المپیاد نجوم


لمپیاد نجوم: مطالعات انجام شده توسط ناسا، امکان زندگی در مریخ (مانند زمین) را غیرممکن دانسته و همه سناریوهای ممکن برای این کار را رد می‌کند؛ با این حال ایلان ماسک نظر دیگری دارد.

imageتجزیه و تحلیل ۲۰ ساله ناسا نشان می دهد، در مریخ میزان کافی از کربن دی اکسید برای ایجاد اتمسفر مناسبی که بتواند شرایط زندگی را فراهم کند، وجود ندارد. گروهی از دانشمندان که در این تحلیل کار می‌کردند گفتند که میزان کربن دی اکسید در این سیاره برای تولید آب مایع روی سطح آن، به اندازه کافی ضخیم نیست.[جزئیات بیشتر خبر]

اما ماسک بر این عقید است که خاک مریخ دارای مقدار زیادی از کربن دی اکسید است که می‌تواند پس از حرارت دادن با استفاده از هم‌جوشی مصنوعی یا طبیعی آزاد شود. در واقع وی می‌گوید که این روند می‌تواند تقریبا هر گونه جرم سنگی بزرگ در هستی را قابل سکونت کند.

GettyImagesمدیر عامل اسپیس‌ایکس اعتقاد دارد که کربن دی اکسید زیادی در طول زمان در سنگ‌های مریخ به جا مانده است. وی در گذشته هم پیشنهاد کرده بود که مریخ را با بمب‌های هسته‌ای منفجر کنند تا CO۲ کافی تولید شود چراکه این کار این سیاره را قابل سکونت خواهد کرد.

اما مقاله ناسا میزان CO۲ موجود در خاک مریخ را نیز در نظر گرفته است. دانشمندان همچنین به حرارت دادن خاک برای آزاد کردن گاز مورد نیاز فکر کرده‌اند، اما همچنان با این مسئله که چگونه فشار اتمسفر مریخ می‌تواند به سطح مشابهی با زمین برسد، روبرو هستند.

سایت علمی لمپیاد نجوم / منابع بیشتر: usatoday.com , techtimes.com

درباره : نجومی

مرکب ماهی خون آشام,اخبار علمی,خبرهای علمی,طبیعت و محیط زیست
درباره : نجومی

تصادف کیهانی که ۸ تا ۱۰ میلیارد سال پیش بین کهکشان راه‌شیری و کهکشان سوسیس اتفاق افتاد، موجب ایجاد تغییراتی در کهکشان راه‌شیری شد.

گروهی از ستاره‌شناسان برخوردی کهن بین کهکشان راه‌شیری و جرم آسمانی کوچک‌تری با نام کهکشان سوسیس (Sausage) را کشف کرده‌اند. این تصادف کیهانی در اوایل تاریخچه‌ی کهکشان راه‌شیری اتفاق افتاد و هم ساختار درونی و هم ساختار نورانی این کهکشان را تغییر داد. حدود ۸ تا ۱۰ میلیارد سال پیش یک کهکشان کوتوله‌ی ناشناخته با کهکشان ما برخورد داشت. طی این برخورد کهکشان کوچک سریعا از هم پاشیده شد و همه‌ی بقایای آن اکنون در اطراف ما هستند.

واسیلی بلوکوروف از دانشگاه کمبریج گفت:

این برخورد موجب تکه‌تکه شدن کهکشان کوتوله شد و پس از آن ستاره‌هایش در مدارهایی طویل و بسیار نازک و شعاعی به گردش در آمدند. مسیرهای این ستاره‌ها، آن‌ها را بسیار نزدیک به مرکز کهکشان ما نگه می‌دارد. این نشانه‌ای است که کهکشان کوتوله وارد یک مدار غیر عادی شده است و سرنوشت نامعلومی دارد.

مقاله‌های مرتبط:

در مقالات جدید منتشر شده در یادداشت‌های ماهیانه‌ی Royal Astronomical Society نکات برجسته‌ی این رویداد فوق‌العاده تشریح شده است.

فضاپیمای گایا محتویات ستاره‌ای کهکشان ما را مکان‌یابی می‌کند و سفرهای ستاره‌ها را در کهکشان ثبت می‌کند. به یمن وجود گایا اکنون ستاره‌شناسان از موقعیت و مسیرهای همسایگان آسمانی ما نیز با دقت زیادی خبر دارند. وین ایوانز از کمبریج توضیح می‌دهد:

نحوه‌ی مسیر این ستارگان حاصل از ادغام کهکشان‌ها موجب شد که به آن‌ها سوسیس گایا گفته شود. ما سرعت‌ حرکت آن‌ها را ترسیم کردیم و سریعا حالت سوسیس به ذهنمان آمد. وقتی کهکشان کوچکتر از هم فروپاشیده شد، ستاره‌های آن در مدارهای بسیار شعاعی پرتاب شدند. این ستاره‌های سوسیسی همان چیزی هستند که از آخرین ادغام بزرگ کهکشان راه شیری بر جای مانده‌اند.

ستاره های کهکشان سوسیساگر به نحوه‌ی توزیع سرعت ستارگان در کهکشان راه شیری توجه می‌کنید، ستاره‌های کهکشان سوسیس دارای ویژگی سوسیس مانندی هستند. این شکل منحصر به فرد، ناشی از حرکت‌های شعاعی قوی این ستاره‌ها است.

برخوردهای کهکشان راه‌شیری با کهکشان‌های دیگر همچنان ادامه داشته‌است؛ مثلا برخورد با کهکشان کوتوله‌ی ساگیتاریوس. اگرچه کهکشان سوسیس بسیار بزرگ‌تر بود. مجموع جرم آن از نظر گاز، ستاره‌ها و ماده‌ی تاریک بیش از ۱۰ میلیارد برابر توده‌ی خورشید بوده است. زمانی که کهکشان سوسیس به کهکشان راه‌شیری که آن موقع جوان بود برخورد کرد، خردشدگی‌های زیادی به دنبال داشت. طی این برخورد احتمالا دیسک کهکشان راه‌شیری دچار تابیدگی و شکستگی‌هایی شد و نیاز به رشد دوباره داشت. بقایای کهکشان سوسیس درون بخش‌های داخلی کهکشان راه‌شیری پراکنده شدند و موجب برآمدگی مرکز کهکشان و ایجاد هاله‌ی پر ستاره و نورانی اطراف کهکشان شدند. دنیس ارکال گفت:

شبیه‌سازی‌های عددی از ادغام کهکشان‌ها هم نشان دهنده‌ی این ویژگی‌ها است.

در شبیه‌سازی‌های انجام‌شده توسط ارکال و همکارانش ستاره‌های کهکشان سوسیس وارد مدارهای کشیده شده به سمت بیرون شدند. این مدارها با رشد دیسک کهکشان راه شیری پس از برخورد، طویل‌تر هم می‌شوند.

برخورد کهکشان راه شیری و کهکشان سوسیسترسیمی از برخورد بین کهکشان راه‌شیری و کهکشان کوچک‌تر سوسیس که در حدود ۸ تا ۱۰ میلیارد سال پیش اتفاق افتاد. اثرات این برخورد باستانی هنوز در سرعت و شیمی ستاره‌ها حفظ شده است

آلیس دیسون از دانشگاه دورهام می‌گوید:

شواهد این بازسازی کهکشانی در مسیرهای ستارگان به ارث رسیده از کهکشان کوتوله، قابل مشاهده‌است. این ستاره‌ها همه تقریبا در یک فاصله از مرکز کهکشان، در حال گردش‌اند.

این چرخش‌های U شکل موجب می‌شود چگالی هاله ستاره‌ای کهکشان در جایی که ستاره‌ها ناگهان جهت خود را تغییر می‌دهند، کم شود. این کشف به‌ویژه برای دنیس دلپذیر بود زیرا او پنج سال پیش همین نوع چرخش را در برخورد کهکشان‌ها پیش‌بینی کرده بود. در این مطالعه‌ی جدید توضیح داده می‌شود که ستاره‌ها چگونه در چنین مدارهای باریکی می‌افتند. در مطالعه‌ی جدید حداقل هشت مجموعه کروی بزرگ به نام خوشه‌های ستاره‌ای کروی نیز شناسایی شده‌اند که توسط کهکشان سوسیس به کهکشان راه‌شیری آورده شده‌اند. کهکشان‌های کوچک معمولا خودشان خوشه‌های ستاره‌ای کروی ندارند؛ بنابراین کهکشان سوسیس احتمالا به‌اندازه‌ای بزرگ بوده‌است که میزبان خوشه‌های ستاره‌ای کروی بوده باشد. سرگئی کوپوزوف که جزئیات ستاره‌های کهکشان سوسیس و خوشه‌های کروی را مورد مطالعه قرار داده است، گفت:

اجرام کوتوله زیادی طی زندگی کهکشان راه شیری درون آن افتاده‌اند ولی کهکشان سوسیس از همه بزرگ‌تر بوده است.

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: رویکرد سنتی «SETI»(جستجوی هوش فرازمینی) بر این عقیده استوار است که تمدن‌های فضایی زمین را با پیام‌های رادیویی باند باریک مورد هدف قرار می‌دهند. اما این باور فاقد اعتبار است. دلیلش به سرعت محدود نور ربط دارد و این واقعیت که هیچ سیگنال یا اثر فیزیکی نمی‌تواند سریع‌تر از آن انتشار یابد. این محدودیت سرعت مطلق یکی از قوانین اساسی فیزیک است که با ماهیت فضا و زمان ارتباط دارد.

DSC

عکس تقریبا جدیدی که از ستارگان راه شیری و دکل مخابراتی گرفتم، جرقه نوشتن این مقاله بود. عکس از: سمیر الله‌وردی

 یک تمدن فضایی را در نظر بگیرید که در فاصله ۱۰۰۰ سال نوری واقع شده و موجودات فضایی از چنان فناوری قدرتمندی برخوردارند که می‌توانند زمین را با جزئیات کاملی مشاهده نمایند. آنها چه چیزی می‌بینند؟ خب، آنها ما را نخواهند دید. آنها تلسکوپ‌های رادیویی یا شتاب دهنده‌های ذره، جاده‌ها یا موشک‌های ما را نخواهند دید. آنها فقط زمین ۱۰۰۰ سال پس از میلاد را مشاهده خواهند کرد. این تاریخ به قبل از انقلاب صنعتی مربوط می‌شود؛ زمانی که اوج فناوری انسان در چرخ دنده‌های ساعت خلاصه می‌شد. موجودات فضایی شاید اهرام مصر و دیوار بزرگ چین را ببینند. آنها متوجه شهرها و علائم کشاورزی می‌شوند،اما همه اینها فاصله شگرفی با فناوری مخابرات میان ستاره‌ای دارند.

این واقعیت که انسان‌ها در استفاده از ساختمان‌ها و کشاورزی به پیشرفت و توسعه رسیده بودند شاید نویدبخش باشد، اما یقینا نمی‌تواند ظهور تلسکوپ‌های رادیویی را در هزار سال بعد تضمین کند. بنابراین، هیچ دلیلی وجود ندارد که موجودات شروع به مخابره سیگنال بکنند. آنها ترجیح می‌دهند از این قضیه اطمینان حاصل نمایندکه ما واقعا از ابزارهای لازم برای دریافت سیگنال برخورداریم و خود را برای مخابره سیگنال به دردسر نمی‌اندازند.

فناوری رادیویی انسان قدمتی در حدود یکصد سال دارد. تقریبا در ۹۰۰ سال آینده آن سیگنال‌های ضعیف به یکی از تمدن‌های فرضی مجاور خواهد رسید. اگر موجودات فضایی بطور مداوم با تجهیزات بسیار حساس ما را مورد نظارت قرار می‌دادند،شاید پیام آنها را قبل از آغاز هزاره پنجم دریافت می‌کردیم. اگر تمدن فرازمینی در فاصله‌ای دورتر (مثلا در فاصله ۱۰۰۰۰ سال نوری) قرار داشته باشد، قاعدتا باید مدت زمان بیشتری را صبر کرد. ستی در انتظار دریافت پیامی از موجودات فرازمینی به کاوش آسمان با تلسکوپ‌های رادیویی می‌پردازد. اخترشناسان ستی به هر منظومه ستاره‌ای در کهکشان ما نگاه کرده‌اند و تاکنون اثری از موجودات بیگانه مشاهده نشده است.

اولین‌بار در سال ۱۸۹۹ گولیلمو مارکونی، فیزیکدان ایتالیایی موفق شد به کمک امواج الکترومغناطیسی یک روش ارتباطات بدون سیم در عرض کانال انگلیس به نمایش بگذارد. دو سال بعد او این آزمایش را در دو سوی اقیانوس اطلس تکرار کرد و توانست پیام بی سیم ارسالی از کورن وال انگلیس را در سن جان ایالات متحده دریافت کند. این ابداع که اولین نسل از رادیوهای امروزی بود جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۰۹ را برای مارکونی به ارمغان آورد. محدوده انتشار امواج رادیویی انسان قطری حدود ۲۰۰ سال نوری دارد که در عکس بالا با نقطه آبی مشخص شده است.

اگر به این موضوع علاقه دارید می توانید کتاب “در جستجوی حیات بیگانه” را مطالعه نمایید.

سایت علمی لمپیاد نجوم: bigbangpage.com

درباره : نجومی

جمشید مشایخی,بیوگرافی جمشید مشایخی,عکس جمشید مشایخی
بیوگرافی جمشید مشایخی + عکس

نام اصلی: جمشید مشایخی

زمینه فعالیت: سینما و تلویزیون

تولد: ۵ آذر ۱۳۱۳

جاجرود، استان تهران

ملیت: ایرانی

سال‌های فعالیت: ۱۳۳۵ تاکنون

درباره : نجومی

اتمسفر زمین، مجاورت ما به خورشید و اتفاقات بی‌شمار زیبای دیگر نه‌تنها موجب زنده‌ماندن و تکامل روی زمین شده‌ است؛ بلکه موجبات شکوفایی موجودات و طبیعت را نیز فراهم کرده‌است. با این حال ما نشسته روی نیمکت‌های کافی‌شاپ یا در حال راه رفتن در خیابان با خودمان فکر می‌کنیم که مورد خارق‌العاده‌ای وجود ندارد.

اما همه‌ی پدیده‌های خوب پایانی هم دارند. روزی خواهد آمد که زمین دیگر مثل اکنون محیط مناسبی برای حیات نخواهد بود. هرچند زندگی روی این سیاره‌ی خاکی احتمالا تا میلیاردها سال دیگر نیز در جریان خواهد بود؛ اما ممکن است همین فردا نیز اتفاقاتی بیفتد و این جریان را متوقف کند. می‌خواهیم درمورد شرایطی که می‌تواند موجب مرگ زمین شود، مختصری صحبت کنیم.

۱- هسته‌ی مذاب زمین ممکن است سرد شود

هسته زمین

زمین توسط یک سپر مغناطیسی محافظ به نام مگنتوسفر احاطه شده‌است؛ حفاظی که از زمین در برابر تشعشعات اجرام آسمانی و طوفان‌های خورشیدی محافظت می‌کند.

مگنتوسفر

این میدان مغناطیسی در نتیجه‌ی گردش زمین ایجاد می‌شود که طی آن لایه‌ی ضخیمی از نیکل و آهن مایع (هسته‌ی بیرونی) دور یک توپ جامد فلزی (هسته‌ی درونی) به گردش در‌آمده و موجب ایجاد نیروی مغناطیسی عظیمی می‌شود.

عملکرد مگنتوسفر

مگنتوسفر ذرات پرانرژی را که از خورشید می‌آید، می‌شکند و اندازه و شکل آن‌ها را به محض برخورد با این فضا تغییر می‌دهد.

طوفان خورشیدی

جریان حاصل از این ذرات پرانرژی که به جو زمین حمله می‌کنند، می‌تواند موجب ایجاد شفق‌های زیبا شود؛ یا اینکه حتی گاهی می‌تواند موجب ایجاد طوفان‌های ژئومغناطیسی شود.

مگنتوسفر - شفق

اما در صورتی‌که هسته زمین سرد شود، مگنتوسفر از بین خواهد رفت و در ادامه سپر حفاظتی ما در برابر بادهای خورشیدی نابود شده و اتمسفر زمین به آهستگی دچار فروپاشی خواهد شد.

از بین رفتن مگنتوسفر

سیاره‌ی مریخ که زمانی دارای آب و اتمسفری ضخیم بود، میلیاردها سال پیش دچار این سرنوشت شد و به کره‌ای تقریبا بدون هوا و فاقد حیات، تبدیل شد.

مریخ

۲. خورشید ممکن است شروع به مردن و گسترش یافتن کند

مرگ خورشید

شاید مهم‌ترین علت وجود ما، خورشید و موقعیت نسبی ما نسبت به آن باشد.

مرگ احتمالی خورشید

هرچند خورشید هم یک ستاره است و ستاره‌ها سرانجام می‌میرند.

واکنش های درون خورشید

اما اکنون خورشید در نیمه راه زندگی خود است و طی فرایند همجوشی به‌طور منظم هیدروژن را به هلیوم تبدیل می‌کند. این فرایند تا ابد طول نخواهد کشید. میلیاردها سال بعد هیدروژن خورشید تمام می‌شود و کم‌کم مرگ خورشید نیز فرا می‌رسد.

همجوشی در خورشید

در نتیجه‌ی تمام شدن هیدروژن و فروپاشی هلیوم در خورشید، واکنش‌های انرژی‌زایی اتفاق می‌افتد و لایه های خورشید را به بیرون می‌کشاند و احتمالا سبب کشیده شدن زمین به سمت خورشید نیز خواهد شد و به این ترتیب ما خاکستر خواهیم شد!

خارج شدن زمین از مدار خود

فرایند گسترش خورشید نیز می‌تواند موجب شود زمین از مدار خود خارج شود و با سرعت به مسیری نامشخص حرکت کند؛ در این حالت با دور شدن از ستاره خود ممکن است تبدیل به سیاره‌ی سرگردان یخزده‌ای شود.

خارج شدن زمین از مدار۲

۳- زمین ممکن است وارد یک مدار مرگبار شود

وارد شدن زمین به مدار مرگبار

سیاره‌های سرگردان (سیاره‌های بدون ستاره)، دنیاهایی هستند که طی شکل‌گیری از منظومه‌ی خود به بیرون پرتاب شده‌اند. بر اساس شبیه‌سازی‌های اخیر در واقع تعداد سیاره‌های سرگردان ممکن است صد هزار برابر تعداد ستاره‌های کهکشان راه شیری باشد.

سیاره های سرگردان

یکی از این سیاره‌های سرگردان می‌تواند وارد منظومه‌ی شمسی شده و زمین را به سمت مداری غیر قابل سکونت و افراطی (در منطقه‌ای به‌شدت سرد یا به شدت گرم) براند. جرمی که به‌اندازه‌ی کافی بزرگ باشد، قادر است؛ حتی زمین را به‌کلی از منظومه‌ی شمسی خارج کند یا موجب برخورد زمین با سیارات مجاور نظیر زهره یا عطارد شود.

خارج شدن زمین از منظومه شمسی

در این وضعیت، زمین به عنوان یک سیاره‌ی سرگردان ممکن است تبدیل به گلوله‌ای یخی شود. در همین حین ایجاد یک نیروی گرانشی می‌تواند موجب ایجاد فصول مرگباری (از نظر دمایی) روی زمین شود.

نتیجه خارج شدن زمین از مدار

۴- یک سیاره‌ی سرگردان ممکن است به زمین اصابت کند

برخورد سیاره سرگردان با زمین

یک جرم در حال حرکت نامشخص ممکن است مستقما با زمین برخورد کند. این پدیده بی‌سابقه نیست؛ حدود ۴/۵ میلیارد سال پیش یک سیاره‌ی کوچک با برخورد به یک سیاره‌ی بزرگ‌تر در منظومه‌ی شمسی، موجب تشکیل زمین و ماه شد. یک برخورد جدید می‌تواند موجب پرتاب بقایای حاصل از برخورد اجرام در سرتاسر منظومه‌ی شمسی شده و زمین را ذوب کند و در حالی‌که سیاره‌ی جدید در نهایت دوباره تشکیل و سرد خواهد شد، مشخص نیست که قابل سکونت باشد یا نه.

برخورد زمین با اجرام آسمانی

۵- سیارک‌ها می‌توانند این سیاره را بمباران کنند

بمباران زمین توسط سیارکها

سنگ‌های فضایی می‌توانند بسیار مخرب باشند؛ یکی از بزرگ‌ترین آنها احتمالا موجب نابودی دایناسورها شده‌است؛ هرچند برای از بین بردن کل سیاره، به سیارک‌های بسیار زیادی نیاز است.

بمباران سیارکها

با این وجود این اتفاق می‌تواند، بیفتد. صدها میلیون سال پس از تشکیل زمین، این سیاره توسط سیارک‌ها مورد بمباران شدیدی قرار گرفت. تاثیرات این حادثه چنان شدید بود که اقیانوس‌ها برای یک سال کامل در حال جوش بودند.

تاثیر بمباران سیارک ها

در آن زمان زندگی فقط به‌صورت تک‌سلولی جریان داشت و تنها میکروب‌های مقاوم به حرارت وجود داشتند.

حیات تک سلولی زمین

مطمئنا اشکال بزرگ‌تر زندگی امروزه چنین اتفاقی را تحمل نخواهند کرد؛ در صورتی‌که چنین اتفاقی برای زمین بیفتد، برای هفته‌های متوالی دمای هوا ممکن است به بیش از ۴۸۰ درجه‌ی سانتیگراد برسد.

۶- زمین ممکن است بیش از حد به سیاه چاله‌ای سرگردان نزدیک شود

برخورد زمین با سیاهچاله

سیاه‌چاله‌ها فرم مورد علاقه‌ی مرگ سیاره‌ها در فیلم‌های هالیوودی هستند! شاید به خاطر پر رمز و راز بودن آن‌ها.

سیاهچاله فضایی

سیاه‌چاله‌ها مرموز و در عین حال وحشتناک هستند؛ حتی نامشان هم به نظر شوم می آید. ما چیز زیادی در مورد آن‌ها نمی‌دانیم؛ اما این را می‌دانیم که آن‌ها چنان متراکم هستند که حتی نور هم قادر به گریز از آن‌ها نیست.

سیاه چاله ها

دانشمندان می‌گویند اینکه سیاه‌چاله‌های سرگردان در فضا وارد منظومه‌ی شمسی شوند، چیزی دور از تصور نیست. یک سیاه‌چاله‌ی کوچک ممکن است بدون مشکل از کنار زمین عبور کند در حالی‌که هر چیزی بزرگتر از توده‌ی ماه موجب ایجاد مشکلات بزرگی برای زمین خواهد شد. اگر نور قادر به عبور از سیاه‌چاله نیست، یقینا زمین هم نمی‌تواند از آن فرار کند.

افتادن زمین در سیاهچاله

خارج از افق رویداد سیاه‌چاله، اتم‌ها ممکن است کشیده شوند و کاملا از هم جدا شوند.

افق رویداد سیاهچاله

برخی فیزیکدانان می‌گویند با قرار گرفتن در معرض یک سیاه‌چاله به پایان جهان نزدیک می‌شویم.

افتادن در سیاهچاله فضایی

حتی اگر یک سیاه‌چاله بدون اصابت از کنار زمین بگذرد، ممکن است با چنان فاصله نزدیکی از زمین عبور کند که منجر به بروز تخریب‌هایی نظیر زلزله شود و حتی ما را از منظومه‌ی شمسی بیرون براند و یا اینکه ما را به سمت خورشید حرکت دهد.

عبور سیاهچاله از نزدیک زمین

۷- اتمسفر زمین ممکن است در اثر انفجار پرتوهای گاما از بین برود

انفجار اشعه گاما

انفجارهای پرتوی گاما یکی از قوی‌ترین پدیده‌های شناخته شده‌ی جهانی هستند.

انفجار پرتو گاما

اکثر این انفجارها در نتیجه‌ی فروپاشی ستارگان بزرگ اتفاق می‌افتند. یک انفجار کوتاه می‌تواند انرژی‌بیش‌تر از آن‌چه که خورشید طی دوره‌ی عمر خود منتشر می‌کند، آزاد کند.

انرژی حاصل از انفجار پرتو گاما

این انرژی پتانسیل ریشه‌کن کردن لایه‌ی ازن را دارد، موجب غرق شدن زمین در امواج خطرناک فرابنفش خواهد شد و سریعا موجب سرد شدن سیاره خواهد شد.

تاثیر انفجار اشعه گاما

در حقیقت انفجار پرتو گاما ممکن است عامل انقراض جمعی ۴۴۰ میلیون سال پیش زمین بوده باشد.

انقراض جمعی زمین انفجار پرتو گاما

البته دیوید تامسون معاون مدیر پروژه تلسکوپ فضایی اشعه گامای فرمی می‌گوید انفجار پرتو گاما نگرانی‌ بزرگی به شمار نمی‌رود.

خطر انفجار پرتو گاما برای زمین

۸- زمین ممکن است در مه‌گسست نهایی از بین برود

مه گسست

نظریه مه‌گسست مربوط به پایان حقیقی کل جهان و نه فقط زمین است.

نظریه big rip

یک نیروی راز آلود که انرژی تاریک نامیده می‌شود با سرعت زیاد موجب از هم گسسته شده جهان می‌شود.

انرژی تاریک و پایان جهان

در صورت افزایش این سرعت، چیزی که به نظر می‌رسد در حال حاضر در حال وقوع است، شاید ۲۲ میلیارد سال بعد نیروهایی که اتم‌ها را گرد هم حفظ می‌کنند، بشکنند و کل مواد موجود در جهان تبدیل به اشعه خواهد شد.

مه گسست و پایان جهان

اما با فرض اینکه نظریه‌ی مه گسست، درست نباشد، چه کسی می‌داند بعد از یک فاجعه‌ی جهانی که در آن انسان‌ها نتوانند زنده بمانند، چه اتفاقی می‌افتد.

بعد از مرگ زمین

ممکن است برخی از میکروب‌ها بمانند و پیچیده‌تر شوند.

ماندن میکروب ها بعد از حوادث کیهانی

اما اگر تخریب دنیای ما به صورت کلی باشد ما حداقل می‌توانیم امیدوار باشیم که زندگی‌های هوشمندانه‌ی دیگری خارج از این دنیا در جریان باشد و آن‌ها قدر آن را بدانند.

زندگی بعد از مرگ زمین

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: ستاره غول‌پیکر گاما ماکیان در مرکز صلیب شمالی (دسته ستارگان معروف در صورت فلکی ماکیان) واقع شده است. این ستاره که “صدر” نامگذاری شده یک ستارۀ درخشان است که در مرکز این آسمان حیرت‌آور واقع شده و ترکیبی از ستارگان، ابرهای غباری و سحابی درخشان را در امتداد صفحه کهکشان راه شیری، نشان می دهد.

AroundSadrNarduzziColombariاین میدان دید تقریبأ ۴ درجه در آسمان (هشت ماه کامل) وسعت دارد و شامل سحابی نشری IC 1318 و خوشه ستاره‌ای باز NGC 6910 است. در سمت چپ ِ ستاره گاما ماکیان، دو بال کیهانی درخشان وجود دارد که با یک خط غباری تیره و طولانی جدا شده‌اند. IC 1318 نام معروفی است که برای سحابی پروانه انتخاب شده است. در بالا و سمت چپ گاما ماکیان گروهی از ستارگان جوانِ NGC 6910 قرار دارند. مشاهدات نشان می دهد که ستارۀ گاما ماکیان تقریبا ۱۸۰۰ سال نوری از زمین فاصله دارد، در حالیکه اجرام کیهانی IC 1318 و NGC 6910 حدود ۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ سال نوری فاصله دارند.

سایت علمی لمپیاد نجوم / منبع: apod

درباره : نجومی

تخته موج سواری برقی,اخبار علمی,خبرهای علمی,اختراعات و پژوهش
درباره : نجومی

به‌نظر می‌رسد که ناسا برای تحقق اهداف دهه‌ی آینده‌ی خود، راهی جز بازگشت به انرژی هسته‌ای و راکتورهای اتمی نخواهد داشت.

اگر همه چیز طبق برنامه‌های از پیش تعیین‌شده پیش برود، روزی در دهه‌ی بعدی میلادی شاهد خواهیم بود که یک فرودگر رباتیک در حالی که حامل یک راکتور هسته‌ای کوچک نیز است، به پایگاهی در دست توسعه روی سطح کره‌ی ماه می‌رسد. درون این راکتور، یک میله‌ی بورونی (نام یک عنصر کمیاب در جدول تناوبی) روی پشته‌ای از اورانیوم خواهد لغزید و شروع به ایجاد واکنش زنجیره‌ای هسته‌ای خواهد کرد؛ واکنش‌هایی که در ادامه موجب شکافته شدن اتم‌های اورانیوم و آزادسازی گرما خواهند شد. پس از آن هم گرمای آزاد شده می‌تواند به یک ژنراتور برق منتقل شود و پیش‌بینی ادامه‌ی کار هم احتمالا برای همه‌مان آسان است. الکتریسیته‌ی حاصل از این فرایند صرف روشنایی و سایر مصارف پایگاه در شب‌های طولانی و سرد ماه خواهد شد.

 ناسا پس از نیم‌ قرن تلاش برای ساخت و پرداخت یک نیروگاه تولید توان از نوع هسته‌ای برای استفاده در فضا، سرانجام موفق به تکمیل مجموعه‌ای از آزمایش‌های نتیجه‌بخش از یک طراحی کاملا جدید و پیشتاز شده است. نقطه‌ی عطف بعدی برای این نیروگاه کوچک که ناسا نام کیلوپاور را برای آن انتخاب کرده، می‌تواند آغاز به کار عملی در قالب یک پرواز فضایی در یک زمان مناسب از سال‌های دهه‌ی ۲۰۲۰ میلادی باشد. کیلوپاور که توسط وزارت انرژی ایالات متحده ساخت‌وپرداخت شده است، به‌عنوان نخستین راکتور هسته‌ای ایالات متحده از هر نوعی با یک ساختار جدید و متمایز در طی ۴۰ سال گذشته به‌شمار می‌رود. کیلوپاور این پتانسیل را دارد که روند تولید انرژی برای هر ماموریت کاوش فضایی را دستخوش تغییر کند؛ به‌ویژه وقتی که صحبت از سفر و اقامت طولانی‌مدت و گاه دائمی انسان در مکان‌های دیگری از سامانه‌ی خورشیدی به میان آید.

 ماموریت‌های فضایی در حال حاضر برای تامین توان مورد نیازشان از پیل‌ سوختی، باتری‌های هسته‌ای یا توان خورشیدی بهره می‌برند. اما باید توجه کنیم که طول یک شب در ماه حدودا دو هفته است و از سویی هم توانمندی نور خورشیدی روی مریخ تنها به‌میزان ۴۰ درصد آن مقداری است که روی سیاره‌ی خودمان وجود دارد. جیم رویتر، مدیر بخش فناوری‌ فضایی ناسا می‌گوید:

 وقتی که ما بخواهیم به ماه و در نهایت به مریخ سفر کنیم، احتمالا به منابعی بزرگ و غیروابسته به خورشید برای تامین توان نیاز خواهیم داشت؛ به‌ویژه اگر قصدمان این باشد که زندگی خود را در آنجا ادامه دهیم.

کیلوپاورکیلوپاور

کیلوپاور یک راکتور همجوشی سبک و کوچک است که می‌تواند الکتریسیته‌ای تا میزان ۱۰ کیلووات را فراهم سازد. بنا به اعلام ناسا، ۴ واحد از نیروگاه کیلوپاور این توان را خواهند داشت که الکتریسیته‌ی کافی برای یک مقر کوچک انسانی در مریخ یا ماه را فراهم کنند. برای اینکه مقایسه بهتری داشته باشیم باید اشاره کنیم که ۴۰ کیلووات برابر با الکتریسیته‌ی مورد نیاز (به‌میزان کافی) برای مصارف ۳ تا ۸ خانه‌ی معمولی در امریکا است. این در واقع برآورد پروفسور کلودیو برونو در دانشگاه کنتیکت است. وی همچنین تصریح می‌کند که ۴۰ کیلوات تقریبا برابر با ۶۰ اسب بخار است.

شاید در نگاه نخست چنین برداشت شود که این میزان توان بالایی است. اما واقعیت این است که اگر کسی نیت انجام کارهای سودمند یا گسترده، به‌ویژه‌ ماموریت‌هایی همچون ماموریت‌های سرنشین‌دار به ماه یا مریخ داشته باشد، توان به‌مراتب بیشتری مورد نیاز خواهد بود.

مقاله‌های مرتبط:

با این حال، هر زمانی که در گذشته پژوهشی در زمینه‌ی تامین توان هسته‌ای انجام شده است، همواره انتقادات و گلایه‌ها و نگرانی‌هایی از خطرات توان هسته‌ای به میان آمده است. این نخستین باری است که آنها در طی دهه‌های گذشته از به‌کار انداختن یک ژنراتور الکتریکی با استفاده از راکتوری هسته‌ای صحبت می‌کنند. با این اوصاف می‌توانیم آن را یک گام و یک سیگنال مثبت در نظر بگیریم.

از انرژی هسته‌ای در کاوش‌های فضایی به ۲ روش اصلی بهره می‌برند: برای تولید الکتریسیته یا برای تامین نیروی رانشی. کیلوپاور قرار است برای تولید الکتریسیته استفاده شود و از این نظر بیشتر شبیه به یک نیروگاه زمینی متدوال است. توان تولیدی آن هم بیش از مقدار مورد نیاز یک فضاپیمای معمولی است و همین باعث می‌شود تا برای انجام ماموریت‌های فضایی دورتر در محل‌های ناشناخته‌تر هم مناسب باشد. از کیلوپاور همچنین می‌توان برای به حرکت در آوردن یک فضاپیما نیز استفاده کرد و اولویت در آن حالت با تامین توان یک موتور یونی توسط این نیروگاه خواهد بود. با این حال ناسا در حال حاضر برنامه یا تصمیم مشخصی برای استفاده از کیلوپاور برای این هدف ندارد.

کار ساخت و پرداخت کیلوپاور از سال ۲۰۱۲ آغاز شده است. اما ریشه‌ی اصلی کار به زمانی بسیار قبل‌تر از این سال بازمی‌گردد؛ به برنامه‌ی سیستم‌های ناسا برای تجهیزات توان هسته‌ای یا SNAP در سال‌های دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی.

RTG ناساRTG ناسا

پروژه‌ی SNAP توسعه‌ی دو نوع سیستم توانی هسته‌ای مختلف را در پی داشت. مورد نخست ژنراتورهای رادیوایزوتوپی ترموالکتریکی یا RTG ها بودند که از گرمای گرفته‌شده از فروپاشی رادیواکتیو برای تامین گرما و توان بهره می‌بردند. شمار زیادی از فضاپیماهایی که به اعماق فضا ارسال شده‌اند، از RTG استفاده کرده‌اند و در میان آنها نام فضاپیماهای معروفی مثل مریخ‌نورد کیوریاسیتی یا کاوشگر نیو هورایزونز به چشم می‌خورد. نیو هورایزونز به مقصد پلوتو به‌فضا ارسال شده و پس از رسیدن به این سیاره، هم‌اکنون در حال کاوش سیاره‌های کوتوله بخش‌های بیرونی منظومه‌ی شمسی است. فناوری به‌کاررفته در RTG از همان نوعی است که در زیردریایی‌های اتمی هم به‌کار می‌رود. ناسا در ماه آوریل سال ۱۹۶۵ میلادی هم یک نیروگاه دیگر به‌نام SNAP-10A راه‌اندازی کرد. این نیروگاه به‌مدت ۴۳ روز کار کرد و در این زمان و پیش از از کار افتادن بخشی از آن، ۵۰۰ وات الکتریسیته تولید کرد. این نیروگاه هنوز هم در مدار زمین قرار دارد و چیزی بیش از یک زباله‌ی فضایی در نظر گرفته نمی‌شود.

ناسا در طول سال‌های دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی، روی توان هسته‌ای برای پیش‌رانش راکت‌ها تحت برنامه‌ی موتور هسته‌ای برای کاربردهای راکت‌ها یا NERVA پژوهش‌های زیادی انجام داد.

بیشتر افرادی کارکننده روی پروژه‌های دهه ۷۰ ناسا یا بازنشسته‌ شده‌ یا از دنیا رفته‌اند

این برنامه‌ یا طرح ایجادشده توسط ناسا می‌توانست از راکتورهای هسته‌ای برای گرم کردن هیدروژن و خارج کردن آن از یک نازل مخصوص استفاده کند. چنین روندی بیشتر شبیه به سازوکار یک راکت شیمیایی استفاده‌کننده از نوعی سوخت برای پیشرانش راکت بود. اما این برنامه در سال ۱۹۷۳ پایان پذیرفت و در آن زمان دیگر دنبال نشد.

برپایه‌ی آمار آژانس بین‌المللی هسته‌ای، روسیه هم تا به‌حال بیش از ۳۰ راکتور شکافت هسته‌ای راهی فضا کرده است. اما پس از لغو شدن برنامه‌ی پیشرانش هسته‌ای ناسا در سال ۱۹۷۳ توسط ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، روس‌ها نیز از برنامه‌ی خود عقب‌نشینی کردند. برونو در این مورد می‌گوید:

تا سال ۱۹۷۳ اوضاع به‌گونه‌ای پیش رفت که همه‌چیز یا از درجه‌ی اولویت خارج شد یا اینکه به‌کل پایان یافت. تا همین سال جاری میلادی، بیشتر افرادی کارکننده روی آن پروژه‌ها یا بازنشسته‌شده‌اند یا اینکه از دنیا رفته‌اند. ما اکنون دانش دست اولی از آنچه که آنها در آن زمان انجام داده‌اند‌، نداریم. البته که ما گزارش‌هایی در اختیار داریم؛ اما گزارش‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند سخن بگویند؛ این انسان‌ها هستند که بایستی صحبت کنند.

توفقی که به آن اشاره کردیم تا سال ۲۰۱۲ ادامه داشت. تا اینکه در این سال حرکت‌هایی برای بازگشت به دوره‌ی آزمایش‌های هسته‌ای مرتبط با فضا آغاز شد. ناسا و وزارت انرژی ایالات متحده یک آزمایش مقدماتی از طرح آغازین کیلوپاور را انجام دادند. این طرح اولیه ۲۴ وات الکتریسیته تولید می‌کرد. طرح اولیه باعنوان Demonstration Using Flattop Fissions یا به‌اختصار، DUFF شناخته می‌شد. DUFF از یک لوله‌ی گرمایی برای خنک‌سازی راکتور بهره می‌برد و یک ویژگی مهم هم داشت. این برنامه به‌عنوان نخستین مورد علمی استفاده از موتور استرلینگ برای تبدیل گرمای راکتور به الکتریسیته به‌شمار می‌رفت. باید اشاره کنیم که موتورهای استرلینگ از گرمای بیرونی برای راندن یک پیستون استفاده می‌کنند و این پیستون در ادامه یک میل لنگ را برای تولید توان به‌گردش در می‌آورد. پس از آزمایش DUFF برنامه‌ی توسعه‌ی تعیین‌کننده‌ی ناسا وارد فاز جدیدی شد و کیلوپاور در نهایت در سال ۲۰۱۴ موفق به دریافت پشتیبانی مالی و بودجه‌ی لازم شد.

موتور استرلینگطرحی ساده از موتور استرلینگ

آخرین آزمایش‌های ناسا و کیلوپاور از ماه نوامبر سال ۲۰۱۷ تا ماه مارس سال جاری میلادی انجام شد. رآکتور کیلوات دوگانه با استفاده از تکنولوژی استرلینگ که به اختصار باعنوان KRUSTY از آن یاد می‌کنند، مورد آزمایش قرار گرفته است. رآکتور کیلوپاور در یک آزمایش کار ۲۸ ساعته مورد سنجش قرار گرفت. در این آزمایش، رآکتور ابتدا آغاز به کار کرده، سپس به توان کار بیشینه رسیده و در ادامه خنک شده و در نهایت متوقف می‌شود. مارک گیبسون، مهندس سرپرست کیلوپاور در مرکز پژوهش‌های گلن ناسا که KRUSTY در آنجا مورد آزمایش قرار گرفت چنین توضیح می‌دهد:

راکتور در دمای ۸۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد کار می‌کرد و توانی بیش از ۴ کیلووات را تولید کرد.

مقامات ناسا و وزارت انرژی آمریکا می‌گویند که این راکتور به‌دلیل طرز کار و نحوه‌ی عملکردش، ایمن‌تر از سیستم‌های نسل‌های گذشته است. واکنش زنجیره‌ی شکافتی به‌طور منفعلانه کنترل می‌شود و حتی می‌تواند با استفاده از میله‌های کنترل بورون و بازتابنده‌های بریلیوم، متوقف شود. شکافت اتم شروع نمی‌شود؛ مادامی که رآکتور کاملا دور از سطح زمین باشد. طبق گفته‌ی پاتریک مک‌کلور، مدیر پروژه کیلوپاور در آزمایشگاه ملی لوس آلاموس متعلق به وزارت انرژی آمریکا، اگر یک راکت یا موشک در سکوی پرتاب منفجر شود، تابش ساطع‌شده از اورانیوم ۲۳۵ موجود در قلب رآکتور، تا شعاع حدود یک کیلومتری محیط اطراف را می‌تواند تحت تاثیر قرار دهد؛ ولی تاثیر آن به‌ندرت می‌توان فراتر از تاثیر تابش‌های پس‌زمینه‌ی طبیعی موجود در منطقه باشد. وی گفت:

در شرایطی هم که بخواهیم بدترین حالت را در نظر بگیریم، باز هم باور نداریم که یک رآکتور در طی یک حادثه‌ی تصادفی دچار آسیب شود.

دیوید پاستون، طراح اصلی رآکتور در لس آلاموس، می‌گوید:

یک رآکتور مشابه می‌تواند الکتریسیته‌ی لازم برای توان بخشیدن به تقویت‌کننده‌های یونی را فراهم کند؛ سیستم‌هایی که می‌توانند یک فضاپیما را به حرکت درآورند.

به‌گفته‌ی برونو، مقدار مواد لازم برای شروع واکنش زنجیره‌ای احتمالا به‌معنی یک راکتور بزرگ و بسیار سنگین برای استفاده‌ی عملی است.

ناسا به‌طور جداگانه در حال کار روی توسعه‌ی یک طرح مفهومی جدید از پیشرانه‌ی هسته‌ای گرمایی مبتنی بر اورانیوم است؛ طرحی که همانند موشک‌های شیمیایی فعلی از ایده‌ی خروج سوخت از انتهای موتور محرک برای ایجاد رانش در سیستم کلی بهره می‌برد. اما پروژه‌ی پیشرانش هسته‌ای گرمایی که در ماه آگوست سال ۲۰۱۷ آغاز شده، به‌اندازه‌ی کیلوپاور پیشرفت نداشته است.

آغاز کار کیلوپاور با این سیستم به‌منزله‌ی نقطه‌ی پایان RTG است

بیشترین فضاپیماهای هسته‌ای از RTG استفاده می‌کنند؛ این سامانه‌ها به‌راحتی گرمای حاصل از واپاشی پلوتونیوم را برای تولید برق استفاده می‌کنند. اما بازده RTG بسیار پایین است و موضوع مهم‌تر اینکه سوخت دی‌اکسید پلوتونیوم را نمی‌توانیم به‌راحتی تهیه کنیم. وزارت انرژی ایالات متحده، تولید سوخت پلوتونیوم ۲۳۸ را در سال ۲۰۱۵ و پس از یک توقف ۳۰ ساله ادامه داده است. اما در حال حاضر، ذخایر موجود تنها برای انجام ماموریت ۲۰۲۰ ناسار و شاید یک یا دو مأموریت بالقوه‌ی دیگر پیرامون منظومه‌ی شمسی کافی باشند.

کیلوپاور ناساطرح ترسیمی از کیلوپاور بر سطح ماه

کیلوپاور می‌تواند به‌عنوان یک جایگزین مناسب به کار گرفته شود. با این حال مقامات و کارشناسان پیرامون یک مورد اساسی هشدار می‌دهند. گیبسون می‌گوید:

از نقطه نظر توان، آغاز کار ما با این سیستم به‌منزله‌ی نقطه‌ی پایان RTG است. ما به‌نوعی از محدوده‌ی قبلی خارج می‌شویم و تلاش می‌کنیم تا محدوده‌ی تولید توان را برای مواردی مانند کاوش‌های انسانی افزایش دهیم؛ جایی که در آن به ده‌ها تا صدها کیلووات توان نیاز داریم. به‌عبارت دیگر، فعالیت‌های انسانی در ماه یا مریخ، نیاز به ۱۰ تا ۱۰۰ برابر توان بیشتری نسبت به آن مقداری دارد که یک راکتور منفرد کیلوپاور یا حتی چند مورد از آنها در کنار هم تولید می‌کند.

اما پاستون می‌گوید که طراحی پیمانه‌ای راکتور می‌تواند به‌آسانی می‌تواند به مقیاس‌های بزرگ‌تر هم انتقال یافته و نیازهای مد نظر ما را تامین کند.

برونو می‌افزاید که با وجود همه‌ی چالش‌ها، کیلوپاور یک گام مهم در جهت استفاده از نیروگاه هسته‌ای برای کاربردهای فضایی است. گام بعدی احتمالا انجام یک آزمایش رآکتور در فضا خواهد بود. ناسا هنوز چنین مأموریتی را تایید نکرده است؛ اما در یک کنفرانس مطبوعاتی در اوایل ماه گذشته میلادی برگزار شده بود، اعلام شد که ۱۸ ماه پیش رو، به شناسایی و امکان‌سنجی چنین پرتاب آزمایشی اختصاص خواهد یافت. یک احتمال هم این است که یک رآکتور کوچک کیلوپاور به‌همراه فرودگری روی ماه استفاده شود؛ احتمال توسعه‌ی چنین برنامه‌ای با توجه به تمرکز اخیر ناسا روی ماه وجود دارد.

پاستون می‌گوید که تست‌های موفقیت‌آمیز روی زمین، گام مهمی برای انسان‌ها، در مرحله‌ی بعدی اکتشاف فضا محسوب می‌شود. او می‌گوید:

ما مفهومی را ارائه داده‌ایم و ناسا می‌تواند هم‌اکنون از آن استفاده کند. برای من، هیجان‌انگیز‌ترین بخش ماجرا، پتانسیل بالای این کار است. این واقعا اولین گام در استفاده از توان حاصل از شکافت اتمی در فضا است.

درباره : نجومی

لمپیاد نجوم: هوش مصنوعی در تکمیل تکالیف خاص نسبتأ خوب عمل کرده اما هنوز فاصله‌ی طولانی تا هوش عمومی دارد، نوعی هوش که به هوش مصنوعی اجازه می‌دهد دنیا را شبیه انسان‌ها و یا حتی حیوانات، هدایت کند.

ai deepmind xبه گزارش لمپیاد نجوم، یکی از عناصر کلیدی هوش مصنوعی استدلال انتزاعی است – توانایی تفکر در ماوراء «اینجا و حالا» برای مشاهده‌ی الگوها و روابط متنوع‌تر و مشارکت در تفکرِ پیچیده. محققان ِ دپ مایند(DeepMind) – تشکیلات تابعۀ گوگل که بر هوش مصنوعی تمرکز دارد – مقاله‌ای با جزئیات را درباره‌ی اندازه‌گیری قابلیت‌های گوناگون استدلال هوش مصنوعی منتشر کردند و همان آزمایشاتی که برای اندازه‌گیری هوش خودمان بکار می‌بریم را بررسی کردند.

هوش (آی کیو) انسان

در انسان‌ها، استدلال انتزاعی را با استفاده از آزمایشات IQ بصری نسبتأ ساده‌ای اندازه‌گیری می‌کنیم. یک آزمایش معروف که متریک پیش‌رونده‌ی ریون نامیده می‌شود چند ردیف از تصاویر را نمایش می‌دهد که ردیف آخر آنها فاقد عکس آخر است. آزمایش‌دهنده می‌تواند تصویر بعدی را براساس الگوی ردیف‌های کامل شده انتخاب کند.

این آزمایش کاملأ به آزمایش‌دهنده نمی‌گوید که در تصاویر به دنبال چه چیزی بگردد – شاید این پیشروی به تعداد اشیاء درون هر تصویر، رنگ آنها یا موقعیتشان مربوط شود. آنها می‌توانند با استفاده از توانایی استدلال انتزاعی‌شان این امر را کشف کنند. محققان ِ “دپ مایند” به جهت اعمال این آزمون برای هوش مصنوعی برنامه‌ای را طراحی کردند که توانست مسائل ماتریس منحصربفردی را تولید کند. سپس، سیستم‌های هوش مصنوعی ِ گوناگون را تعلیم دادند تا این مسائل ماتریس را حل کنند.

AIدر آخر، آنها سیستم‌ها را آزمایش کردند. در برخی موارد، آنها از مسائل آزمایشی با همان فاکتورهای انتزاعیِ مجموعه‌ی تمرینی استفاده کردند – همانند تمرین و آزمایش هوش مصنوعی در مسائلی که باید تعداد اشکال را در هر تصویر مد نظر قرار دهند. در مواقع دیگر، آنها از مسائل آزمایشی شامل فاکتورهای انتزاعی متفاوت با مجموعۀ تمرینی، استفاده کردند. مثلأ ممکن است هوش مصنوعی را در مسائلی تعلیم دهند که باید تعداد اشکال را در هر تصویر در نظر بگیرند، اما سپس آن را در مسائلی آزمایش می‌کنند که باید موقعیت‌های اشکال را در نظر بگیرند تا پاسخ درست را کشف کنند.

دفعه‌ی بعد شانس بهتر

نتایج آزمون خوب نبود. وقتی مسائل تمرینی و مسائل آزمایشی بر فاکتورهای انتزاعی یکسانی تمرکز کردند، سیستم‌ها خوب بودند و ۷۵ درصد از مسائل را درست پاسخ دادند. هرچند، اگر مجموعه‌ آزمایشی با مجموعۀ تمرینی تفاوت داشت، هوش‌های مصنوعی عملکرد خیلی ضعیفی داشتند، حتی وقتی واریانس خفیف بود (مثلأ تمرین در ماتریس‌هایی که اشیاء تیره رنگ را نشان می‌دادند و آزمایش در ماتریس‌هایی که اشیاء روشن را نشان می‌دادند).

در نهایت، تست آی کیو هوش مصنوعی تیم نشان می‌دهد که حتی برخی از پیشرفته‌ترین هوش‌های مصنوعی امروز نیز نمی‌توانند مسائلی که در آنها آموزش ندیده‌اند را حل کنند. یعنی هنوز راه طولانی را تا رسیدن به هوش عمومی در پیش داریم. اما حداقل اکنون یک روش ساده برای نظارت بر پیشروی‌مان در اختیار داریم.

ترجمه: سحر الله وردی/ سایت علمی لمپیاد نجوم

منبع: futurism.com

درباره : نجومی
صفحات سایت