگری از هابل بمانیم.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی لمپیاد نجوم

منبع: universetoday.com

درباره : نجومی

ماه,اخبار علمی,خبرهای علمی,لمپیاد نجوم و فضا
درباره : نجومی

کشف سیاره های فراکهکشانی برای اولین بار در تاریخ

سیاره های فراکهکشانی به سیاره‌هایی گفته می‌شود که خارج از کهکشان راه شیری قرار گرفته‌اند و در کمال شگفتی،‌ دانشمندان به تازگی تعدادی از این جرم‌های آسمانی را برای نخستین بار کشف کرده‌اند.

تاکنون پیش نیامده که متخصصان ستاره شناسی سیاره‌ای را خارج از کهکشان میزبان سیاره ما، یعنی کهکشان راه شیری کشف کنند،‌ اما همانطور که برای هر موضوعی یک‌ بار اول وجود دارد، دانشمندان اعلام کرده‌اند که اخیرا شواهدی از وجود تعدادی سیاره فراکهکشانی در فاصله ۳.۸ میلیارد سال نوری از ما پیدا شده است.

تکنیک به کار رفته برای کشف این سیاره های فراکهکشانی به نام ریزهمگرایی یا همان میکرولنزیگ (Microlensing) شناخته می‌شود و افتخار این دستاورد که با استفاده از آن ممکن شده، نصیب تعدادی از متخصصان اختر فیزیک دانشگاه اوکلاهوما (University of Oklahoma) شده است؛ به کمک این فناوری، دانشمندان قادرند تا اجرام آسمانی که در فاصله‌ای غیرقابل‌تصور از ما قرار گرفته‌اند را رصد کنند.

عکسی از یک کهکشان در فاصله‌ای بسیار دور از زمین

اختر فیزیکدانان می‌گویند که با کشف این سیاره های فراکهکشانی می‌توان دریافت که در هر رشته ستاره‌ای اصلی، چیزی در حدود ۲ هزار سیاره با ابعادی بین سایز قمر زمین و سیاره مشتری وجود دارند؛ در ستاره ‌شناسی رشته اصلی شامل مجموعه‌ای از ستاره‌ها با ویژگی‌های مشخص می‌شود.

جالب است بدانیم که تا ماه ژانویه ۲۰۱۸ بیش از ۳۵۰۰ سیاره در خارج از منظومه شمسی (بخش کوچکی از کهکشان راه شیری) کشف شده است.

جزئیاتی از کشف سیاره های فراکهکشانی

همانطور که اشاره شد، تا پیش از این هیچ نشانه‌ای از سیاره‌های خارج از کهکشان ما پیدا نشده بود و دلیل اصلی این اتفاق هم فاصله فوق‌العاده زیاد بین زمین و این جرم‌های آسمانی است؛ در واقع کشف سیاره‌های مختلف در داخل کهکشان راه شیری هم بسیار چالش‌برانگیز بوده و دورترین سیاره‌های یافت‌شده با نام‌های SWEEPS-04 و SWEEPS-11، تنها به اندازه یک چهارم عرض این کهکشان (۲۷ هزار سال نوری) با سیاره زمین فاصله دارند.

در مورد تکنیک میکرولنزیگ می‌توان گفت که در این روش از خمیدگی نور از یک منبع پس زمینه برای دیدن اجرام بسیار دور استفاده می‌شود؛ به عنوان مثال جرم‌های فوق سنگینی مانند سیاه‌چاله‌ها تار و پود فضا زمان را به گونه‌ای دچار خمیدگی می‌کنند که هر نور عبوری از کنار آن‌ها دچار انحنا می‌شود. در همین راستا، می‌توان سیاره‌هایی مانند جرم‌های آسمانی اخیر را با فرآیندی مشابه کشف کرد.

یکی از محققان تیم پژوهشی دستاورد جدید گزارش‌شده به نام شینیو دای (Xinyu Dai)‌ در این رابطه می‌گوید که دانشمندان از کشف اخیر بسیار هیجان‌زده هستند و استفاده از تکنیک میکرولنزیگ برای مدل کردن داده‌ها و تعیین جرم این سیاره های فراکهکشانی کوچک بسیار شگفت‌انگیز است.

تصویری تهیه‌شده با روش ریزهمگرایی از کهکشان موردبررسی

ادواردو گوئراز (Eduardo Guerras)، یکی دیگر از محققان دانشگاه اوکلاهاما می‌گوید که تا به امروز تکنیک میکرولنزیگ تنها در مورد اجرام آسمانی کهکشان راه شیری استفاده می‌شد، اما کشف اخیر نشان داد که این روش فوق‌العاده قدرتمند است. او اظهار کرده که سیاره‌هایی که در فاصله‌ای بسیار دور قرار گرفته‌اند، با بهترین تلسکوپ‌های ساخته دست بشر هم به صورت مستقیم قابل رصد نیستند و این تکنیک دری جدید به اکتشافات ستاره ‌شناسی فراکهکشانی باز می‌کند.

دانشمندان برای جمع‌آوری شواهد در مورد این سیاره های فراکهکشانی از رصدخانه پرتو ایکس چاندرا (Chandra X-ray Observatory) سازمان فضایی آمریکا استفاده کردند و مقاله مربوط به کشف آن‌ها هم در ژورنال “The Astrophysical Journal” به چاپ رسیده است.

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: نتیجه یک مقاله پژوهشی جدید نشان می دهد اولین حیات شکل گرفته در زمین ممکن است دارای رنگ بنفش کم رنگ بوده باشد. “شیلاتیتایا داسارما” از بخش میکروب‌شناسی دانشکده پزشکی دانشگاه مریلند و “ادوارد شویترمن”، از دانشگاه کالیفرنیا استدلال می کنند که پیش از اینکه گیاهان سبز از نور خورشید برای انرژی گرفتن استفاده کنند، ارگانیسم‌های کوچک بنفش راهی را برای انجام همین کار پیدا کرده بودند.

Extraterrestrial Lifeبه گزارش لمپیاد نجوم، داسارما گفت: «اخترشناسان اخیرا هزاران سیاره فراخورشیدی جدید را کشف کرده‌اند و در حال توسعه توانایی خود برای مشاهده نور منعکس شده از این سیارات هستند. در حال حاضر راه‌هایی برای شناسایی زندگی سبز موجود در فضا وجود دارد، اما احتمالا دانشمندان باید کاوش‌های خود را بر روی یک رنگ بنفش زیبا متمرکز نمایند.»

زمین بنفش

این ایده که زمین در ابتدا بنفش رنگ بود ایدۀ تازه‌ای نیست، در واقع داسارما و همکارانش این نظریه را در سال ۲۰۰۷ ارائه دادند. این تفکر بیان می دارد که: گیاهان و جلبک‌ها از کلروفیل برای جذب انرژی از خورشید و انجام عمل فتوسنتز استفاده می کنند، اما آنها نور سبز را جذب نمی کنند. این موضوع بسیار عجیب است، چرا که نور سبز غنی از انرژی می باشد. داسارما و همکارانش مدعی بودند، زمانی که فتوسنتز در حال انجام شدن است، چیز دیگری از این طیف نوری استفاده خواهد کرد.

این “چیز دیگر”، موجودات ساده‌ای هستند که انرژی خورشیدی را از طریق مولکولی که شبکیه نامیده می شود، جذب می نمایند. رنگدانه‌های شبکیه دارای عملکرد فوق‌العاده‌ای برای جذب نور سبز هستند. محققان در مقاله جدید خود که در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۸ منتشر شده نوشتند: این شبکیه‌ها به اندازه کلروفیل‌ها در جذب انرژی خورشیدی کارآمد نیستند، اما نسبت به آنها ساده‌تر می باشند.

امروزه در میان باکتری‌ها و ارگانیزم‌های تک سلولی که آرکیا نامیده می شوند، شبکیه‌های جاذب نور خورشید هنوز هم به چشم می خورند. شترمن گفت: این ارگانیسم‌های بنفش در همه جا از اقیانوس‌ها گرفته تا دره‌های خشک قطب جنوب و یا سطوح برگ‌ها گسترش یافته‌اند. علاوه بر این، این رنگدانه‌های شبکیه‌ای در سیستم بینایی حیوانات پیچیده‌تر نیز یافت می شود. محققان در این خصوص اظهار داشتند که ظاهر رنگدانه‌ها در بسیاری از موجودات زنده نشان می دهد که آنها ممکن است خیلی زود فرگشت یافته باشند و در بسیاری از اجداد ما قابل مشاهده باشند. حتی شواهدی مبنی بر این امر وجود دارد که ارگانیسم‌های عاشق نمک بنفش رنگی که هالوفیل نامیده می شوند ممکن است به برخی از ارگانیسم‌های اولیۀ حیات بر روی زمین، که در اطراف دریچه‌های متان رشد می کردند، مرتبط باشند.

بیگانه‌های بنفش

صرف نظر از اینکه اولین حیات بر روی زمین بنفش بود یا نه، روشن است که زندگی بنفش رنگ برای بسیاری از ارگانیسم‌ها مناسب است، این بدان معناست که حیات بیگانه نیز می تواند از همین استراتژی پیروی کند. و اگر حیات بیگانه مبتنی بر استفاده از رنگدانه‌های شبکیه برای جذب انرژی باشد، تنها کافی است که متخصصان برخی طیف نوری خاص را دنبال نمایند.

کلروفیل، بیشتر نور قرمز و آبی را جذب می کند. اما طیفی که از یک سیاره پوشیده از گیاه منعکس شده، نشان دهندۀ چیزی است که  زیست‌شناسان آن را “لبه‌ قرمز گیاهی” می نامند. این “لبه قرمز” یک تغییر ناگهانی در بازتاب نور در قسمت نزدیک به طیف فروسرخ است، که در آن پوشش گیاهی به طور ناگهانی جذب طول موج‌های قرمز را متوقف ساخته و شروع به بازتاب آنها می کنند.

از سوی دیگر، فتوسنتزهای مبتنی بر شبکیه، دارای “لبه سبز” هستند. آنها نور قسمت سبز طیف را جذب می کنند و سپس طول موج‌های طولانی را در فاصله دورتری از خود منعکس می نمایند. بنابراین متخصصان زیست‌شناسی مدتهاست که با شناسایی «لبه قرمز»، امکان شناسایی حیات در خارج از زمین را فراهم نموده‌اند، اما ممکن است لازم باشد که آنها به جست و جوی “لبه‌های سبز” نیز بپردازند. جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ بین‌المللی Astrobiology منتشر شده است.

ترجمه: سهیلا دوست پژوه/ سایت علمی لمپیاد نجوم

منبع: livescience.com

درباره : نجومی

چاپگرهای الکترونیکی سه بعدی,اخبار علمی,خبرهای علمی,پژوهش

پژوهشگران یکی از شرکت‌های دانش‌بنیان چاپگرهای الکترونیکی سه بعدی را برای چاپ مدارهای الکترونیکی انعطاف‌پذیر تولید کردند و به گفته آنها با استفاده از این دستگاه علاوه بر تولید سنسورهای فشار، این محققان موفق به ساخت پارچه‌های گرمکنی شدند که استفاده از آن، افراد را از لباس‌های ضخیم در سرما بی‌نیاز می‌کند.

علی قره‌خانی، مدیر تحقیق و توسعه این شرکت دانش‌بنیان در گفت‌وگو با ایسنا، طراحی و ساخت انواع ربات‌ها را زمینه تحقیقاتی این شرکت عنوان کرد و گفت: پرینترهای تولید شده در این شرکت، پرینترهای الکترونیک چاپی است که با استفاده از آن می‌توان مدارهای الکترونیکی را پرینت و تولید کرد.

 

وی کاربردهای این مدارها را در اسباب بازی‌ها، وسایل برقی و تلویزیون‌ها دانست و خاطرنشان کرد: این دستگاه به گونه‌ای طراحی شده است که مدارهای الکترونیکی را نه تنها بر روی بردهای سخت، بلکه می‌توان بر روی سطوح نرمی چون لباس، طلق‌های کاربردی در خودرو و سنسورهای فشار تولید کرد.

 

قره‌خانی اضافه کرد: ما با استفاده از این قابلیت توانستیم گرمکن صندلی خودرو را تولید کنیم، ضمن آنکه سنسور فشار نرم را با فرآیند پرینت، تولید کردیم.

 

به گفته وی سنسورهای فشار در وسایل جدید خانگی استفاده می‌شود. در این وسایل به جای استفاده از سوئیچ از سنسورهای لمسی استفاده می‌شود.

 

وی با اشاره به مزیت این دستگاه خاطرنشان کرد: در حال حاضر برای تولید یک مدار الکترونیکی به روش سنتی(لیتوگرافی) مدت یک تا دو روز زمان نیاز دارد، اما با استفاده از این پرینترها می‌توان در چند ثانیه مدارهای الکترونیکی مورد نیاز را به تولید رساند.

 

این محقق با بیان اینکه دستگاه چاپگر سه‌بعدی با استفاده از جوهرهای رسانا، مدارهای الکترونیکی را تولید می‌کند، ادامه داد: ساختار این چاپگر به گونه‌ای است که با استفاده از جوهرهای رسانا کار می‌کند. در جوهر رسانا در پرینترهای معمولی بعد از یک بار پرینت گرفتن چشمه‌های آن کور می‌شود، ولی این نوع جوهرها برای چاپگرهای الکترونیکی طراحی شده و می‌توان با آن انواع مختلفی از مدار را در کسری از ثانیه تولید کرد.

 

قره‌خانی با بیان اینکه دنیا به سمت الکترونیک و مدارهای پوشیدنی پیش می‌رود، ادامه داد: پایه این فناوری این نوع پرینترها است. این تکنولوژی ۱۰ سال است که در دنیا متداول شده و اکنون کشور ما با ساخت این چاپگرها توانسته همگام با دنیا پیش برود.

 

وی با بیان اینکه این چاپگرها طی دو سال با حمایت ستاد توسعه فناوری نانو به تولید رسیده است، یادآور شد: علاوه بر گرمکن صندلی و سنسور فشار، پارچه‌های گرمکنی را تولید کردیم؛ زمانی که از این پارچه در لباس استفاده شود،‌ نیاز به استفاده از کت‌های ضخیم نیست.

 

این محقق با بیان اینکه این پارچه به پاور بانکی متصل می‌شود و گرمای لازم را تولید می‌کند، خاطرنشان کرد: این پارچه با استفاده از یک پاور بانک هزار میلی‌آمپر ساعت می‌توان ۱۰ ساعت گرما تولید کند. در حال مذاکره با صنایع پوشاک برای تولید صنعتی آن هستیم.

 

قره‌خانی با تاکید بر اینکه نمونه خارجی این دستگاه بسیار گران است، گفت: ما به مرحله‌ای رسیده‌ایم که می‌توانیم نیاز کشور را از این دستگاه در زمینه تحقیقاتی و تولیداتی برطرف کنیم.

 

وی با بیان اینکه ما برای این دستگاه و برای محصولاتی که به واسطه این پرینترها تولید می‌کنیم، مشتری‌هایی از داخل و خارج کشور داریم، تاکید کرد: رقبای کانادایی، کره‌ای، آلمانی در پوشاک در این حوزه ورود کردند و هنوز کشور ترکیه وارد این عرصه نشده است و به محض آنکه این کشور ورود پیدا کنند بازار را از ما می‌گیرند، از این رو مایل بودیم با صنایع پوشاک ارتباط برقرار کنیم، ولی تاکنون نتوانسته‌ایم.

 

 

درباره : نجومی
صفحات سایت